
در قسمت ۱۴۲ پادکست کارنکن، با امیرحسین راد، بنیانگذار نوبیتکس، یکی از عمیقترین و صادقانهترین گفتگوهای ممکن رو ضبط کردیم. آقای راد بدون سانسور و با جزئیات حرف زد. این اپیزود فقط یک مصاحبه نیست؛ یک روایت واقعی از ایستادگی، مسئولیت و تلاش برای ساختن چیزی ماندگار در یکی از سختترین شرایط ممکن ایران است.
گفتگو با امیرحسین راد
امین آرامش: سلام به امیرحسین راد، خیلی خوش اومدی به کارنکن.
امیرحسین راد: سلام، خیلی ممنون که منو دعوت کردین.
امین آرامش: آقا واقعاً شما ۹۰ میلیون دلار ضرر کردین، بعد پول مردمو پس دادین و فرار نکردین؟ واقعاً خیلی قوی شروع کردی!
امیرحسین راد: اینکه اینجا نشستم، خودش نشون میده که حرف شما درسته؛ ما فرار نکردیم. واقعاً بله، شاید تجربهای بود که برای کمتر کسی در ایران اتفاق افتاده. هک به این سایز، شاید حتی در سطح دنیا هم یکی از هکهای بزرگ بود.
تو اون شرایط خاص جنگی که مردم دغدغه جونشون رو داشتن و نگران بخشی از اموالشون بودن، تصمیم برای ما خیلی سخت بود. شاید هر بیزینس خصوصی دیگهای تو اون موقعیت اعلام ورشکستگی میکرد؛ میگفت «یه درصدی از داراییهامون رفته، هر چی مونده رو بین مشتریان تقسیم میکنیم» و با ۱۰-۲۰ درصد کمتر، هرکس به مال خودش میرسید.
ولی ما تصمیم سخت رو گرفتیم: وایستادیم پای کارمون، مسئولیت پذیرفتیم. هرچند مستقیماً مقصر نبودیم و با یه عملیات پیچیده هک مواجه شده بودیم، اما اعتبارمون رو خریدیم.
امین آرامش: بسیار عالی. من کلی کنجکاوی دارم که چطور پولها رو پس دادین. احتمالاً هم من و هم خیلی از شنوندهها فکر میکنن «مگه میشه؟ وصل به یه جایی بودین؟» ولی یه خرده جلوتر بریم.
از مهندسی شیمی تا بازارهای مالی
امین آرامش: بریم از قبلتر؛ مسیر شغلیت از کجا شروع شد؟ بعد چی شد که رسیدی به صرافی رمزارز و نوبیتکس؟ با جزئیات برامون تعریف کن.
امیرحسین راد: من تو دانشگاه تهران مهندسی شیمی خوندم، ورودی ۸۳ کارشناسی بودم. بعد بلافاصله ارشد دانشگاه شریف رفتم و با یکی دو سال فاصله، دوره دکتری رو هم ادامه دادم.
ولی همیشه دغدغه کار مستقل و بیزینس خودم رو داشتم؛ اینکه یه کسبوکار کوچیک داشته باشم، یه حجره، خودم آقای خودم باشم. این فکر همیشه باهام بود.
آزمون و خطاهای زیادی هم کردیم؛ از سالهای آخر کارشناسی با دوستان ایده میزدیم: پلتفرم فروش آنلاین هندگر، فروشگاه کتاب دستدوم آنلاین و چیزهای مشابه. ایدهها رو میزدیم ولی به اجرا که میرسیدیم، معمولاً بچهها متفرق میشدن.
امین آرامش: کار مرتبط با رشتهات هیچوقت نکردی تو این سالها؟
امیرحسین راد: چرا، بالاخره باید امرار معاش میکردیم. ازدواج کردم اوایل دکتری (حدود ۹۳) و تو این فاصله پروژههای مهندسی مشاوره میگرفتیم؛ بیشتر طراحی فرایند و ایمنی فرایند (Hazard Identification) برای پتروشیمیها، پالایشگاهها و شرکتهای بزرگ صنعتی.
از نزدیک صنعت نفت و پتروشیمی رو دیدم؛ جایی که درآمد ارزی ایران از اونجا میاد. ولی خب، اون کار هیجان منو ارضا نمیکرد. کار روتین بود؛ مبتنی بر استاندارد و Best Practice، جای خلاقیت خیلی کم بود. بیشتر کپیکاری از طرحهای قبلی (مثلاً فازهای اولیه پارس جنوبی که توتال ساخته بود).
تولد ایده نوبیتکس
امیرحسین راد: از بازارهای مالی هم خیلی خوشم میاومد. اواخر کارشناسی ارشد اولین حساب کارگزاری رو باز کردم؛ خرید و فروش سهام، نوسان قیمتها و هیجان بازار منو جذب کرد.
حدود سال ۹۵-۹۶ بود که بازار بیتکوین دوباره توجهمون رو جلب کرد. البته از ۲۰۱۲-۲۰۱۳ بیتکوین رو میشناختم (برای پرداخت خارجی دنبال راه بودم)، ولی چون هنوز adoption نداشت، از ذهنم رفت.
سال ۹۵-۹۶ دیدیم سرویسهای خارجی رمزارز وجود داره، سرمایهگذاری مختصری کردیم و متوجه شدیم چقدر چالش برای ایرانیها وجود داره. تو ایران هیچ نمونه مشابهی نبود.
احساس کردیم فرصت خوبیه: ایدهای با آینده روشن در دنیا، بدون رقیب جدی در ایران.
امین آرامش: دغدغه قانون و حاکمیت نداشتی؟
امیرحسین راد: چرا، یکی از دغدغههای اصلی بیزینسپلن اولیه همین بود. موضوع خیلی گنگ بود؛ هنوز زاویه نگاه حاکمیت مشخص نبود. حتی فکر میکردیم شاید سرمایهگذار دولتی بگیریم که زیر چترش باشیم.
ولی سال ۹۷ به این نتیجه رسیدیم که خودت باید همه مسائل رو حل کنی.
فیلترینگ اول کار
امیرحسین راد: اسفند ۹۶ لانچ کردیم. بدون تبلیغات مشتری جذب میشد. تو فضای کار اشتراکی دمو میدادیم، دنبال جذب سرمایه بودیم.
اوایل ۹۷ (فروردین-اردیبهشت) یهو سایت فیلتر شد! همزمان با فیلترینگ تلگرام بود. فکر کردیم خطای سامانه است، ولی پیگیری کردیم؛ دستور داده بودن چون مجوز نداریم (مثل صرافی سنتی، باید از بانک مرکزی مجوز بگیریم).
در حالی که هیچ چارچوب قانونی برای رمزارز وجود نداشت.
سرمایهگذار VC که خیلی مشتاق بود، جلسات رو کنسل کرد و گفت خیلی پرریسک هستین.
این باعث شد تجدیدنظر کنیم و بگیم بهتره روی پای خودمون وایستیم.
امین آرامش:چند نفر بودین اول کار؟
امیرحسین راد: ۴ نفر: من، علی آقامیر، امیرعلی اکبری و محمد آقایر. دو نفر فنی، یه نفر محصول و من بیشتر سمت بیزینس.
امین آرامش: فیلتر شدن چقدر طول کشید؟
امیرحسین راد: تقریباً یک سال. سال ۹۸ با جلسهای که با دادستانی فضای مجازی گذاشتیم (توضیح دادیم که کسبوکار داخلی هستیم و خارجیها آزادن)، رفع فیلتر شد. یکی از نقاط عطف بود.
امین آرامش: با این همه سختی چرا ادامه دادی؟
امیرحسین راد: چون محصول فیت شده بود؛ کاربر میاومد. دامنه جدید ساختیم، ادامه دادیم. این تجربه بهم یاد داد تو کسبوکار باید ایستادگی کنی و راهحل پیدا کنی.
نقاط عطف
امین آرامش: از یه میز تو فضای کار اشتراکی تا ضرر ۹۰ میلیون دلاری و بازپرداخت کامل؛ توی تاریخ صنعت ایران نمونه مشابه داری؟
امیرحسین راد: نمونه مشابه به ذهنم نمیرسه. ولی دوست دارم بهش به چشم تجربه رشد نگاه کنیم. ظرف ۶-۷ سال، درسی که گرفتیم احتمالاً برای خیلیها مفید باشه.
امین آرامش: بزرگترین نقاط عطف و درسهات چی بود؟
امیرحسین راد: یکی همین ایستادگی پای کار وقتی مسیر درست رو انتخاب کردی.
چطور تشخیص بدی مسیر درسته؟ ببین محصول نیاز واقعی جامعه رو رفع میکنه؟ محصول-مارکت فیت داره؟ آینده رو به رشدی داره؟
اگر رشد ۲۰-۳۰٪ ماهیانه نداشتیم، شاید میگفتیم بیخیال. ولی کاربر داشت میاومد؛ چون گزینه داخلی خوب نبود و محصولمون ویژگیهایی داشت که خارجیها برای ایرانیها نداشتن (درگاه ریالی، سفارشگذاری مثل بورس، کیف پول امن و…).
امین آرامش: فکر میکردی ۶ سال بعد اینقدر بزرگ بشه؟
امیرحسین راد: نه به این سرعت. فکر نمیکردم موج کریپتو جهانی اینقدر قوی بشه. ولی موفقیت ترکیبی از ایده درست، زمان درست، تیم درست و یک مقدار شانس هم هست. خیلیها شبیه ما شروع کردن، ولی این رشد رو نداشتن.
سختترین روزها
امیرحسین راد: نمونههایی از ایستادگی پای کار داشتیم. اواخر سال ۹۹ بود؛ تو اوج رشد شتابان بودیم. اسفند ۹۹ یهو سر یه پرونده اومدن ما رو بازداشت کردن، اونم با وضع خیلی بد؛ دستبند زدن و بردند.
امین آرامش: دستبند زدن واقعاً؟
امیرحسین راد: آره، بردن دفتر خودمون تو خیابون ایتالیا (از فینووا یکی دو تا صندلی نگه داشته بودیم، ولی دفتر اصلی رفته بود ایتالیا). سه چهار روز تقریباً بازداشت بودم و نمیدونستم اصلاً بابت چیه. بعداً معلوم شد یه پرونده مربوط به کارکنان یه نهاد بود؛ ظاهراً از کریپتو استفاده کرده بودن و تو تبلیغاتشون اسم نوبیتکس رو آورده بودن. فکر کردن ما سرشاخه یه هرم هستیم و زدن سراغمون.
امین آرامش: چه جالب، چون اون خیابون ایتالیا نزدیک خونه منه. تجربه سختی بوده.
امیرحسین راد: واقعاً عجیب بود؛ ما تا حالا از کنار کلانتری یا دادسرا هم رد نشده بودیم. یکی از سختترین لحظهها این بود که لباس متهمین تنمون کردن و بردند دادسرا. اونجا یکی از بچههای فینتک، فکر کنم مصطفی امیری، ما رو دید و اومد گفت «کمکی هست بیام انجام بدم؟» تو دستبند و اون لباس، شرایط خیلی خلاصه عجیب و غریب و سختی بود. ولی خدا رو شکر وایستادیم، جواب دادیم و مسئله حل شد.
اینم یکی از عوارض کارآفرینی تو ایرانه؛ فکر کنم کمتر کارآفرینی هست که همچین اتفاقی براش نیفتاده باشه. مثلاً اخیراً برای مدیرعامل ویجیکالا آقای طباطبایی هم شبیهش پیش اومد.
امین آرامش: این تجربهها نشون میده باید درس گرفت و ادامه داد، البته وقتی اعداد مالی جذاب باشه و رشد داشته باشی.
امیرحسین راد: دقیقاً. اگه بیزینس متوقف بشه، شاید ادامه ندیم. ولی رشد سریع ما از اواسط ۹۹ شروع شد؛ همزمان با پیک بازار کریپتو تو دنیا (۲۰۲۰-۲۰۲۱). تا ۱۴۰۰ ادامه داشت؛ رشد وحشتناک تعداد کاربر، حجم معاملات و سازمانی که اصلاً به این اندازه آماده نبود. تیم HR تازه داشت شکل میگرفت، سرعت جذب نیرو کم بود، فضای آفیس تنگ بود، زیرساخت نرمافزاری برای این حجم طراحی نشده بود. اونجا پوستانداختیم واقعاً.
امین آرامش: بزرگترین چالش تو اون رشد سریع چی بود؟ مارکتینگ که احتمالاً مسئله نداشتین.
امیرحسین راد: نیروی انسانی بزرگترین چالش بود؛ نه توسعه نرمافزار. رفتیم جلو، لزوماً بهترین شکل ممکن نبود، ولی دست و پا زدیم. یه سری نیرو اشتباهی جذب کردیم، تصمیمات اشتباهی هم گرفتیم، ولی از چالش عبور کردیم.
رشد بدون تیم مارکتینگ
امین آرامش: جالب اینه که این رشد با کمترین مارکتینگ مستقیم اتفاق افتاد.
امیرحسین راد: آره، تا ۱۴۰۰ اصلاً تیم مارکتینگ نداشتیم. یه پلن معرفی دوستان (ریفرال) داشتیم که تو اکسچنجها مرسومه. کانال اصلیمون همین بود؛ دهان به دهان و ارگانیک. خیلی از کاربرها میگفتن «شنیدم نوبیتکس خوبه» بدون اینکه لینک بدن. درصد دقیق الان خاطرم نیست، ولی بخش بزرگی ارگانیک بود و بخشی از ریفرال.
امین آرامش: تقسیم کار بین چهار کوفاندر (که بعداً پنجمی هم اضافه شد) چطور بود؟ چالش نداشتین؟
امیرحسین راد: اولش سخت نبود. من بیشتر هدایت تیم و مدیرعاملی رو برداشتم؛ یکی محصول رو، دو نفر فنی (یکی بلاکچین و کریپتوگرافی و امنیت، یکی بکاند و زیرساخت). تخصص بلاکچین خاصتر بود؛ نیاز به دانش کریپتوگرافی، امضا دیجیتال و شبکههای بلاکچین داشتیم.
بعداً آقای فرمند (که سرمایهگذار اولیه بود) اضافه شد و مسئولیت HR رو گرفت.
امین آرامش: چالشهای کار با دوستان نزدیک چی بود؟
امیرحسین راد: هر چقدر نزدیک باشی، چالش داره. اختلاف نظر، گلایه، فیدبک دادن تو فضای دوستانه سختتره. به تدریج یاد گرفتیم؛ سازمان از بلوغ کم به بلوغ بیشتر رسید. نقشها شکل گرفت؛ مثلاً سال ۹۹ اولین مدیر PR رو جذب کردیم (خیلی از اکسچنجها هنوز ندارن). یه شایعه هک اطلاعات کاربران پخش شد و مجبور شدیم به PR فکر کنیم؛ بیانیه بدیم، توییتر بذاریم یا نه.
امین آرامش: چقدر خوبه که اون سالها بهش فکر کردین.
امیرحسین راد: هیچکدوم بلد نبودیم، ولی از آدمهای موجود استفاده کردیم. ساختارها تغییر کرد؛ یه زمانی تیم محصول داخل فنی بود، بعد جدا شد. دیزاینر و UI/UX اضافه شد. مشورت میگرفتیم از استارتاپهای قبلی، یوتیوب، مصاحبهها. هر سازمانی به ساختار خودش میرسه؛ برمیگرده به ظرفیت آدمها.
شروع هیئتی بود؛ یکی چند کار میکرد (تلفن جواب میداد، فنی تست میکرد، چت پشتیبانی). به مرور فرایندها ساخته شد، نقشها اضافه شد، آدمها اومدن.
امین آرامش: الان چند نفر کارمند مستقیم دارین؟
امیرحسین راد: حول و حوش ۳۵۰-۳۶۰ نفر. سال ۹۹ فکر کنم تو اردر ۵۰ نفر بودیم.
بزرگترین اشتباهات
امین آرامش: بزرگترین اشتباهاتت تو این سالها چی بوده؟
امیرحسین راد: یه جاهایی تصمیمات رو تأخیر انداختیم؛ مثلاً با یه نیرو باید زودتر خداحافظی میکردیم، ولی ملاحظات کردیم و تعویق افتاد. تجربه نشون داد تصمیم بد بهتر از تصمیم نگرفتنه؛ تأخیرها تلمبار میشن.
تصمیمات کمهزینه و قابل اصلاح رو سریع بگیر؛ تصمیمات سنگین (مثل بچهدار شدن) رو با مداقه بیشتر.
با اطلاعات اون لحظه بهترین تصمیم رو بگیر؛ ممکنه ۶ ماه بعد دادههای جدید بیاد و بفهمی غلط بوده.
امین آرامش: اشتباه دیگه؟
امیرحسین راد: شفافیت بیشتر تو لایههای اصلی (سهامداران، شرکا) نیاز بود. اختلاف نظرها گاهی منجر به توقف تصمیمات میشد. گفتگوی شفافتر و روونتر کمک میکرد.
امین آرامش: یه نقطه سخت دیگه؟
امیرحسین راد: سال گذشته فشار تنظیمگری شدید شد؛ درگاههای پرداخت بسته شد. مجبور شدن تعهدنامه امضا کنن؛ یه عده کردن، ما نکردیم. اولین بار بود تصمیم اشتباهی گرفته شد و اصلاح نمیشد؛ هیچکس حرفمون رو نمیشنید. دولت تازه بود، آدمها نقششون رو پیدا نکرده بودن. تمرکز تیم رفت سمت جلسهها و حس ناامیدی شدید اومد که «کارمون دراومده». هنوز ادامه داره؛ درگاهها برنگشته.
امین آرامش: با چه توجیهی؟
امیرحسین راد: بانک مرکزی گفت باید مجوز بگیرین؛ توجیهش این بود که قیمت دلار رو بالا میبرین. ولی سهم ما از بازار ارز جزئیه (زیر ۱٪). بقیه کشف قیمت تو بازار غیررسمی و خارجیهاست. تصمیم خسارت زد، امید رو از بین برد، ولی اثری روی دلار نداشت.
امین آرامش: شاید میشد تعامل بهتری با حاکمیت داشت.
امیرحسین راد: آره، شاید. این صنعت تو دنیا شکل گرفته؛ ریسک داره، ولی راهش قطع رگ حیات نیست. باید قسمتهای مثبت رو ببینن؛ جوونها متخصص شدن، سرویس آوردن. ایران جزو ۳-۴ کشور برتر خاورمیانه از نظر تعداد کاربر و سایز پلتفرمهاست.
امین آرامش: تعداد کاربر نوبیتکس چقدره؟
امیرحسین راد: ثبتنام حدود ۱۱ میلیون و خوردهای؛ بیش از دو سوم کاربران رمزارز ایرانی پیش ما هستن. تخمین کل کاربران رمزارز تو ایران بالای ۱۵ میلیونه.
امین آرامش: کسایی که فقط خارجی کار میکنن چقدرن؟
امیرحسین راد: برآورد ۴۰-۵۰٪؛ دلایل: محدودیت خدمات (لوریج بالاتر، رمزارز خاص)، نگرانی مالیات و این داستانها.
امین آرامش: کجا رشد نوبیتکس متعجبت کرد؟ شبی که از شوق نتونستی بخوابی؟
امیرحسین راد: یه ماه قبل از بازداشت (اواخر ۹۹) یه روز حجم ورودی روزانه حدود ۲۰۰-۲۵۰ میلیارد تومان بود. به خودم گفتم «چه عدد بزرگیه». یکی از دوستان گفت «حواست باشه، وقتی بزرگ شدی میایم سراغت».
امین آرامش: ذهن مهندس شیمی پتروشیمی با ذهن امروزت چقدر فرق کرده؟ پول چه تأثیری گذاشته؟
امیرحسین راد: قبل نوبیتکس هدفم این بود دغدغه مالی نداشته باشم؛ استرس حقوق و مرخصی و اینا. نه لاکچری شدم، نه با قشر ثروتمند بیشتر میگردم. ماشین و لباس در حد عرف و شأنم میگیرم. برام ارزش نشون دادن ثروت نیست. شاید شلوغتر شدم و بعضی دوستا رو کمتر میبینم، ولی سبک زندگیم عوض نشده.
استقلال اقتصادی
امین آرامش: این تیکه استقلال اقتصادی برام جذابتره؛ چیزی ساختی که ارزش داره، تعداد زیادی آدم توش فعالیت میکنن، حرف برای گفتن داره، اسکیل بزرگی شده و حالا میتونه تو حوزههای دیگه سرمایهگذاری کنه و بدرخشه. کجاها سرمایهگذاری کردین؟
امیرحسین راد: بیشتر تو زنجیره ارزش خودمون و یه مقدار فعالیت VC ورود داشتیم. یکی دو تا استارتاپ سرمایهگذاری کردیم؛ یکی زیرساختیه و یکی دو تا هم روی زنجیره ارزش خودمون (محصولاتی که به نوبیتکس سرویس میدن یا ازش سرویس میگیرن). دوست داریم ادامه بدیم.
در آینده وارد حوزههای دیگه هم میشیم؛ اتصال بورس به رمزارز برامون جذابه، توکنایزیشن هم جذابه.
امین آرامش: فضای مالی ایران چقدر جا برای این کارها داره؟
امیرحسین راد: فضای مالی ایران بین کشورها رشد خوبی داشته، ولی این سالها به خاطر رگولاتوری درجا زده؛ خیلی کسبوکارها کمرنگ شدن یا کوچیکتر. نگرانیمون اینه که تنظیمگری آینده روشن رو با سقف کوتاه تبدیل نکنه.
مثلاً پرداختیاریها زود شروع کردن (حتی زودتر از همسایهها)، ولی همیشه درگیر شاهپرک و بانک مرکزی بودن. بانکداری الکترونیک هم تو دنیا خوبه؛ سرویسهایی مثل کارت به کارت، سامانههای پرداخت، زیرساخت مالی کشورمون جای خوبی داره.
بورس هم پیشرفت کرده؛ از اپ ساده همراه تریدر مفید تا اپهای مفصل امروز. نئوبانکها هم محصولات خوبی دارن. هر محصولی تو دنیا شکل گرفته، تو ایران هم شبیهش ایجاد شده.
ولی خلأ اتصال بورس سنتی با کریپتو و سرویسهای جدید با سنتیها حس میشه؛ اینجا میشه محصولات عالی ساخت.
راز بازپرداخت کامل
امین آرامش: بریم سراغ ماجرای ۹۰ میلیون دلار. از کجا آوردین؟ مگه چقدر پول درمیآرین؟
امیرحسین راد: اگه بگی از درآمد روزمره، معلومه نه؛ هیچ بیزینسی تو بازه کوتاه نمیتونه این عدد رو درآمد کنه.
ولی از روز اول (سال ۹۶) بخشی از درآمد کارمزدها رو انباشته کردیم، بیشتر در قالب بیتکوین و کریپتو. تجربه هک صرافیهای دنیا (حتی خارجیها) رو دیده بودیم؛ از همون اول پیشبینی کردیم.
فرض کن سال ۹۶-۹۷ بخشی از سرمایه (مثلاً ۲ میلیون دلار) بیتکوین میکردیم؛ امروز ۴۰-۵۰-۶۰ برابر میشه.
انباشت تدریجی بود؛ سقف پیشبینیمون ۵۰-۶۰ میلیون دلار بود، ولی عدد بزرگتر شد (بخشی بعد نزول بازار). بخشی توکنهایی بودن که قیمتشون افت کرد، ولی بخش ثابت (فیکس) داشتیم.
جمعبندی کردیم و دیدیم میشه جبران کرد. بلافاصله بعد هک، سرویس رو سریع بالا آوردیم و برداشت باز کردیم تا مشتری خیالش راحت بشه. هیچ پولی نگه نداشتیم برای جبران تدریجی.
امین آرامش: اول بگو دقیقاً چه اتفاقی افتاد (برای کسایی که نمیدونن).
امیرحسین راد: تجربه هک درسهای زیادی داره، ولی هر بار یادش میافتم حالم خوب نمیشه؛ دست و پام میلرزه. تجربه خیلی سختی بود؛ فشار روانی عظیمی تحمل کردیم.
تو دوران جنگ بودیم؛ بعد هک دو تا بانک، یکی از قربانیان حملات هکری (که بخشی از جنگ بود) ما بودیم. گروه هکری «گنجشک درنده» (سابقه هک زیاد تو ایران) با برنامهریزی بلندمدت و تو زمان عجیب هک کرد. هدف اصلی بههمریختن آرامش روانی جامعه بود؛ عدد بزرگ بود، تعداد کاربران کم نبود.
نزدیک ۲ میلیون نفر آسیب دیدن؛ از ۱۰ هزار تومان تا چند میلیارد. تو شرایط پراسترس جنگ (نگرانی جون و خانواده و پسانداز)، اینم رفت.
ساعات اولیه هک
امین آرامش: شیوه فکر کردنت تو اون روزها چی بود؟ چطور خودتو سر پا نگه داشتی؟
امیرحسین راد: ذهنم پر از آشوب بود، ولی از بیرون خونسرد به نظر میرسیدم؛ سعی کردم کنار بچهها باشم.
به خودم میگفتم: «اگه کار درست انجام بدم، مطمئناً دوباره برمیگرده». این آرامش میداد. مهم این بود آرامش بدم به مردم، احساس مسئولیت کنم.
تصمیم جمعی سهامداران بود؛ کار درست کنیم، مسئولیت بپذیریم، قطعاً برمیگرده.
اگه آمادگی نداشتم، خیلی خالی میشد؛ ولی پیشبینی کرده بودیم. بحث آبرو بود؛ میگفتم آبرو نره، هر اتفاقی بیفته جمعش میکنم، حتی اموال شخصی بفروشیم.
در بلندمدت اعتماد میسازه؛ مشتری ممکنه کوتاهمدت بره، ولی تجربه مثبت میمونه و سختتر میشه شبیهش تکرار بشه.
امین آرامش: هکر به هدفش رسید؟ دنبال چی بود؟
امیرحسین راد: واضح بود هدف تأثیر روانی و بههمریختن آرامش جامعه بود. هکهای معمول (مثل کره شمالی) پول رو میبرن و میشورن.
اینجا پولها به آدرسهایی منتقل شد که قابلیت انتقال ندارن؛ انگار سوزانده شدن. سارق این کارو نمیکنه؛ کسی که نمیخواد انگ سرقت بخوره و بدنام بشه.
اگه برای خودش برمیداشت، پیگیری بینالمللی ممکن بود؛ نمیخواست.
امین آرامش: چقدر روی اعتماد کاربران تأثیر گذاشت؟ چقدر رفتن یا تراکنش کم کردن؟
امیرحسین راد: کوتاهمدت آمار جالب نبود، ولی مهر ماه (۴ ماه بعد) به شاخصهای قبل هک رسیدیم. با درصد خوب ریکاوری شدیم؛ دستاورد بزرگی بود. سپاسگزار تکتک بچهها هستم.
امین آرامش: خیلیها میگن حتماً به جایی وصل بودین که تونستین ۹۰ میلیون دلار پس بدین؛ تو ایران مگه میشه بزرگ بشی و وصل نباشی؟
امیرحسین راد: از اول فکر میکردیم سرمایهگذار دولتی مشکلات رو حل میکنه، ولی دیدیم کمک خاصی نمیکنه. بهتره خودت مسئولیت بگیری.
رشد ما طبیعی و همراه بازار بود؛ بالا و پایین شدیم. خدا رو شکر در جای درست وایستادیم؛ نیازی به حمایت مالی هیچ مجموعهای نداشتیم.
ترکیب سهامداران کاملاً بخش خصوصی؛ سرمایهگذار اولیه دوست بود، یکی دیگه هم کارآفرین فضای دیگه.
اگه کسی باور نکنه، میگم: تو کدوم کیس دولت کمک کرده؟ کارمندی داشتیم خونهش تو جنگ آسیب دید؛ قرار بود کمک کنن، ولی نکردن. حتی یک ریال وام با نرخ بهتر ندادن.
هر کی شک داره، بیاد تمام نامهها و اسناد رو نشون بدم. حتی دستگاه حاکمیتی برای اثبات موجودی (Proof of Reserves) اومد و تأیید کرد.
امین آرامش: امیرحسین بعد هک با قبلش چه تغییری کرد؟ چه درسی آوردی؟
امیرحسین راد: باید کمیته بحران جدیتر داشته باشیم؛ سناریوهای مختلف رو فکر کنیم. بلافاصله بعد هک انجام دادیم.
جلسات بحران از شروع جنگ داشتیم؛ بعد هک، مدیریت بحران، فرایندها و نقشها تعریف شد.
ترجمه عمومی: هر کسبوکاری فکر کنه «اگه نابود بشم چی؟»؛ پروتکل داشته باشه برای پیشگیری یا مدیریت.
هر بیزینسی ریسک خاص خودش رو داره؛ ما ریسک هک و جنگ رو نداشتیم تو سناریوها. ولی حالا آمادگی برای بحرانهای بزرگ (مثل هک) بیشتره؛ صندوق ذخیرهای داریم.
درسهای جنگ
امیرحسین راد: یکی از چالشهای روزهای جنگ این بود که بلافاصله سرویس رو بیاریم بالا، ولی تجهیزات کافی تو انبار نداشتیم. از بازار هم نمیشد تهیه کرد؛ حتی سرور، فلش ساده، خیلی از بازارها بسته بود.
این یکی از نتایجش بود که گفتیم باید تجهیزات اضطراری داشته باشیم. تصمیمات جدی گرفتیم برای بکآپها و سرورهای پشتیبان؛ موقعیتشون طوری باشه که کمتر آسیب ببینن، نحوه بکآپگیری طوری باشه که تو جنگ احتمال آسیب کمتر باشه.
ریسکها رو قبل جنگ هم میدادیم، ولی درکمون عمیق نبود. جلوگیری از احتمال کم فاجعه خیلی گرون نیست، ولی چون احتمالش کم به نظر میرسه، دستکم میگیریم.
امین آرامش: مثلاً تو پادکست کارنکن فاجعه چی میتونه باشه؟
امیرحسین راد: یه روز همه فایلهای فید پادکست پاک بشه. با یه هاست دانلود خیلی ارزون (نزدیک صفر) میشه بکآپ گرفت. کار خیلی ارزونیه، ولی اگه انجام ندی، اتفاق کماحتمال فاجعه بزرگی رقم میزنه.
لازمه تو تمام لایههای تیم (نه فقط یه نفر) به این چیزها فکر بشه. حتی تو شرایط بحرانی، اگه خودم آسیب ببینم، نفر جایگزین کیه؟ آیا نفر دوم دسترسیها رو داره؟
کارهای ساده مثل فاکتوری کردن، دسترسی به سامانه دوربین مداربسته؛ آیا دو نفر دسترسی دارن؟
تا قبل جنگ و این آسیبها، این ریسکها رو میدیدیم ولی جدی نمیگرفتیم. احتمالش رو دستکم میگرفتیم؛ مثل احتمال افتادن شهابسنگ روی سر!
سختیهای پنهان
امین آرامش: سختیهای دیدهنشده کارت چیه؟
امیرحسین راد: یکی چالش رشد و فیدبک دادن به آدمها و تغییر نقششون؛ خیلی سخته. تیمی رو میآری بالا، کنار هم کار میکنین، بعد تصمیم میگیری تغییر بدی. بیرون دیده نمیشه، ولی ممکنه یک ماه ذهنت درگیر باشه.
دومی تعامل با حاکمیت برای جا انداختن رمزارزها تو نگاه کلان؛ رفتیم و برگشتیم، جلسه گذاشتیم، گاهی خونه اول برگشتیم.
این تیکهها کمتر دیده میشن، ولی سختی خاص کسبوکار ما بود.
اکسچنجها با قدرتمندترین رگولاتور ایران (بانک مرکزی) سر و کار دارن؛ میتونه صبح حسابتو ببنده. هیچ رگولاتور دیگهای این قدرت رو نداره (حداکثر فیلتر).
ما با لبه تیغ راه میرفتیم؛ یه جا رمزارز رو به ارز وصل کردن، کار رو سخت کرد.
از اکستریمش این بود که میگفتن «این قماره، خروج سرمایهست، جمعش کنین». فتوای حرام نیاوردن (هرچند مراجع مختلفن)، ولی فشار زیادی بود.
تعامل با قوه قضاییه، دولت، بانک مرکزی؛ ایجاد نگاه منصفانه خیلی سخت بود.
امین آرامش: یه سختی دیگه؟
امیرحسین راد: از خرداد سال گذشته فشار تخریبی شدید از هر دو طرف (رسانههای داخل و خارج). نادرترین کیس هستیم که هر دو طرف مورد عنایت قرار دادن.
فشار PR خیلی شدید بود؛ کوچکترین اتفاق رو رسانههای خارجی (مثل والاستریت ژورنال) و رسانههای داخل (حتی وابسته به حاکمیت) میچرخونن.
چپ و راست فرقی نداره. مستقل بودن هزینه داره؛ وسط وایسی، همه حمله میکنن.
هنوز ادامه داره؛ امیدوارم تصویر واقعی نوبیتکس جا بیفته: کسبوکار خصوصی که تعهداتش رو انجام داد، ارزش واقعی خلق کرد، رویافروشی نکرد.
برنامه آینده
امین آرامش: برنامه آینده چیه؟
امیرحسین راد: با توجه به تهدید تنظیمگری نگرانم؛ نوع تنظیمگری فعلی میتونه سقف زحمات بچهها رو کوتاه کنه.
خدا رو شکر از نقطه «اصلاً شما برای چی هستین؟» گذر کردیم؛ حالا حداقل بحث مجوز و تنظیمگریه. ولی تهدید هنوز هست؛ تصمیم اشتباه میتونه چندین سال عقب بندازه (مثل خیلی حوزهها: پیامرسانها، اینترنت).
ما بستری ساختیم برای سرمایهگذاری، انتقال پول؛ کلی زیرساخت و تکنولوژی توسعه دادیم. افق محدود بذارن، مزیت رقابتی نسبت به خارجیها رو از دست میدیم.
جایگاه خاورمیانهایمون ممکنه از دست بره؛ مشتری خارجی (اگر مقیم ایران باشه) غیرممکن میشه.
برنامه مهم: اتصال بازارهای مالی سنتی و کریپتو؛ سرمایهگذاریهای جدید تو این فضا.
سه ویژگی کلیدی
امین آرامش: سه ویژگی یا مهارت پررنگت که کمک کرد اینجا باشی؟
امیرحسین راد: صبرم بالاست؛ خیلی دیر از کوره در میرم. فیدبکپذیرم. میتونم چشمانداز ترسیم کنم.
علاقه شخصی هم هست؛ دوست دارم تو حوزه مالی کار نوعی انجام بشه. بلاکچین آزادی مالی ایجاد میکنه.
امین آرامش: به چی افتخار میکنی؟
امیرحسین راد: تونستیم آدمهای زیادی رو بدون رویافروشی با کریپتو آشنا کنیم. آینده (چه دولت بخواد چه نخواد) کریپتوئه؛ قوانین دنیا داره تغییر میکنه.
بانکها کمرنگتر میشن؛ کیف پول کریپتو بدون واسط خدمات پایه بانکی (نگهداری، پرداخت، لندینگ، باروینگ) میده.
آزادی عمل داری؛ پول دست کسی نیست، صبح حسابتو مسدود نمیکنن.
خوشحالم سرویس میلیونها کاربر رو ساختیم؛ پل بودیم تو گذار از متمرکز به غیرمتمرکز.
ناامیدی یکساله
امین آرامش: ناامید میشی؟
امیرحسین راد: تو یک سال گذشته آره؛ سابقه نداشته. همیشه میگفتم «درست میشه»، ولی تحولات کشور، سن بالاتر، قرمزی سبزیها… ناامید شدم.
امید به تغییر کلان کم شده؛ روزگار عجیبی دیدیم، ولی امید داشتیم بعدی درست میکنه. حالا دولت تازه، ریاستجمهوری غیرمنتظره… مسائل دولتی ناامیدی رو تقویت کرده.
امین آرامش: چی امید میده؟
امیرحسین راد: آدمهای مؤثر، خالصانه و ایراندوست هنوز هستن (تو وزرا، دولت). اینا امید میدن.
وقتی فیلتر شدیم، معاونت علمی امید داد؛ حالا هم هست، ولی جمع مسائل زیاد شده.
هنوز آدمهایی هستن که به منفعت کشور فکر میکنن.
امین آرامش: به ندای درونی «این مسخرهبازیها کل مملکت رو هواست» چی جواب میدی؟
امیرحسین راد: مسائل هستن و تجمع پیدا کردن؛ امیدوارم زود حل بشن.
به خودم میگم: نقش من چیه؟ کاری که میتونم بکنم رو درست انجام بدم. مسائل حل نمیشه، ولی وظیفهم اینه تلاش کنم.
مثلاً تو کیس خودمون تا دو سه ماه پیش نسبت به تنظیمگری ناامید بودم، ولی آدمهایی میبینم که حرفتو میفهمن؛ انرژی میگیرم جلو ببریم.
امید از اقدام میآد؛ حرف خالی مثل مواد مخدره. بحران نوبیتکس ترکیبی از بلد بودن PR، زیرساخت، اقدام بهموقع بود. بحران آب و هوا هم همین جنسه؛ ولی بلد نیستن چیزایی مثل روابط عمومی، حل مسئله، تصمیمگیری.
بیتصمیمی خودش تصمیمه؛ تصمیم سخت میگیرن، چون در معرض ضربهان.
مثلاً بنزین: اگه پلهای افزایش میدادن، فشار کمتر بود. الان منابع ارزی میره قاچاق بنزین (۵ میلیارد دلار سالانه وارد میشه). شیوه مملکتداری خندهدار شده؛ سرمایه ارزی رو میسوزونی تو هوا!
پیام به ۱۸ سالگی
امین آرامش: به امیرحسین ۱۸ ساله چی میگی؟ حسرت چی میخوری؟
امیرحسین راد: زندگی رو بیشتر لذت ببر، سفر برو، آدمهای بیشتری ببین.
حسرت: دست آدمهای بیشتری رو بگیرم، کمک کنم؛ تجربهمو در اختیارشون بذارم، حتی سرمایه.
نگاهم به کار خیر فرق میکنه: ماهیگیری یاد دادن سختتره، ولی متعالیتره. وقت و انرژی میخواد.
انشاءالله بیشتر روش وقت بذارم.
تعامل بیشتر ایران و بیرون (بیزینسی)؛ کمکاری شده، دوست دارم روش کار کنم.
امین آرامش: مرسی که اومدی کارنکن. چیزی مونده بگی؟
امیرحسین راد: خیلی ممنون از دعوتت. امیدوارم برنامه خوبی شده باشه. از ته دل هرچی داشتیم گفتیم. بعضی سؤالها شاید عمیقتر جواب بدم اگه دوباره مرور کنم. امیدوارم خوب شده باشه.
در متن مقاله بخشهای مهم گفتوگو را آوردیم؛ اما حس واقعی گفتگو با امیرحسین راد وقتی در ویدیو ببینی کاملتر منتقل میشه — مخصوصاً وقتی دربارهی چالشها، تصمیمات مدیریتی و آیندهی نوبیتکس حرف میزد.
نظر تو درباره دیدگاهها و تجربههای امیرحسین راد چیه؟
اگر نکتهای از این گفتوگو برات الهامبخش یا حتی قابلبحث بوده، خوشحال میشیم توی کامنتها نظرت رو بنویسی.