karnakon.ir

گفت‌وگو با امیرصالح زارع |‌ Amir EyZed |‌ یوتوبر و استریمر

نام نویسنده: تینا ایازیان ماوی

گفت‌وگو با امیرصالح زارع |‌ Amir EyZed |‌ یوتوبر و استریمر

5/5 - (1 امتیاز)
امیرصالح زارع

امیرصالح زارع (Amir EyZed) مهمان قسمت صد و سی‌ و چهارم پادکست کارنکنه؛ یوتیوبری که از همون سنین نوجوانی وارد دنیای تولید محتوا شده و حالا به یکی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی استریم و یوتیوب فارسی تبدیل شده. کسی که تجربه‌های واقعی از کار حرفه‌ای، ساخت مسیر شغلی مستقل و درآمدزایی دلاری داره و تونسته توی سن کم، به درآمدهای قابل‌توجهی برسه؛ مسیری که برای خیلی‌ها هم وسوسه‌کننده‌ست، هم پر از درس و نکته‌ی کاربردی.

خوش‌آمد‌گویی

امین آرامش: سلام امیرصالح زارع، خیلی خوش اومدی به کارنکن.

امیرصالح زارع: سلام، خوشبختم از آشناییتون. ممنون که دعوتم کردین. فقط قبل از شروع، مهمون رو تو پادکست معرفی می‌کنید؟ چیزای خوبی هم راجع‌به من گفتین؟

امین آرامش: حالا معلوم میشه قراره چی بگیم! ولی آقا من یه سؤال دارم؛ رفتی خواستگاری، وقتی ازت پرسیدن شغلت چیه، چی گفتی؟

امیرصالح زارع: عجب شروع طوفانی‌ای! من گفتم یوتیوبرم. اتفاقاً پدرخانمم خودش یوتیوب رو دنبال می‌کنه و نگاه می‌کنه.

امین آرامش: چه جالب!

امیرصالح زارع: چون شغل خودشون قبلاً کارگردانی تبلیغات در صدا و سیما بود؛ کلاً در فضای مدیا کار می‌کردن.

امین آرامش: آخه یکی از سختی‌های ما در این کار اینه که وقتی می‌خوای خودت رو معرفی کنی و می‌گی پادکست داریم یا یوتیوبر هستیم، طرف می‌پرسه: یعنی چی؟

امیرصالح زارع: نه، من اصلاً این مشکل رو نداشتم. چون هم برادرخانمم خودش یوتیوبره و هم پدرخانمم کلاً با این فضا آشناست. الان هم یکی از دنبال‌کننده‌های جدی من هستن.

امین آرامش: پس باید خیلی مواظب باشی! مثلاً تا حالا شده بهت بگن این چی بود که گفتی؟

امیرصالح زارع: اوایل آره. وقتی تازه آشنا شده بودیم، یه ذره حساسیت بود. مثلاً مونس (همسرم) می‌اومد نقدها رو بهم می‌گفت که فلان جا چرا این رو گفتی. نقدهاشون هم درست بود. ولی الان دیگه اون‌جوری نیست که گیر اخلاقی بدن.

امین آرامش: مثلاً چه نقدی می‌کردن؟

امیرصالح زارع: مثلاً اوایل که با مدل کار ما آشنا نبودن، می‌گفتن چرا فلان جا فلان حرف یا فحش رو دادی؟ آخه ما گیم می‌زنیم و وقتی اعصابمون خرد میشه یه چیزی می‌گیم. اون اوایلِ آشنایی این صحبت‌ها بود، ولی الان دیگه نه.

از آتاری و سگا تا رویای قهرمانی در فیفا

امین آرامش: الان هم گیم می‌زنی؟

امیرصالح زارع: آره، الان هم هر شب بازی می‌کنیم.

امین آرامش: اولین باری که فهمیدی از بازی کردن هم میشه پول درآورد، کی بود؟ چون اتفاق خیلی جالبیه که آدم بازی کنه و پول هم دربیاره.

امین آرامش: برای همه جالبه که بدونن گیم از کجا برات شروع شد؟

امیرصالح زارع: من از وقتی یادمه گیمر بودم. پدرم همیشه ترجیح می‌داد من توی خونه باشم و بازی کنم؛ واسه همین از کنسول‌های قدیمی مثل میکرو و سگا گرفته تا پلی‌استیشن ۱، همه رو برام می‌خرید.

وقتی ۱۰-۱۲ سالم بود، ماجرا برام خیلی جدی شد. مجله‌های بازی رو می‌خریدم و اخبار مسابقات رو دنبال می‌کردم. مثلاً یادمه برای مسابقات فیفا که انتخابی جام جهانی بود و در برج میلاد برگزار می‌شد، واقعاً شرکت می‌کردم. یا در باشگاه «آرش میراسماعیلی» در مجیدیه شمالی، تورنمنت‌هایی برگزار می‌شد که من پای ثابت اونا بودم.

امین آرامش: در اون سن و سال، نگاهت به جایزه و پول چطور بود؟

امیرصالح زارع: از حدود ۱۳-۱۴ سالگی فهمیدم که اگر در تورنمنتی قهرمان بشی، جایزه نقدی می‌گیری. این اولین آشنایی من با کسب درآمد از طریق بازی بود.

دنیای ناشناخته گیمرهای حرفه‌ای

امین آرامش: راستش رو بخوای، دنیایی که شما توش زندگی می‌کنید برای من و خیلی‌های دیگه ناشناخته است. اینکه میلیون‌ها نفر به صورت حرفه‌ای بازی می‌کنن یا بقیه نشستن و بازیِ اونا رو تماشا می‌کنن، برای من عجیبه. اصلاً مدل این بازی‌ها چطوریه؟

امیرصالح زارع: اگر بخوام خیلی ساده بگم، مثلاً ما یک بازی آنلاین به اسم (Rainbow Six Siege) انجام می‌دادیم. این بازی ۵ به ۵ است؛ مثلاً یک تیم در نقش پلیس و تیم دیگه در نقش دزد (مهاجم). اما اصلاً شبیه بازی‌های ساده‌ای مثل کانتر استرایک نیست. رینبو یک بازی کاملاً استراتژیکه؛ شما باید برای هر حرکت پلن و برنامه داشته باشید، مثلاً دیوارها رو تخریب کنید یا با فلز تقویتشون کنید تا دشمن نفوذ نکنه.

امین آرامش: این تیم‌ها چطوری شکل می‌گرفت؟ روی چه پلتفرمی بازی می‌کردی؟

امیرصالح زارع: من روی کنسول (PS4) بازی می‌کردم. وقتی آنلاین بازی می‌کنی، مثلاً می‌بینی اسم یارت «امیرعلی» هست؛ همون‌جا هدست رو وصل می‌کنی و می‌پرسی: «ایرانی هستی؟». پلی‌استیشن فضایی به اسم «پارتی» داره که می‌تونی صوتی با بقیه حرف بزنی. ما کم‌کم با هم رفیق شدیم و چون بازیمون خوب بود، تیم‌های حرفه‌ای ۵ نفره تشکیل دادیم. هرچی رنک و رتبه ما بالاتر می‌رفت، با آدم‌های جدی‌تر و حرفه‌ای‌تری آشنا می‌شدیم و این‌طوری یه کامیونیتی شکل گرفت.

از تورنمنت‌های دوستانه تا قهرمانی در الکامپ

امین آرامش: چطور این بازی‌های دوستانه به مسابقات بزرگ کشوری تبدیل شد؟

امیرصالح زارع: دیدیم خارج از ایران مسابقات بزرگی برگزار میشه، گفتیم چرا ما خودمان این کار رو نکنیم؟ یکی از بچه‌ها به اسم «مسیح ساده» که خودش از علاقه‌مندانِ این فضا بود، شروع کرد به برگزاری تورنمنت‌های جدی. شاید باورت نشه، ولی اولین تورنمنت ۱۵۰ تا تیم ۵ نفره شرکت کردن!

امین آرامش: یعنی یک فرد حقیقی بدون حمایت این کار رو کرد؟

امیرصالح زارع: بله، کاملاً دلی و حرفه‌ای شروع شد. کار انقدر بزرگ شد که ما در نمایشگاه «الکامپ» در باغ کتاب تهران مسابقات حضوری داشتیم. در یکی از همین مسابقات کشوری من قهرمان شدم. جالب اینجا بود که حدود ۲۰۰ نفر تماشاگر حضوری برای دیدن بازی ما اومده بودن؛ آدم‌هایی که بازیشون ضعیف‌تر بود، می‌نشستن بازی ما رو می‌دیدن و طرفدار ما شده بودن.

امین آرامش: مثل همون فوتبالِ محلی که تو کوچه بازی می‌کردیم. می‌رفتیم اون یکی محل بازی می‌کردیم، شما هم انگار تو اون بازی برای خودتون اسم و رسمی به هم زده بودید.

امیرصالح زارع: آره، بعد مثلاً ما توی این بازیکنا طرفدار پیدا کرده بودیم. مثلاً یه عده می‌گفتن… تیم ما اسم داشت، مثلاً اسم تیم ما «سی‌جی» بود. می‌گفتن ما طرفدار سی‌جی‌یم، خیلی تیمشون خفنه. بعد گفتیم خب ما یه کانال تلگرام بزنیم واسه تیممون، اخبار تیممونو بگیم؛ مثلاً کجا قهرمان شدیم، کی الان جوینِ تیممون شده و فلان. بعد این خودش ۳۰۰ تا، ۴۰۰ تا ممبر گرفت. کسایی که می‌خواستن ببینن، همه اینا بازیکنای همون بازی بودن.

آشنایی با دنیای استریم و توییچ

امیرصالح زارع: بعد یه روز یکی از طرفدارای این گیمه، با هم رفته بودیم بیرون، گفت: «تو چرا استریم نمی‌کنی؟ خیلی باحاله که». گفتم: «استریم چیه؟». گفت: «با اینترنت، تو بازیتو برای بقیه شیر می‌کنی بقیه نگاه کنن». گفت: «شما تیمتون انقدر خفن بازی می‌کنه، اینو شیر کن ما بازیتونو ببینیم، حیفه». من اصلاً نمی‌دونستم چی می‌گه. گفت: «یه سایتیه اسمش توییچه، این بازیکنای خفن خارجی که دوستشون داری همه اونجا آنلاینن دارن لایو استریم می‌ذارن».

رفتم نگاه کردم دیدم مثلاً همه پلیرایی که دوستشون داریم، یا رفیقامونن یا حتی قهرمانای همین بازین تو خارج، اینا یه دوربین گذاشتن گوشه تصویر دارن بازی می‌کنن. گفتیم چقدر باحال! مثلاً می‌تونیم استراتژی اینا رو یاد بگیریم، از تجربیات اینا استفاده کنیم. گفتم باشه انجام می‌دم. طرفدارای گیم هم که ما رو دوست داشتن می‌گفتن: «آقا تو رو خدا استریم کن ما بازیِ تیم شما رو یاد بگیریم». گفتیم باشه اشکال نداره. من شروع کردم، اولین بار بدون دوربین، تصویر بازیمو فقط شیر کردم.

امیرصالح زارع:  الان اکثر کسایی که استریمو شروع می‌کنن اصلاً ویو ندارن؛ مثلاً یه دونه ویو دارن، به باباشون می‌گن بیا نگاه کن. ما تو اولین استریم ۲۰ تا ویو داشتیم، سال ۲۰۱۷. سر اینکه تیممونو دوست داشتن توی اون کانال تلگرامه، برای ۲۰ نفر استریم کردم. روز اول تموم شد. روز دوم دوباره لایو شدم، بعد یهو یکی توی چت نوشت: «چجوری می‌تونم دونیتت کنم؟ من کانادا هستم می‌خوام دونیتت کنم». گفتم: «دونیت چیه؟ فحش می‌دی؟». گفت: «نه، استریمرای خارجی پول درمیارن، ما بهشون پول می‌دیم حمایت مالی می‌کنیم». گفتم مگه اصلاً همچین چیزی وجود داره؟

امین آرامش: چه سنی بودی الان؟

امیرصالح زارع:  ۲۰۱۷ بود، فکر کنم ۱۸-۱۹ سالم بود. سرچ کردم دیدم «آیدی‌پی» وجود داره، می‌شه لینک گذاشت. زرین‌پال هم اوایلش بود. آیدی‌پی‌مو درست کردم، می‌رفتن ۱۰۰۰ تومن، ۲۰۰۰ تومن دونیت می‌کردن. بعد توی گوشیم توی باتِش پیام می‌اومد، من توی استریم می‌خوندم تشکر می‌کردم: «مرسی یکی الان ۱۰۰۰ تومن دونیت کرد». بعد گفتم خب دونیتِ خارجیه رو چیکار کنم؟ فهمیدم می‌شه اکانتمونو وصل کنیم به حساب خارجی. همون پسره که گفت دونیتت می‌کنم، گفت من خودم حساب دارم به حساب من وصل کن. من اعتماد کردم، بچه‌هایی که خارج بودن دونیت می‌کردن می‌رفت تو حساب اون، اونم برای من جابه‌جا می‌کرد پوله رو.

امیرصالح زارع: دیدم چقدر طرفدارا حمایت می‌کنن، مثلاً ۲۰۰ تومن می‌زدن می‌گفتن چقدر بازیت خوبه.

امین آرامش: مثل اینه که برن مسابقه فوتبالو ببینن، عضو باشگاه طرفداران بشن و حمایت کنن.

امیرصالح زارع: اینا حمایت می‌کردن که ما بهشون پلنای خفن‌تر یاد بدیم. طرف می‌گفت: مثلاً «۲۰ هزار تومن دونیت می‌کنم، تو رو خدا بگو اینجا چجوری آدم بکشم». خیلی باحال بود. بعد دیدیم خود پلتفرم توییچ «سابسکرایب» داره، می‌تونی اشتراک بفروشی و هی جدی‌تر شد.

من هم‌زمان با این مسئله کار می‌کردم؛ توی دفتر مرکزی شرکت بستنی ایتالیایی «لابریت» کار می‌کردم. به واسطه همون دوستم که مسابقات برگزار می‌کرد (پدرش صاحب این برند بود). دنبال یکی بودن که بتونه ادیت کنه، فتوشاپ و اینا. من فتوشاپم خیلی خوب بود چون علاقه داشتم. مدیر تبلیغاتشون امتحان گرفت و استخدام شدم. ۸ صبح می‌رفتم تا ۸ شب با اضافه‌کاری. ساعت ۹ می‌رسیدم خونه، تا ۱۰ شام و استراحت، از ۱۰ شب تا ۳-۴ صبح بازی می‌کردم و استریم. ۳-۴ ساعت می‌خوابیدم.

Amir EyZed

ریسکِ بزرگ: استعفا از همه جا

امیرصالح زارع: اون موقع اوایل مثلاً ۲۰۰ هزار تومن از استریم درمی‌اومد، اون‌ور سر کار یک و ۲۰۰ حقوق می‌گرفتم. بعد این به یه جایی رسید که درآمدم از استریم بیشتر شد. من کلاً آدمیم که شبا بیدارم و کم می‌خوابم. بعد دیدم هم تو این کار خوبم، هم اون سر کاره داره به این ضربه می‌زنه. مثلاً توی مسابقات ضعیف‌تر شده بودم. گفتم چه کاریه؟ استعفا بدم برم این کارو کنم.

خانوادم عشق می‌کردن من کیف سامسونت می‌گرفتم دستم صبح می‌رفتم شرکت. می‌گفتن بچه‌مون ۲۰ سالشه داره پول درمیاره، دیوونه‌ست مگه بیاد خونه بگه می‌خوام بازی کنم؟ جرئت نداشتم به خانوادم بگم. دانشگاه هم می‌رفتم، با بدبختی به همه اینا می‌رسوندم. البته دانشگاه رو خیلی می‌پیچوندم. پدر و مادرم معلمن و بابام با هزار بدبختی پول دانشگاه آزاد منو می‌داد، من صبح نمی‌رفتم دانشگاه.

امین آرامش: چی می‌خوندی؟

امیرصالح زارع: معماری می‌خوندم. ۱۰ صبح از خونه می‌رفتم بیرون، می‌رفتم گیم‌نت تمرین می‌کردم با بچه‌ها واسه مسابقات. تا ۹-۱۰ شب بیرون می‌موندم که مثلاً دانشگاه بودم.

یه جایی رسید که از استریم یه دونیتِ خوبی شدم، یکی ۲۰۰۰ دلار دونیتم کرد. رفتم دو تا مانیتور خوب و کامپیوتر خریدم، به استریمر حرفه‌ای شدن نزدیک‌تر شدم. سر دانشگاه هم نگران معافیت سربازیم بودم. چون پدر و مادرم جدا شده بودن، تونستم معافیت بگیرم. کارت معافیت که اومد، گفتم خب الان وقتشه. فرداش رفتم سر کار استعفامو نوشتم. هم‌زمان از دانشگاه و سر کار اومدم بیرون. خانوادم می‌گفتن: « چیکار داری می‌کنی؟». گفتم من این تصمیمو گرفتم، این مسیر منه.

امین آرامش: درآمد استریم بیشتر شده‌بود؟

امیرصالح زارع: آره،اون موقع درآمدش با اینکه خیلی کمتر وقت می‌ذاشتم، اندازه کار شرکت بود.

امین آرامش: پیش‌بینی می‌کردی که اگه ۱۰-۱۲ ساعت وقت بذارم خیلی درآمدم بیشتر می‌شه.

امیرصالح زارع: واقعیتش اینجا دیگه درآمدش مهم نبود، اینجا این‌جوری بودم که اگه الان بیشتر وقت نذارم قهرمانِ فلان تورنمنت نمی‌شم. یعنی آبروم جلو همه می‌ره. من خیلی رقابتی بودم، گفتم من باید برم قهرمان اون مسابقه بشم.

امین آرامش: الان این وقتیه که دستت تو جیب خودتم هست یا هنوز داری پول می‌گیری از خانواده؟

امیرصالح زارع: بابام پول دانشگاهو می‌داد دیگه. و من اصلاً برام مهم نبود دانشگاه. اصلاً می‌گفتم پول دانشگاهو نده، چرا داری می‌دی؟ اون می‌گفت نه؛ مثلاً از احساس وظیفه خودش و اینکه منو خیلی دوست داشت و فکر می‌کرد من آدم احمقیم که دارم این کارو می‌کنم، به زور می‌گفت: «نه دیگه، دانشگاهو برو من پولشو می‌دم فعلاً». خیلی محبت داشت می‌کرد به من.

امین آرامش: فکر می‌کنم این داستان استقلال مالی هم خیلی تأثیر داشته که تونستی این تصمیم رو بگیری.

امیرصالح زارع: هم استقلال مالی‌ کمک می‌کرد، هم اینکه خب من چون پدر مادرم جدا شده بودن خیلی آدم اهل ریسکی بودم. یعنی می‌تونستم بپذیرم که وقتی مثلاً یه زندگیِ ۱۵ ساله می‌تونه از بین بره و تموم شه و همچنان همه چی سرِ جاشه و آدما زنده‌ان و زندگیشونو می‌کنن، پس خیلی ریسک‌های دیگه می‌شه کرد.این خودش یه نکته بود که من خیلی اهل ریسکم.

کاری که من کردمو می‌تونم بگم هیچ‌کس باهام موافق نبود، یعنی تمام آدمایی که می‌شناختم مخالف بودن. یه نفر نگفت مثلاً آفرین که از دانشگاه اومدی بیرون یا از سر کار استعفا دادی. رفیقام که همه می‌گفتن: «ما آرزومون بود جای تو باشیم تو اون شرکت». واسه خودم تو اون شرکت دفترِ خودمو داشتم، امکانات بهم می‌دادن، دوربین داشتم، لپ‌تاپ داشتم، همه چی تو اون شرکت خوب بود. شرکتِ باکلاس و شیکی بود، بابام می‌اومد عشق می‌کرد اصلاً. ولی من همه اینا رو فدا کردم دیگه.

امیرصالح زارع: این کارا رو کردم و تورنمنت اولیه رو قهرمان شدم و اعتبار خیلی خوبی بین پلیرا کسب کردم. هی اون حمایت مالیا و درآمد داشت بیشتر می‌شد. بعد من یه مشکلی هم تو خونه داشتم؛ این گیمِ ما خیلی هیجان داره، داد و بیداد داره، مخصوصاً شبایی که لایویم. یه همسایه بالایی داشتیم، یه خانمی بود بنده خدا، خیلی به صدا حساس بود. حالا فکر کن یه پسر جوونم پایین داد و بیداد می‌کنه: «برو از اون در فلانیو بکش». یکی با مشت می‌زد تو زمین که: «ساکت باش!». من یه درگیری با همسایه‌ هم داشتم. خرج می‌کردم اتاقو آکوستیک می‌کردم، باز این راضی نمی‌شد. بابام همیشه طرفِ این همسایه بود، می‌گفت: «بابا تو رو خدا ساکت باش، بیچارمون کردی به خدا».

امیرصالح زارع: به یه جایی رسید درآمدِ من که مثلاً بابام دیگه احساس کرد پسرش داره پول خوبی درمیاره و کارش گرفته. مثلاً یهو دید واسه پدربزرگم که با ما زندگی می‌کرد ویلچر خریدم. دید داره تو خونه یه تغییراتی ایجاد می‌شه.

امین آرامش: یعنی دید از این بچه یه چیزی درمیاد!

امیرصالح زارع: آره، داشت ظاهری می‌دید که مثلاً داره خودش خرجِ خودشو میده، با رفیقاش واقعاً تفریح می‌کنه، مسافرت مثلاً رفتم گرجستان. منم که ازش پول نمی‌گرفتم. یهو بابام از اون حالتی که اعتراض می‌کرد، تبدیل شد به یه آدمی که وسط استریمم درو باز می‌کرد با ظرف میوه می‌اومد تو! قشنگ حمایت می‌کرد. مثلاً با همسایه‌مون بحث می‌کرد می‌گفت: «چیکار داری؟ بچه داره کار می‌کنه!». کلاً سیستم عوض شد و بابام کاملاً ساپورتیو شد.

امین آرامش: نمی‌گفت همش داری بازی می‌کنی آخه بازی هم شد شغل؟

امیرصالح زارع: براش توضیح دادم، اونم حال کرد و گفت چه باحال. اصلاً نگفت این چه کاریه داری می‌کنی، صرفاً نگرانم بود که نکنه اشتباه کرده باشم، ولی با خودِ داستانِ گیم مشکلی نداشت. دید که وقتی می‌گم دارم تمرین می‌کنم، واقعاً دارم تمرین می‌کنم. هفته بعدش با یه کاپ مسابقه میام خونه.

قهرمانی کشوری امیرصالح زارع و مصاحبه با شبکه ۶

امین آرامش: پس تو شدی قهرمانِ مسابقاتِ چی؟

امیرصالح زارع: قهرمان مسابقات کشوریِ «رینبو سیکس». دو تا سومی هم داشتم. بعد صدا و سیما باهام مصاحبه کرد، شبکه ۶ نشونم داد. مثلاً تو همون مسابقات الکامپ، زیرنویس زد: «امیرصالح زارع، قهرمان کشوری». بابام اینو تو اخبار دید و خیلی حال کرد. حکم داشتم از وزارت ورزش برای قهرمانی؛ اینا رو که دید کلاً خیالش راحت شد.

امین آرامش: یعنی بخشی داریم توی نهادهای دولتی که مثلاً در مورد بازی باشه؟

امیرصالح زارع: آره دیگه، وقتی تورنمنت کشوریه خب رسمیه و داره برگزار می‌شه.

امین آرامش: چه جالب!

امیرصالح زارع: آره، اصلاً از اونجایی که رفیقم تورنمنت رو شروع کرد، دیگه قضیه از حالت بازیِ صرف خارج شد و رفت زیر نظر وزارت ورزش. یعنی کار جدی بود. ما توی باغ کتاب تهران، ۲۰۰ تا تماشاگر حضوری داشتیم و رسماً اونجا تورنمنت برگزار کردیم. بابام اینا رو دید و حمایت کرد. منم این‌ور هی شهرتم بیشتر می‌شد و تو کارم همه چی داشت خوب پیش می‌رفت؛ معروف‌تر و معروف‌تر می‌شدم.

امین آرامش: درآمدت هم زیاد می‌شد؟ یعنی همون چیزی که فکر می‌کردی شد بعد از اینکه از کار شرکت اومدی بیرون؟

امیرصالح زارع: آره، آره، درآمد قشنگ داشت زیاد می‌شد. اصلاً عجیب! خیلی خیلی بیشتر از قبل. داشتم زندگی می‌کردم و همه چی خیلی خوب بود. تا دو سه سال این شکلی بود، بعد دیگه یوتیوب هم وارد داستان شد.

درآمد ۴۰۰ دلاری و روزگار خوشِ استریم

امین آرامش: آها، یعنی تو تا دو سه سال بعدش فقط داشتی بازی می‌کردی و استریم می‌کردی؟ یوتیوب جدی نبود اصلاً؟

امیرصالح زارع: آره، یوتیوب اصلاً جدی نبود.

امین آرامش: ماکسیمم درآمدی که بهش رسیدی چقدر بود؟

امیرصالح زارع: اون موقع مثلاً ۴۰۰ دلار. ولی خب دلار اون موقع ارزون بود. یادمه اون ۲۰۰۰ دلاری که گرفتم، فکر کنم شد ۳۰ و خورده‌ای میلیون، یا ۴۰ میلیون. یه همچین حالتی. سال ۲۰۱۹ یا ۲۰۲۰ بود.

امین آرامش: خب، یعنی تا ۶ سال پیش تو فقط داشتی گیم می‌زدی و ازش پول درمی‌آوردی. بعد چی شد؟

امیرصالح زارع: آره، بعد دیگه من بیشتر با فضای تولیدکننده‌های محتوا آشنا شدم. یوتیوبرها و استریمرها رو دیدم و یه سری مسیرهای دیگه برام مهم شد. چرا؟ به خاطر اینکه متأسفانه ما تحریم بودیم. ما در سطح بازیکنای خارجی داشتیم بازی می‌کردیم ولی نمی‌تونستیم تورنمنت خارجی بریم. یعنی اصلاً ما رو آدم حساب نمی‌کردن!

تا می‌فهمیدن ایرانی هستیم، درجا از تورنمنت بَن‌مون می‌کردن. ما می‌رفتیم توی تورنمنت رسمیِ ای‌اس‌ال و جلوی بهترین پلیرهای دنیا بازی می‌کردیم. جلوی رقبای گردن‌کلفت می‌بردیم، طرف هم می‌دونست ما کی هستیم چون دیگه توی اون بازی معروف شده بودیم. بازی می‌کرد، بعد که می‌باخت، می‌رفت ریپورت می‌کرد که اینا ایرانی‌ان! سایت هم ما رو بَن می‌کرد. یعنی فقط چون به ما باخته بود، ریپورت می‌کرد که حذف شیم. اگر می‌برد که هیچی، ولی اگه می‌باخت می‌گفت اینا ایرانی‌ان و بَن‌مون می‌کردن.

امین آرامش: چقدر نامرد!

پاسپورت فیک و نامردیِ هم‌وطن!

امیرصالح زارع: بعد ما به روش‌های مختلف رو آوردیم دیگه. مثلاً می‌رفتیم پاسپورت فیک ترکیه، عکسشو درست می‌کردیم، آدرس فیک، نمی‌دونم از این حرکت‌ها می‌زدیم. می‌تونستیم ۴ تا بازی رو بپیچونیم و بازی کنیم، یهو بازیِ پنجم می‌فهمیدن. خیلی هم بد بود؛ تیمای رقیبمون که ایرانی بودن می‌رفتن ما رو لو می‌دادن! حتی مثلاً اون تیم رقیبه خودش هم به اون مقام نمی‌رسید، ولی می‌رفت می‌گفت اینا ایرانی‌ان تا ما رو حذف کنن. یعنی خودمون، خودمونو می‌زدیم! یه وضعیت عجیبی بود.

امیرصالح زارع: من جزو کسایی بودم که خیلی زودتر از بقیه بچه‌هایی که توی این بازی معروف یا فعال بودن، انصراف دادم. یهو گفتم من از بازی حرفه‌ای می‌کشم کنار و می‌خوام یوتیوبر شم.

امین آرامش: چرا؟ به خاطر همین داستاناش؟

 امیرصالح زارع: آره، من احساس کردم دیگه آینده‌ای نداره. بقیه همه امید و انگیزه‌شون این بود که اگه از این بازی بکشن کنار، اصلاً دیگه چیزی برای ارائه ندارن و کریرشون تموم میشه. اصلاً جرئت نداشتن که بی‌خیال شن؛ حس می‌کردند تو زندگیشون فقط یه موفقیت دارن و اون هم اینه، اگه اینو بی‌خیال شن دیگه تمومه. ۹۹ درصد بچه‌ها این شکلی بودن.

امین آرامش: یعنی باز یه تصمیم ریسکیِ دیگه، مثل همون داستانِ استعفا.

امیرصالح زارع: دقیقاً! یعنی دوباره من تو یه جای دیگه که موفق بودم، تو همون تایمی که موفقیت داشتم، تصمیم گرفتم بی‌خیال شم. تیمم رو منحل کردم و از «رینبو سیکس» خداحافظی کردم. گفتم من دیگه تورنمنت بازی نمی‌کنم.

امین آرامش: استریم هم دیگه نمی‌کردی؟

امیرصالح زارع: نه، استریم می‌کردم ولی جاست چت، استریم‌هایی که بیشتر صحبت می‌کنی، با مخاطب حرف می‌زنی، میری به یه سری ویدیوها ریاکشن میری. جاست چتِ من هم خیلی پرطرفدار بود؛ از نظر مخاطب با نمک و باحال بودم یا خوش‌صحبت بودم. درآمد اون هم حتی ممکنه از گیم بیشتر باشه. ولی خب این یه سختی داشته؛ مخاطبی که تو با گیم حرفه‌ای به دست آوردی رو بخوای ببری توی کارِ اینترتینمنت و سرگرمی.

امین آرامش: رسانه‌ای از خودت داشتی؟

امیرصالح زارع: آره دیگه، من اون کانال تلگرامی که اوایل واسه تیمم بود، بعداً شد شخصیِ خودم و شد «Amir EyZed». بعد اینستامو زدم. من یه برندی از خودم ساختم؛ مثلاً می‌گفتن «امیر ایزد» رو ما دوست داریم. برند شده بود.

استریم چیه و چقدر طول می‌کشه به درآمد برسه؟

امین آرامش: ببین قبل از اینکه بریم سراغ یوتیوب، من یه چند تا سؤال در مورد استریم دارم. کلاً توش چه خبره؟ اگه کسی بخواد از صفر شروع کنه و بخواد به درآمد برسه، چقدر طول می‌کشه؟

امیرصالح زارع: از صفر شروع کنه تا به درآمد برسه، شاید ۵ دقیقه طول بکشه! یعنی شاید همون اولین نفری که می‌بینه، دونیتش کنه.

امین آرامش: خودت فکر کن الان می‌خوای دوباره از صفر شروع کنی، دقیقاً چیکار می‌کنی؟

امیرصالح زارع: ببین اوایل مسیرِ ما فرق داشت. من ۸-۹ سال پیش که شروع کردم، بدون هیچ تصویری و فقط با یه پلی‌استیشن لایو می‌شدم و رقیبی هم نبود؛ کلاً ۴-۵ نفر استریمر تو ایران بودیم.

امین آرامش: ما با کیا روکنی هم که صحبت کردیم گفت توییچ. ما چند نفر توییچ باز داریم؟

امیرصالح زارع: الان که خیلی زیاده. استریمر فعال فقط روی توییچ شاید ۱۰۰۰ نفر باشن که تو حوزه‌های موزیک، گیم و جاست چت فعالیت می‌کنن.

امین آرامش: جاست چت یعنی چی دقیقاً؟ یه بار دیگه بگو.

امیرصالح زارع: کلاً به هر مدل لایو استریمی می‌گن که محوریتش روی گفتگو با «چت» می‌گذره. مثلاً من می‌آم همین پادکستو پلی می‌کنم و با چت با همدیگه به این ریاکت می‌ریم. پاز می‌کنم می‌گم به نظرم فلانی این حرفو زد، یا یه خاطره تعریف می‌کنم. یا اصلاً فقط وب‌کم رو می‌ذارم و با چت صحبت می‌کنم که: «چه خبر چت؟ چطوری؟». مثل لایو اینستاگرامه ولی خیلی ارتباط نزدیک‌تری با چت وجود داره.

امین آرامش: انگار با چند صد نفر آدم که طرفدارتن داری همزمان گفتگو می‌کنی.

امیرصالح زارع: من خودم طرفدار جاست چتم.

ضربه سنگین فیلترینگ و تحریم به توییچ

امین آرامش: موزیک، بازی، چت… دیگه چی؟ تو ایران هم اینا رو داریم؟

امیرصالح زارع: آشپزی داریم، موزیک داریم، خیلی کتگوری داریم. تو ایران هم داشتیم ولی خیلیاشون غیرفعال شدن.

امین آرامش: چرا؟

امین آرامش: به خاطر فیلترینگ. فیلترینگ به شدت ضربه سنگینی زد؛ کمرِ توییچ رو شکست. چون توییچ اپلیکیشن سنگینیه، با فیلترشکن واقعاً سخت می‌شه ویدیو دید. آپارات هم هست، ولی آپارات خیلی محدودیت‌های عجیب و غریب داره؛ از بحث حجاب گرفته تا فحش دادن و سیگار و قلیون. واسه همین زمینِ بازی اصلی همون توییچه که ضربه خورد.

امین آرامش: فرض کن هیچ راهی جز توییچ برای پول درآوردن نداشته باشی.

امیرصالح زارع: الان خودِ من این‌جوری شدم. من دیگه از خودِ توییچ (سهم تبلیغات و ساب) پول نمی‌گیرم؛ چون توییچ فهمید من ایرانم و سر تحریم‌ها، اکانت من و بخش مالیشو کلاً هولد کرد. الان فقط از طریق دونیتِ مستقیمِ مخاطب درآمد دارم.

امین آرامش: پولو چه‌جوری می‌آوردی؟

امیرصالح زارع: ما اکانتمونو وصل می‌کردیم به یه حسابی؛ حالا مثلاً اگه کسی رو توی ترکیه یا خارج از ایران داشتیم، متصل می‌شد. اونا پول که می‌اومد تو حسابشون، برای ما جابه‌جا می‌کردن. بعد توییچ توی این مسیر فهمید که این پوله داره به ایران می‌رسه. چون با یه شرکتی کار می‌کنن به اسم تی‌پالتی (Tipalti) که کارای مالی توییچ رو این شرکت انجام میده. یهو این شرکت روی ایران حساسیت شدید پیدا کرد، شاید ۲ سال پیش. اکانت خیلی‌ها بَن شد، اکانت خیلیا مثل من هم بخش مالیشون هولد شد. یعنی نوشت الان این هولد شده و پولت رو بهت نمی‌دیم.

امین آرامش: ببین صبر کن، من این تیکه رو نفهمیدم. اگر یوزرها دارن «دونیت» می‌کنن چه ربطی به توییچ داره؟

امیرصالح زارع: آها، ببین یه بخشی هست که از سایت‌های ایرانی مثل «ریمیت» و اینا، یوزرها میان با کارت بانکی‌شون دونیت می‌کنن؛ این اصلاً توی یه پلتفرم دیگه‌ست و هیچ ربطی به توییچ نداره. اون که هنوزم هست. اما خودِ توییچ یه چیزی داره به نام سابسکرایب. خیلیا می‌آن سابِ تو رو می‌خرن؛ چه اتفاقی می‌افته؟ بغل اسمشون توی چت یه علامتی میاد، ایموت‌های خاص براشون باز میشه، تبلیغ بهشون نشون نمیده و یه سری دسترسی‌ها دارن. خیلیا، مخصوصاً خارج از ایران، ترجیحشون این بود که سابسکرایب کنن. من الان ۴۵۰۰ دلار پولم اون تو هولد شده! توضیح هم بهشون میدم اصلاً ساپورتش جوابمو نمیده؛ کلاً منو حساب نمی‌کنن.

امیرصالح زارع: الان سر فیلترینگ بازدیدها کم شد، دونیت هم کم شد. چرا؟ فکر کن مخاطب با هزار بدبختی این توییچِ لامصب رو با فیلترشکن باز می‌کنه، بعد می‌خواد دونیت کنه. باید وی‌پی‌ان رو خاموش کنه تا به درگاه بانکی وصل شه. وی‌پی‌ان رو که خاموش می‌کنه، استریم قطع میشه. میره اونجا رمز و فلان رو می‌زنه، دونیت می‌کنه، دوباره میاد توییچ تا وی‌پی‌ان رو وصل کنه و صفحه بالا بیاد تا واکنش تو رو ببینه و… تو اصلاً کارتو تموم کردی رفته!

امین آرامش: انگیزه اصلی طرف اینه که از تو یه توجهی بگیره، مثلاً اسمشو ببری، ولی اینو از دست میده.

امیرصالح زارع: کلاً ۲ دقیقه از استریم رو هم کامل از دست میده. یعنی ما از داخل و خارج ضربه مالی سنگین خوردیم.

امیرصالح زارع: بعد رفتیم سراغ پلتفرم کیک (Kick) که رقیب توییچ بود، کیک رو هم فیلتر کردن! حالا یوتیوب هم همزمان لایو استریم می‌ریم. یوتیوب خوبیش اینه که بحث اون تحریم‌های مسخره توییچ رو نداره. ولی خب من روی توییچ ۱۴۰ هزار تا فالوور گرفتم، ۸ سال عمرمو اونجا گذاشتم و این‌جوری ضربه خورد. الان تقریباً همه از توییچ رفتن، ولی من هنوز هستم؛ روی توییچ، کیک و یوتیوب، هر سه تا همزمان لایو می‌شم.

فضاهای خالی استریم در ایران

امین آرامش: فرض کن یک نفر بخواد از صفر استریم رو شروع کنه. چه حوزه‌هایی هست که تو فضای فارسی هنوز روش کار نشده؟

امیرصالح زارع: کار نکرده خیلی داریم. مثلاً برنامه‌نویسی؛ خیلیا اومدن ۵ تا استریم گذاشتن که توش کد می‌زدن مثلاً جادی هم فکر کنم لایو شده رو یوتیوب. آهنگسازی داشتیم، مثلاً «اشکان کاگان» که پرودیوسر معروف رپ هست، یه مدت لایو می‌ذاشت، اصلاً حرف نمی‌زد، فقط بیت می‌ساخت و بقیه نگاه می‌کردن چه‌جوری بیت می‌سازه. یا «کیا رکنی» و «عرفان» که می‌اومدن آهنگ می‌خوندن و خیلی هم معروف شدن.

ولی هنوز به نظر من اکثر مردم ایران اصلاً نمی‌دونن استریم چیه. یه جمله معروف بین بچه‌ها هست که می‌گه: «هر کدوم از ماها یک میلیون فالوور داریم که هنوز پیدامون نکردن». مثلاً یه کشاورزِ، شالیکار توی گیلان خبر نداره، ولی می‌تونه با تولید محتوا و استریم از لایف‌استایل روستایی‌ش کلی طرفدار داشته باشه. یوتیوبرهای تُرک رو می‌بینیم که توی روستا با خانواده‌شون ۲۰ میلیون ویو می‌گیرن. الان تو ایران هم چند تا کانال دیدم که با تیم فیلمبرداری حرفه‌ای دارن این کارو می‌کنن و درصدی باهاشون کار می‌کنن. یا همین پادکست لایو؛ جاش خیلی خالیه. نقاش‌ها، خواننده‌ها و آرتیست‌ها واقعاً جاشون خالیه.

امین آرامش: چطور برن پیدا کنن که اون ایده‌ای که تو ذهنشون هست آیا واقعاً کار می‌کنه یا نه؟

امیرصالح زارع: هر کسی تو هر حوزه‌ای هست، می‌تونه بره توی «کتگوری‌های توییچ». اگه هنرمنده بره بخش آرت، اگه فوتبالیسته بره بخش فوتبال؛ اونجا لایوها رو ببینه.

امین آرامش: اگه دید محتوای انگلیسی برای اون کار هست ولی به فارسی نیست، بره انجامش بده. حالا اگر از طریق توییچ داستان پول گرفتن هست از طریق جاهای دیگه استریم کنه.

امیرصالح زارع: یه چیزی که توی این ۹ سال به من ثابت شده و با اکثر یوتیوبرهای موفق هم که در ارتباطم دیدم، اینه که یک راه قطعی برای موفقیت وجود داره: اگه می‌بینی یه محتوای خارجی داره جواب میده و پول درمیاره، عینشو بیا به فارسی بساز؛ قطعاً پول درمیاری.

ترندهای جهانی رو به یوتیوب فارسی بیاریم

امین آرامش: یعنی کپی کنن؟ پس فقط کافیه به عنوان یه دونه دستورالعمل کاملاً مشخص، اگه یک میزانی از توانمندی و مهارت رو تو هر حوزه‌ای داری، برو یه سرچ انگلیسی بکن ببین مثلاً چه محتوای انگلیسی هست؛ اگه فارسی‌ش نیست برو انجامش بده، چه استریم چه ویدیو.

امیرصالح زارع: بدون هیچ خلاقیتی حتی! یعنی عینشو برن فقط بیان فارسی کنن و سعی کنن با کیفیت مشابه یا نزدیکش حتی بسازن، مطمئن باشن جواب میده.

امین آرامش: جالب شد.

امیرصالح زارع: اصلاً شک نکنن. ما الان موفق‌ترین کانال‌های «شرت ویدیو» که دارن کار می‌کنن، موفق‌ترین کانال‌های گیم که کار می‌کنن، اصلاً شاید ۹۰ درصد کسایی که دارید توی یوتیوب دنبال می‌کنید و عاشقشونید، کاملاً کپیِ یک نسخه خارجیه. حتی بدون هیچ خلاقیتی! فقط کافیه عینشو فارسی کنن و با کیفیت مشابه یا نزدیکش بسازن. شک نکنن که جواب میده. مثلاً نسخه خارجی ۲۰ میلیون بازدید می‌خوره، اینا ۱۰۰ هزار تا می‌خورن، ولی خب جواب میده دیگه.

امین آرامش: بله. و تازه بعضی از حوزه‌ها هست که تو می‌تونی محتوای انگلیسی هم تولید کنی. حالا ما با یه آدم این‌جوری حرف زدیم تو پادکست که ۲۵ هزار دلار فقط از شرت ویدیو درآمد داشت.

امین آرامش: تازه بعضی حوزه‌ها هست که می‌تونی محتوای انگلیسی تولید کنی و درآمد دلاریِ خفن داشته باشی.

امیرصالح زارع: آره، من کانال‌هایی رو می‌شناسم که بچه‌ها روحشون هم خبر نداره؛ طرف توی یه شهرستان نشسته، محتواش کاملاً به انگلیسیه (حتی انیمیشن می‌سازن) و ماهی ۴ تا ۵ میلیارد تومن درآمد داره.

اتهام گدایی آنلاین

امین آرامش: سر داستان دونیشن، هیچ‌وقت بهت نگفتن که این چه کاریه؟ دست دراز می‌کنی پول بدن مردم؟

امیرصالح زارع: اوایل اولین مشکلی که باهاش مواجه شدیم، همین اتهام «گدایی آنلاین» بود. چون اصلاً فرهنگش جا نیفتاده بود. الان واقعاً این‌جور نیست؛ الان شاید تو یک سال اخیر کلاً یه نفر این حرف رو زده باشه، ولی تو شروع کار تقریباً از هر ۱۰ نفر، ۹ نفر می‌گفتن طرف داره گدایی آنلاین می‌کنه! هیچ‌کس نمی‌فهمید یعنی چی.

ولی اگه بخوام الان برای مخاطبای شما هم که ممکنه همچین تفکری داشته باشن ساده مثال بزنم، مثال ملموسش اینه: شما تو خیابون وقتی یه گروه موسیقی رو می‌بینی و از اجراش لذت می‌بری، میری یه پولی توی اون کیف گیتارش می‌ذاری و حال می‌کنی؛ داری همون کار رو می‌کنی، داری «دونیت» می‌کنی. داری از محتوایی که لذت بردی حمایت مالی می‌کنی.

امین آرامش:  که اون بمونه، که اون رشد کنه.

امیرصالح زارع: بله، که مثلاً اون آدم از لب خیابون بره روی استیج. خب ما همینو توی کار آنلاین داریم. یعنی من اگه یه زمانی گیم می‌زدم و دونیت می‌شدم، طرفدارای اون گیم می‌دیدن آقا من استعداد دارم، دونیت می‌کردن که یه روز برم تورنمنت خارجی، یه روز قهرمان شم. یعنی می‌اومدن از چیزی که لذت می‌بردن حمایت می‌کردن. اتفاقاً به نظرم کار با شرافتیه؛ چرا؟ چون ما داریم به «رایگان» مخاطب رو سرگرم می‌کنیم و مخاطب اصلاً واجب نیست پولی بده. داره لذتش رو می‌بره، فقط زمانی که توان مالیش رو داره و لذت برده، اگه دوست داره می‌اد حمایت می‌کنه.

البته ببینید، شاید یکی از دلایلی که بعضیا این حرف رو می‌زنن به خاطر رفتار اشتباهِ یه سری استریمره. یعنی اوایل من یادمه که واقعاً یه سری استریمر همش به مخاطب زور می‌آوردن که: «چرا دونیت نمی‌کنید؟ برای چی مفت داری منو نگاه می‌کنی؟». یه سری ادبیات این شکلی ما یه زمانی از یه سری استریمرا داشتیم، مخصوصاً تو آپارات، که اصلاً یعنی فرهنگشو خودِ استریمر هم نداشت. واقعاً شاید اونا گدایی آنلاین می‌کردن و به خاطر اونا یه ذره این کار بدنام شده.

امین آرامش: یعنی باید مثلاً خودتو آماده کنی که من به این کارا علاقه دارم، واسه دل خودم دارم انجام می‌دم، اونم که حال می‌کنه هرکی داد، داد؛ هر کی هم نداد، هیچی.

امیرصالح زارع: اصلاً اگه می‌خواید به چشم شغل به استریم نگاه کنید، نگاه نکنید! واقعاً برای استریم الان توی این دوره زمانی، نباید به چشم شغل بهش نگاه کنن. من نمی‌خوام الان کسی رو دعوت کنم بیاد استریمر بشه و با دیدِ شغل وارد بشه و بعداً بگه: «فلانی چرا منو به همچین راهی دعوت کردی؟». سر مسئله فیلترینگ، استریمِ ما واقعاً ضربه خورده.

امین آرامش: یعنی انقدر وضعیت تغییر کرده؟

امیرصالح زارع: ببینید، نگاه نکنن که ما یه سری استریمر داریم که واقعاً شاید مثل خود من دارن پول درمیارن و وضعشون مثلاً خوبه؛ این نوکِ اون قله هست دیگه. یعنی شاید از ۱۰۰۰ تا استریمر، فقط ۲۰ نفر دارن پول درمیارن و واقعاً مثلاً ۹۸۰ نفر پول درنمیارن. این واقعیت رو باید بدونن که این ریسک وجود داره و نباید همه چیزشون رو فدای این استریم کنن. ۹ سال پیش که من این کار رو کردم جواب می‌داد، ولی الان خیلی ریسک زیادی داره.

امین آرامش: چی فرق کرده؟ فقط همین داستان فیلترینگ؟

امیرصالح زارع: آره، فیلترینگ به طرز عجیبی تأثیرگذار بوده. ولی برای یوتیوب پیشنهاد می‌کنم؛ یعنی یوتیوب رو می‌شه به چشم شغل بهش نگاه کرد. یوتیوب واقعاً یه فرصت شغلی خیلی مناسب هست، ولی استریم الان ریسکش خیلی بالاست.

امین آرامش: بیشترین دونیتی که توی استریم شدی چقدر بوده؟

امیرصالح زارع: قدیما ۲۰۰۰ دلار دونیت شدم، ولی اخیراً فکر کنم ۱۵۰ میلیون تومن تاپ‌دونیت داشتم.

امین آرامش: داشتی بازی می‌کردی؟

امیرصالح زارع: نه، فکر کنم توی «جاست چت» بودم. یکی از دونیتورهام از کانادا بود و این مبلغ رو زد.

گیمر‌های فعال ایرانی

امین آرامش: الان ما چند میلیون یا چند صد هزار گیمر فعال داریم تو ایران که دارن خیلی حرفه‌ای بازی می‌کنن؟

امیرصالح زارع: طبق آمار که فکر کنم بیشتر از ۲۰ میلیون گیمر تو ایران داریم. چون می‌دونم که «پابجی موبایل» خیلی گیمر داریم، «کال آف دیوتی موبایل» خیلی؛ یعنی ما گیمر موبایلی که خیلی داریم، تعدادشون واقعاً زیاده.

امین آرامش: نه، اونایی که این قابلیت رو دارن برن تو مسابقات بازی کنن و به چشم یک راهی برای درآمد بهش نگاه کنن؟

امیرصالح زارع: تورنمنتی بخوام بگم، فقط شاید چند هزار نفر داریم.

امین آرامش: به درآمدم می‌رسن اینا؟

امیرصالح زارع: آره آره آره، خیلیا درآمد دارن. مثلاً یکی از شغلایی که خیلی پردرآمده و شاید خیلیا ندونن اکانت بوست کردنه. یعنی یه سری‌ها اکانت شما رو می‌گیرن و برای شما بازی می‌کنن. مثلاً یه پسر ۱۷ ساله‌ای وجود داره، دوست داره تو این بازی رنکش بالا باشه، می‌خواد «دایمند ۵» باشه؛ میاد به شما مثلاً ۱۰۰ دلار میده می‌گه این کارو واسه من بکن، تو یه بازیکن حرفه‌ای هستی. دو هفته اکانتش رو می‌گیری، دو هفته بازی می‌کنی تا به اون رنک برسه. دوست دارن لولشون بالا باشه، دوست دارن قوی باشن، یا به ظاهر قوی باشن تو اون بازی. من آدمایی رو می‌شناسم که ماهانه بیشتر از ۲۰۰ میلیون تومن درآمد دارن و فقط اکانت بوست می‌کنن!

امین آرامش: وا جالبه!

امیرصالح زارع: آره، یعنی یه تیمی دارن که خیلی حرفه‌ای‌ان. حالا خیلی جالبه که این ۲۰۰ میلیون تومن، شاید مثلاً ۵۰ میلیونش از آدمای ایرانی باشه، ولی بقیه‌ش از یوزر خارجیه.

امین آرامش: چجوری اونا رو پیدا می‌کنن؟

امیرصالح زارع: سایت‌های خارجی هست، اینا اصلاً رسماً کارمند اون سایتن. میرن تو سایت‌های خارج، مثلاً تو این سایت‌های بوست کردن اکانت فعالن. مشتری میاد، مثلاً یه مشتری عرب میاد می‌گه من ۲۰۰۰ دلار می‌دم اکانتم لول ۵۰۰ بشه؛ اینا یه ماه با اکانت بازی می‌کنن، لول ۵۰۰ به طرف تحویل می‌دن.

امین آرامش: جل‌الخالق! چه پولایی مردم درمیارن از چه راه‌هایی!

توصیه به جوان ۱۸ ساله: تنها کار نکن!

امین آرامش: الان یه دونه جوون ۱۸ ساله ایرانی بهت می‌گه که من می‌خوام از گیم پول دربیارم؛ چه اشتباهاتی رو اون نباید بکنه؟

امیرصالح زارع: اول از همه اینه که باید توی گیم «حرفه‌ای» باشه. دوم اینکه نباید همه چیز رو برای این موضوع ریسک کنه. یعنی پلن بک‌آپ داشته باشه. باید بدونه که احتمال به درآمد رسیدن خیلی زیاد نیست. باید توی بازی که هست، جزو خوب‌ها بشه؛ این خیلی مهمه.

امین آرامش: یعنی فقط خوب بازی کردن مهمه؟ موقع استریم تعامل با بقیه چی؟

امیرصالح زارع: صددرصد! ولی توی استریمِ گیم، با «جاست چت» فرق می‌کنه. توی جاست چت شما حتماً باید چت رو بخونی و ارتباط داشته باشی، ولی توی گیم اگه کامنت نخونی اتفاق خاصی نمی‌افته و مخاطب ناراحت نمی‌شه، چون اگه خوب بازی کنی لذت می‌بره. پیشنهاد اصلی من اینه که تنها کار نکنن. یا یک اکیپِ «سرگرم‌کننده» داشته باشن که با هم شوخی کنن و دیوونه‌بازی دربیارن حتی اگه بازیشون ضعیف باشه مخاطب دنبال می‌کنه، یا یک اکیپ «حرفه‌ای» باشن که همه‌ش می‌برن و مخاطب از این قدرت لذت می‌بره. اکیپ داشتن خیلی مهمه؛ ۴-۵ تا رفیق که یا فان باشن یا حرفه‌ای. تنها بودن کار رو خیلی سخت می‌کنه.

امین آرامش: این اکیپ رو از کجا گیر بیارن؟

امیرصالح زارع: توی همون فضای گیم دیگه. مثلاً توی مدرسه‌ش، رفیقایی که همون بازی رو می‌کنن رو جمع کنه دورِ خودش. باید کانکشن بزنن.

قضاوت شدن و هیترهای بی‌رحم

امین آرامش: انقدر در معرض قضاوت دیگران بودن کار آسونیه؟ چون تو این‌جوری هستی که «بقیه چطور بهم نگاه می‌کنن که ازم خوششون بیاد یا پول بدن؟». بعد اونایی که هیت می‌دن و می‌گن داری گدایی می‌کنی… این رو مخ نیست؟

امیرصالح زارع: ببین، خیلی کار سختیه. کسی نمی‌تونه ادعا کنه که براش مهم نیست، ولی رفته‌رفته توی مسیر پخته می‌شی.

امین آرامش: یعنی چی پخته می‌شی؟

امیرصالح زارع: یعنی مثلاً من خودم آدم بی‌اعتمادبه‌نفسی نبودم، ولی مردم اون‌قدر ادامه می‌دن که ثابت کنن تو می‌تونی بی‌اعتمادبه‌نفس باشی! یعنی هیچ انتهایی ندارن. اوایل برای من خیلی دغدغه نبود که دوربین رو وصل کنم، ولی خیلیا وقتی می‌خوان دوربین رو وصل کنن، اگه توی زندگی عادیشون مثلاً توی مدرسه دماغشون یا هیکلشون یا مدل صحبت کردنشون مسخره شده باشه، اولین استرسشون اینه که: «وای، الان توی چت هم مسخرم می‌کنن!».

همه‌ش نگرانن که فلان زاویه بشینم دماغم بد نباشه و فلان. من وقتی شروع کردم اصلاً بهش فکر هم نمی‌کردم، دوربین رو گذاشتم و بازیم رو کردم. ولی یهو می‌بینی یکی می‌آد یه حرفی می‌زنه که اصلاً یه بخشی توی مغزت روشن می‌شه و می‌گی: «اِ! به اینجام هم می‌تونه بربخوره! اینم وجود داره.

امین آرامش: و رحمم ندارن…

امیرصالح زارع: رحم که اصلاً! مخصوصاً چون پشتِ یه سری اکانت ناشناسن، فقط می‌خوان خودشون رو تخلیه کنن.

امین آرامش: یعنی این‌جوریه که طرف وقت می‌ذاره ۲۰ خط یه چیزی می‌نویسه که ثابت کنه تو بدی! باز دوباره قسمت بعدی هم می‌آد همین کارو می‌کنه. خب چرا می‌آی؟ برو دنبال کارت! اصلاً چیز عجیبیه.

امیرصالح زارع: این نیاز به این داره که تو پیشِ خودت اول از همه به یه درکی برسی؛ یعنی سلف لاو، اول از همه خودت رو دوست داشته باشی. من آدمی‌ام که واقعاً خودمو دوست دارم و انقدر خودمو دوست دارم که هیچ‌وقت این مسائل اون‌قدر روی من تأثیر نمی‌ذاره.

امین آرامش: هیچ تأثیری نمی‌ذاره واقعاً؟

امیرصالح زارع: ببین، نشده بشینم غصه بخورم که چرا فلانی فلان چیز رو مسخره کرد. ولی اگه به عزیزانم برسه، بحث عوض می‌شه. مثلاً یکی بیاد به مونس فحش بده، اون ناراحتم می‌کنه؛ ولی به خودم فحش بده برام مهم نیست. می‌دونی چی می‌گم؟ وقتی مشهور می‌شی، اطرافیانت رو هم که می‌آری جلو دوربین، باید ببینی چقدر می‌تونی این موضوع رو بپذیری یا نه. ولی مهم اینه که اول خودت رو بپذیری و دوست داشته باشی، دوم اینکه بپذیری آدما شاید واقعاً فقط اومدن سرگرم بشن؛ حتی اون کسی که می‌آد فحش می‌ده!

امین آرامش: آره، بخشی از سرگرمیشه.

امیرصالح زارع: این برای من ثابت شده است؛ من خیلی از هیترامو بیرون دیدم، منو که شناختن گفتن: «داداش ببخشید اون‌جوری فحش دادم، خیلی باحالی، بیا یه عکس با هم بگیریم!». اون‌جاست که می‌بینی چقدر اون هیت براش جدی نبوده! همان آدم عکس می‌گیره، استوری می‌کنه و تگت می‌کنه. وقتی می‌ری دایرکتش رو باز می‌کنی، می‌بینی قبل از این عکس، کلی به قیافت یا به خانواده‌ت فحش داده! ولی اصلاً براش مهم نبوده. تو فکر می‌کنی طرف خیلی جدی داره بهت فحش می‌ده، ولی برای اون اصلاً جدی نیست؛ فقط یه لحظه گفته یه فحشی بدم و تموم. این نکته دوم بود؛ که بپذیری اون تو رو انقدر جدی نمی‌گیره و فقط داره برای خودش یه حالی می‌کنه.

نکته سوم هم اینه که خیلیاشون نمی‌دونن دارن چه تأثیری روی تو می‌ذارن. اصلاً آگاه نیستن که این حرفشون چه پیامدهایی داره. می‌بینی یه بچه ۱۴ ساله بدترین حرف دنیا رو بهت زده، ولی واقعاً نمی‌دونه اون بدترین حرف دنیاست؛ فقط یه چیزی گفته. وقتی باهاشون صحبت می‌کنی که این حرفت مثلاً فلان تأثیر رو روی من گذاشت، طرف واقعاً مؤدب می‌شه، شرمنده می‌شه و از ته دل عذرخواهی می‌کنه. پله‌ پله نگاه می‌کنی، یاد می‌گیری که کلاً جدی نگیری.

امیرصالح زارع: آره، مثلاً من الان خودم چند وقته سر گربه‌م یه ذره حساسیت دارم، دماغم کیپ شد؛ اگه دقت کنی اصلاً انگار سرما خوردم. بعد توی چت یه سری می‌اومدن اینو مسخره می‌کردن. چون چیزی نبوده که همیشه باهام باشه و جدیده، یهو رفت رو مخم. مثلاً ما چون لایو استریمیم، یهو ۹ ساعت داریم استریم می‌کنیم…

امین آرامش: ۹ ساعت استریم؟!

امیرصالح زارع: آره، مثلاً یهو ۹ ساعت لایویم دیگه. یه جایی از این ۹ ساعت یهو صبرت کم می‌شه، به هر دلیلی بی‌حوصله‌ای، اون کامنته یهو تأثیر می‌ذاره؛ انگار سپرت می‌ره کنار و می‌خوره بهت. من خیلی ناراحت شدم و اور‌ریاکت نشون دادم. بعد طرف دایرکت پیام داد: «به خدا من اصلاً عاشقتم، شوخی کردم». واقعاً شرمنده شد و هیچ نیتی نداشت. آدم هر روز یاد می‌گیره که باید مخاطب رو کمتر جدی بگیره.

استریم‌های ۱۵ ساعته و زندگی با مخاطب

امین آرامش: ۹ ساعت که استریم می‌کنی دقیقاً چیکار می‌کنی؟

امیرصالح زارع: ۹ ساعت که کمه اصلاً! ۹ ساعت هیچی نیست.

امین آرامش: ۹ ساعت کمه؟!

امیرصالح زارع: آره، اون موقع که حرفه‌ای بازی می‌کردم لایوهام ۱۵ ساعت بود؛ هر روز ۱۵ ساعت استریم می‌کردم.

امین آرامش: خب اونایی که نگاه می‌کردن کار و زندگی ندارن؟ ۱۵ ساعت نگاه می‌کردن؟

امیرصالح زارع: نمیشه گفت همه‌شون؛ یه درصد کمی ممکنه کامل ببینن. خیلیا در رفت و آمدن. ولی آره، خیلیا هم می‌بینن. مثلاً داره درس می‌خونه، تو رو می‌ذاره اون گوشه، صداتو کم می‌کنه، موقع ناهار نگاهت می‌کنه.

امیرصالح زارع: اصلاً راجع به دوناتون شما چیزی نمی‌دونی؟ یکی از تایتل‌هایی هست که جایزه هم داره.دوناتون یه شگفتیه واسه آدما!

ببین «دوناتون» از یه چیزی توی کامیونیتی خارجی اومد به اسم ساباتون، اونجا این‌جوری بود که به ازای هر سابسکرایب، به تایم استریم اضافه می‌شد. استریمر می‌گفت: «من لایو شدم، یه تایمر روی صفحه منه که از ۲ ساعت شروع می‌شه رو به پایین. اگه سابسکرایب نکنید، صفر بشه استریمو قطع می‌کنم». طرفدارا که دوست دارن اون بیشتر لایو باشه، می‌رن ساب می‌خرن (مثلاً ۵ دلار) و به ازای هر ساب، ۱ دقیقه به تایمر اضافه می‌شه.

امین آرامش: بعد اون آدم چیکار می‌کنه؟

امیرصالح زارع: همون کار همیشه؛ گیم می‌زنه، آهنگ می‌خونه، کاری که مخاطب دوست داره. بعد یهو می‌بینی ساب‌ها زیاد می‌شه و تایمر از ۲ ساعت می‌رسه به ۲۴ ساعت! حالا طرف باید بخوابه، چیکار کنه؟ استریمو که نمی‌تونه قطع کنه. قدیما توییچ قانون داشت که اگه پای استریم نباشی بَن می‌شی، ولی انقدر این موضوع فراگیر شد که کتگوریِ اسلیپ استریم رو اضافه کردن. طرف می‌خوابید و حتی تو تایم خوابش دونیت می‌شد!

امین آرامش: حاجی اینا خیلی عجیب غریبه! طرف خوابه و پول درمیاره؟

امیرصالح زارع: آره، خیلیا تعجب می‌کنن که چرا وقتی طرف خوابیده مثلاً ۱۰ میلیون پول درمیاره؟ خب واسه یه سری‌ها تفریحه؛ دوست داره اون آدم رو دونیت کنه که روی اسپیکر صدای «گیفت دونیت» پلی بشه و طرف رو از خواب بیدار کنه! کِرم بریزه و بخنده. توی ایران چون از «ساب» درآمد نداشتن، اسمش رو گذاشتن «دوناتون»؛ یعنی با دونیتِ مستقیم به تایم اضافه می‌کنن.

استریمِ یک‌ساله!

امیرصالح زارع: الان یکی از دخترای استریمر، «سمیرا سالی»، بیشتر از یک ساله که لایوه! یک ساله استریمش قطع نشده. توی کانادا زندگی می‌کنه.

امین آرامش: وایستا! من انقدر اطلاعات عجیبو نمی‌تونم هضم کنم. یک سال لایوه؟! یعنی چی؟ کل زندگیشو داره نشون میده؟ چقدر پول درآورده؟

امیرصالح زارع: یک ساله که استریمش قطع نشده. میلیاردها شاید درآورده باشه، نمی‌دونم، شاید ۶ میلیارد یا بیشتر.

قانونِ دوناتون: تا تایمر صفر نشده، حق نداری بری!

امیرصالح زارع: کلاً «دوناتون» اورجینال و واقعی، بدون اینکه بخوای بپیچونی، اینه که تا وقتی تایمرت صفر نشده باید ادامه بدی. حالا بعضی‌ها لیمیت می‌ذارن، مثلاً می‌گن آقا من بیشتر از ۳۰ روز لایو نمی‌مونم. ولی اصلش اینه که تایمر باید به صفر برسه.

امین آرامش: می‌تونی خودت قطع کنی؟

امیرصالح زارع: چرا، بعضی‌ها با مخاطب صحبت می‌کنن و می‌گن: «بچه‌ها زندگی من داره نابود می‌شه!»؛ اون وقت کسایی که «تاپ دونیت» هستن اگه قبول کنن، استریم تموم می‌شه. ولی خب داریم آدمایی که بیشتر از یک ساله لایو هستن! مثلاً طرف گیم می‌زنه، بعد می‌خواد بره باشگاه؛ دوربین و تجهیزاتش رو برمی‌داره، وصل می‌کنه به گوشی و توی مسیر باشگاه و خودِ باشگاه هم لایو می‌مونه. البته برای خوابیدن می‌تونی ۸-۹ ساعت جلوی دوربین نباشی؛ خیلی‌ها اون تایم رو جلوی دوربین نیستن.

زندگی در اتاق شیشه‌ای

امین آرامش: دنیای عجیبیه واقعاً! دارم فکر می‌کنم انقدر در معرض قضاوت بقیه بودن، انقدر توی یه اتاق شیشه‌ای زندگی کردن چیز عجیبیه!

امیرصالح زارع: آدما دارن عمرِ تو رو می‌خرن! بهت پول می‌دن و می‌گن انقدر بمون.

امین آرامش: خب انتخاب من که نیست، ولی آخه یعنی چی؟ پول دادی که طرف نره؟! مسخره نیست؟ تو تا حالا چند بار دوناتون گذاشتی؟

امیرصالح زارع: من تا حالا سه بار دوناتون گذاشتم.

امین آرامش: چقدر درآوردی؟ چقدر طول کشید؟

امین آرامش: ۷۶ روز لایو؟! اون هم بعد از ازدواجت؟ چطور آخه؟

امیرصالح زارع: آره، بعد از ازدواجم بود. ببین، خب من توضیح می‌دادم به مخاطب؛ مثلاً می‌گفتم آقا من تایمی که خوابم جلوی دوربین که نمی‌خوابم. استودیوی من کلاً جداست. مثلاً ۸ ساعت یا ۱۰ ساعت می‌رفتم می‌خوابیدم، پیش خانمم بودم، غذامو می‌خوردم و دوباره می‌اومدم پایین برای ادامه کار. توی اون تایمِ غیاب من، یه موزیک پلی می‌شد با یه تصویر خوشگل.

جبران خسارت ۷۵۰ میلیونی در ۱۹ روز

امین آرامش: اصلاً چی شد که تصمیم گرفتی ۷۶ روز لایو بمونی؟ چقدر درآمد داشتی؟

امیرصالح زارع: دلیلش این بود که مراسم Theoneawards یک خسارت مالی شدید به من زد؛ حدود ۷۵۰ میلیون خسارت داشتم. برای جبرانش دوناتون گذاشتم. جالبه بدونی فقط توی ۱۹ روز، ۷۵۰ میلیون تومن دونیت شدم و اون بخشی از خسارت کاملاً جبران شد! کلاً هم توی اون ۷۶ روز، حدود ۱ میلیارد و ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومن درآمد داشتم.

امین آرامش: دمِ مخاطبانت گرم واقعاً که حمایت کردن خسارتت جبران شه.

استریمِ سه‌شیفته: کارخانه‌ی تولید محتوا

امیرصالح زارع: البته این رو هم بگم که دوناتونِ من با بقیه فرق داشت. خیلیا می‌رن ۱۰ ساعت می‌خوابن و استریم خالی می‌مونه؛ ولی من دو نفر از بچه‌های تولیدکننده‌ی محتوا رو آوردم و ما سه‌شیفته استریم می‌کردیم!

امین آرامش: یعنی چطوری؟

امیرصالح زارع: یعنی مثلاً یکی از بچه‌ها می‌اومد ۷ صبح استریم رو از من تحویل می‌گرفت تا ۳ ظهر؛ ساعت ۳ تحویل نفر بعدی می‌داد و همین‌طور چرخشی ادامه داشت که استریم هیچ‌وقت خالی و بی‌محتوا نمونه.

امین آرامش: چیکار می‌کردین؟

امیرصالح زارع: ما سه تا سبک مختلف کانتنت تولید می‌کردیم. مثلاً شیفت صبح که یکی از بچه‌ها می‌اومد، فرمون بازی وصل می‌کرد و رانندگی می‌کرد. نفر بعدی می‌اومد و مهمان دعوت می‌کردیم؛ مهمان‌های خیلی باحالی داشتیم، مثلاً متین دو حنجره، عمو فروتن فیتیله‌ای مهمان استریم ما بودن!

امین آرامش: چه جالب! یعنی مثل یک شبکه تلویزیونی برنامه پخش می‌کردید؟

امیرصالح زارع: دقیقاً ۲۴ ساعته تولید محتوا کردیم. توی اون ۷۵ روز، بیشتر از ۲۰ تا کانتنت‌کریتور و یوتیوبر معروف رو دعوت کردیم. پادکست لایو داشتیم، خواننده و شعبده‌باز آوردیم. چون من متأهل هستم و زندگی شخصی دارم، وظیفه خودم می‌دونستم وقتی نیستم، یک نفر دیگه باشه که محتوا تولید کنه تا استریم خالی نمونه. برای تک‌تک اون ۷۵ روز برنامه‌ریزی داشتیم.

درآمد یوتیوب در مقابل دونیت

امین آرامش: این ۷۶ روز لایو رو همزمان روی توییچ و یوتیوب بودید؟ یوتیوب اجازه میده انقدر طولانی لایو باشید؟

امیرصالح زارع: آره، یوتیوب هیچ مشکلی با مولتی‌استریم و زمان طولانی نداره.

امین آرامش: حالا پولش چطور درمی‌آد؟ از خودِ یوتیوب یا پلتفرم‌های فارسی؟

امیرصالح زارع: ببین، یوتیوب و توییچ بر اساس بازدید و تبلیغات بهت پول می‌دن. البته درآمد توییچ خیلی کمه، ولی یوتیوب درآمدش خیلی بیشتره.

امین آرامش: توی اون ۷۶ روز، درآمدت از خودِ یوتیوب چقدر بود؟ جدا از اون ۱.۵ میلیارد تومنی که مردم دونیت کردند.

امیرصالح زارع: تقریباً روزی ۱۰۰ دلار از یوتیوب درآمد داشتم. یعنی حدود ۷۶۰۰ دلار فقط درآمد تبلیغات یوتیوب شد که کاملاً جدا از دونیت‌هاست.

امین آرامش: اون ۱.۵ میلیارد تومن دونیت رو کجا می‌زدند؟

امیرصالح زارع: روی ریمیت (Reymit) که یک پلتفرم فارسی برای جذب حمایت مالیه.

امیرصالح زارع: البته این نکته رو بگم که نمی‌خوام رویافروشی کنم. این‌جور نیست که هر کسی از راه برسه و دوناتون بذاره، بتونه به این مبالغ برسه.

امین آرامش: بله، قطعاً تخصص و سابقه می‌خواد.

امیرصالح زارع: جسارت نباشه، منظورم اینه که اگه «امیر ایزد» توی این تایم به این مبلغ رسیده، نتیجه ۹ سال کار و استریمر بودن هست. راحت نیست که مخاطب رو قانع کنی بهت پول بده. مخاطب محتوای من رو دوست داره و می‌دونه اون پولی که به من می‌ده، خرجِ خودِ محتوا می‌شه. مثلاً سالی که Theoneawards رو برگزار کردم، مراسم خیلی بزرگی بود ولی من اسپانسر نداشتم و با هزینه شخصی انجامش دادم.

امین آرامش: تو چی داری که آدما بهت دونیت می‌کنن؟ یعنی مخاطب‌ها به چند دلیل برات دونیت می‌کنن؛ یکی اینکه می‌بینن پولی که درمی‌آری رو صرف بهتر شدنِ کار می‌کنی. این رو به وضوح احساس می‌کنن و تو هم بهشون نشون میدی. دیگه چه دلیلی داره؟

امیرصالح زارع: آره، مثلاً «امیر ایزد» الان ۹ ساله داره کار می‌کنه ولی هنوز برای خودش ماشین نخریده، هنوز خونه نخریده؛ اما یک استودیوی خیلی خفن ساخته. اون استودیو باعث شده بیش از ۴۰ تا یوتیوبر بیان اونجا و محتواهای خیلی خوبشون رو بسازن. من با دوستم «علی زودیاک» این استودیو رو ۵ سال پیش ساختیم.

لول‌آپ کردن تولید محتوا در ایران

امین آرامش: یعنی رفتین یه جا رو خریدین برای استودیو؟

امیرصالح زارع: توی همون منزل خودشون، زیرزمین و پارکینگشون رو تبدیل کردیم به یک استودیوی کامل که اصلاً ویدئوی مراحل ساختش هم هست. اون موقع توی یوتیوب فارسی همچین فضایی وجود نداشت؛ ما یه استودیوی خیلی خفن زدیم و واقعاً تولید محتوا رو توی سبکِ کاری خودمون لول‌آپ کردیم.

امین آرامش: چرا فکر کردی این کار حتماً جواب میده که همچین هزینه‌ای براش بکنی؟

امیرصالح زارع: دقیقاً همان‌طور که گفتم؛ چون رفتم سراغ یوتیوب و استریم رو بی‌خیال شدم. با علی گفتیم بیا استودیو بزنیم. یوتیوبرهای خارجی رو می‌دیدیم که استودیو شخصی دارن، گفتیم ما چرا نداشته باشیم؟

امین آرامش: خب، یه دلیلش این بود که پولو خرجِ کارت می‌کردی؛ دیگه چی داشتی که آدما دوست داشتن بهت دونیت کنن؟

امیرصالح زارع: صرفِ کار، و اینکه همیشه «اتفاق بزرگتری» می‌افتاد. مثلاً اگه سال اول فقط می‌نشستم ویدئو نگاه می‌کردم و ریاکشن می‌رفتم، سال دوم استودیو ساختم، سال سوم مراسم  Theoneawards رو برگزار کردم. مخاطب انگار توی این مسیر همراهمون بود؛ از این موفقیت‌هایی که به دست می‌اومد لذت می‌برد و این براش جذاب بود.

مثلاً فکر کن، شاید خیلی از شنونده‌های شما طرفدار برنامه «۹۰» باشن و کلی با عادل فردوسی‌پور خاطره داشته باشن. اگه می‌دونستن با دونیت کردن می‌تونن کاری کنن که ۹۰ هیچ‌وقت تموم نشه، شاید خیلیا حمایت می‌کردن؛ چون عاشق اون برنامه بودن. برنامه ما هم همین‌جوری بود، آدما با ما زندگی کردن.

امیرصالح زارع: خیلیا پیام می‌دن که از افسردگی نجات پیدا کردن. حالا نمی‌خوام پیشنهاد بدم که استریمر جای تراپیست رو می‌گیره، ولی واقعاً تأثیر داره. خیلی از دونیتورهای ما خارج از ایران هستن؛ آدمایی که مهاجرت کردن و توی غربت و تنهایی بودن، ما اینا رو از تنهایی درآوردیم. وقتی ۱۵ ساعت لایو بودیم، اون طرف هم ۱۵ ساعت توی غربت کنار ما بود که دیگه براش غربت نباشه. انگار کنار رفیقای خودش توی ایرانه.

الان توی دوره‌ای هستیم که اکثراً تک‌فرزندن؛ شاید خاله و دایی نداشته باشن و زندگی‌ها مثل قدیم نیست. اینا با ما وقت می‌گذرونن؛ توی اون استودیو، با اون اکیپ و اون فضا. طرف با خودش می‌گه: من این پولو می‌خواستم برم سینما یا شهربازی خرج کنم، خب خرجِ همین تفریح می‌کنم که بهتر بشه، بیشتر بمونه و دووم بیاره. واسه همین حمایت می‌کنن.

امیر ایزد

رویای اسکارِ یوتیوبری

امین آرامش: ایول، بریم سراغ یوتیوب. چی شد که فکر کردی باید یه برنامه برگزار کنی و انتخاب کنی که بهترین یوتیوبرای ایرانی توی بخش‌های مختلف کیا هستن؟

امیرصالح زارع: البته من که انتخاب نمی‌کردم، با رأی مردم بود. من همیشه کانتنت‌کریتورهای خارجی رو نگاه می‌کنم و چون از ما جلوترن، کلاً برام جذابن. یه خانمی به اسم «کیوتی سیندرلا» یه مراسمی برگزار کرد به نام «استریمر اواردز» که می‌خواست به بهترینای استریم دنیا جایزه بده. الان فکر کنم دوره پنجمش باشه.

من اینو که دیدم، یاد بچگیام افتادم. قدیما با مامانم می‌نشستم اسکار و گلدن‌گلوب نگاه می‌کردم. یادمه ساعت ۳ صبح ماهواره رو چک می‌کردیم که لایو ببینیم؛ عاشق این مراسما بودم. وقتی دیدم استریمرای دنیا هم واسه خودشون فرش قرمز و پاپاراتزی دارن و میان رو استیج تشکر می‌کنن، گفتم چقدر باحاله! بعد پیش خودم گفتم خب من که الان با یه عالمه یوتیوبر در ارتباطم و این پتانسیل رو دارم که دعوتشون کنم و اونا هم قبول کنن، چرا خودم همچین مراسمی رو برگزار نکنم؟

امیرصالح زارع: اولش قرار نبود مراسم باشه؛ می‌خواستم یه ویدیوی ساده بسازم، مثلاً اسمشو بذاریم «اسکار یوتیوبرا» و با چهار تا داورِ خودمون یه کارِ فان بکنیم. ولی اون فِکره یهو جدی شد و رفت سراغ همون علاقه قدیمیم. با بچه‌ها مشورت کردم، همه گفتن آره خیلی باحاله.

رفتیم دنبالش که ببینیم راهش چیه. دیگه خیلی جدی شد؛ رفتیم قانون نوشتیم، داور انتخاب کردیم و از قوانین مراسم‌های بزرگ دنیا الگو گرفتیم. شوخی‌شوخی جدی شد و تندیس طراحی کردم و گفتم اوکیه، من انجامش می‌دم.

امین آرامش: با هزینه شخصی خودت؟

امیرصالح زارع: آره، با هزینه شخصی خودم. گفتم هیچ اسپانسری هم نمی‌گیرم که چون سال اولشه، هیچ شک و شبهه‌ای نباشه و بحث مالی نیاد وسط؛ می‌خواستم خودم شخصاً کامل برگزارش کنم.

امین آرامش: یعنی می‌خوای سال‌های بعد هم برگزارش کنی؟

امیرصالح زارع: آره، قراره سالیانه برگزار بشه. همین الان هم مشغول پیش‌تولیدِ سالِ بعدیم.

امین آرامش: جدی؟ کی می‌شه مثلاً؟ چه ماهی از سال؟

امیرصالح زارع: شاید زمستون بشه دیگه؛ زمستون.

امین آرامش: توی چند تا حوزه جایزه دادین؟

امیرصالح زارع: فکر کنم ما ۲۸ تا یا ۳۰ تا تندیس دادیم. دقیق حوزه‌ها الان تو ذهنم نیست.

امین آرامش: یعنی ما ۲۸ تا حوزه داریم که به یوتیوب و استریم ربط دارن؟!

امیرصالح زارع: ببین، با همه نقدهایی که هست، ما اینا رو در نظر گرفتیم. خیلیا گفتن می‌تونه بیشتر باشه، خیلیا هم گفتن کمتر.

امین آرامش: ببین، ما یکی از کارامون توی «کار نکن» اینه که گزینه‌های روی میزِ آدم‌ها رو برای انتخاب شغل بیشتر کنیم. الان خیلی کنجکاوم بدونم این ۲۸ تا چیا بودن. اگه یادت هست بهم بگو لیست جوایز چی بود؟

امیرصالح زارع: لیستِ جوایزو دارم؛ ببین مثلاً می‌گم، الان ما بهترین یوتیوبر سالو داشتیم که کومان برنده شد، بهترین استریمر سال، بهترین ویدیوی سال، بهترین گیمر سال، بهترین شو، محبوب‌ترین کامیونیتی، بهترین همکاری یعنی بهترین کَلَب، بهترین محتواسازِ ریاکشن، خلاقانه‌ترین محتوا، نوظهورترین استعداد یوتیوب، نوظهورترین استعداد توییچ، خیرخواه‌ترین محتواساز، بهترین محتوای (IRL).

امین آرامش: خیرخواه‌ترین یعنی چی اصلاً؟

امیرصالح زارع: اینو مثلاً ما از خودِ مراسمِ خارجیا الگو گرفتیم؛ نمونه‌ش اونجا بود. چون اون‌ور خیلی بابِ که می‌آن دونیت جمع می‌کنن و کارای خیریه می‌کنن؛ مثلاً یهو توی نیجریه مدرسه می‌سازن و فلان. یه تندیسی هم دارن واسه اونایی که کارای خیریه بزرگ می‌کنن در سال. می‌گن آقا مردم رأی بدن که به نظر شما کی خیرخواه‌تر بوده؛ یه جورایی واسه تشویقِ آدماست که بیشتر این کارا رو بکنن.

امین آرامش: شما چجوری رأی مردم رو جمع کردین؟

امیرصالح زارع: روی وب‌سایتمون. باید می‌رفتن با گوگل و شماره موبایلشون لاگین می‌کردن و حتماً وریفای می‌شدن. اونجا یه فرمی بود واسه هر کتگوری… بذار اصلاً از قبل‌ترش توضیح بدم چون مرحله‌ش پیچیده‌تره. ما از همون «استریمر آواردز» الگو گرفتیم؛ اونا سبکشون این‌جوریه که اول کتگوری‌ها رو مشخص می‌کنن، بعد می‌گن توی هر بخش خودِ مردم ۱۰ تا نامزد معرفی کنن.

یعنی طرف می‌آد می‌گه بهترین یوتیوبر به نظر من این ۱۰ نفر می‌تونن باشن. بعد ما از روی بیشترین تکرار انتخاب می‌کنیم. یعنی چی؟ یعنی مثلاً اگه ۱۰۰۰ نفر گفتن «کومان»، این می‌آد صدرِ لیست. بعد نفر دوم، سوم و همین‌طور الی آخر. ما ۲۰ نفر برتر رو بر اساس بیشترین معرفی انتخاب کردیم؛ البته فیلتر هم کردیم که حتماً مرتبط با اون بخش باشن.

امین آرامش: خب این‌جوری خیلی هم به این بستگی داره که اون آدم چقدر طرفدارِ دنبال‌کننده داشته باشه. شاید خیلی کارِ دقیقی نباشه به اون معنا، ولی به نظرم به عنوان یه کار نمادین خیلی جالبه.

امیرصالح زارع: این‌جوری بود که از اون لیستِ اولیه، ۸ تا نامزد نهایی واسه هر کتگوری درمی‌اومد. ما ۷ نفر اول رو بر اساس همون تعداد معرفیِ مردم می‌چیدیم، ولی نفر هشتمِ لیست رو تیم داوری ما از کل کامیونیتی انتخاب می‌کرد. یعنی ممکن بود یه نفر اصلاً توی لیستِ معرفیِ مردم نباشه، ولی داورای ما بیارنش توی لیست نهایی.

بعد دوباره از توی این لیستِ ۸ نفره، هم مردم رأی می‌دادن و هم داورا. رأی داورها ۷۰ درصد و رأی مردم ۳۰ درصد تأثیر داشت. ولی به صورت کلی، تهش سیستم می‌ره به سمتی که کی طرفدارِ بیشتری داره.

امین آرامش: خب علت اینکه چرا این مکانیزم رو انتخاب کردی چی بود؟

امیرصالح زارع: ما این مدل رو ترجیح دادیم چون مهم‌ترین چیز توی کارِ ما «توجهه»؛ و کسی که تونسته توجه بیشتری جلب کنه، به نظر تیم ما موفق شده.

اعتماد به شعور مخاطب

امین آرامش: البته این جمله خیلی دقیق نیست، چون راه‌های زیادی واسه جلب توجه هست که شاید خیلی باارزش نباشن.

امیرصالح زارع: آره، ولی ما به نظر و شعور مخاطب اعتماد کردیم. مثلاً وقتی می‌گیم بهترین یوتیوبر سال، کسی نمی‌آد دنیا جهانبخت رو انتخاب کنه! مخاطب هم یه شعوری داره دیگه. به نظر شخصیِ من، انتخابِ همچین آدمایی کارِ آدمای بی‌شعوره.

نمی‌تونیم بگیم چون فلانی انقدر توجه جلب کرده، پس حتماً مردم می‌آن می‌گن بهترین یوتیوبره؛ نه، نمی‌گن. ما به مردم اعتماد کردیم و می‌شه گفت مردم حداقل این رو ثابت کردن که به هیچ عنوان آدمِ احمق رو انتخاب نکردن. صرفاً می‌شه گفت بینِ خوب‌ها شاید تفاوت سلیقه وجود داشته.

یوتیوب فقط جلو دوربین رفتن نیست!

امین آرامش: بریم سراغ اون چیزی که سرِ من درد می‌کنه براش! آقا اینایی که داری می‌گی، یه تعدادیشون شغله دیگه؟ حالا مثلاً بهترین یوتیوبر که از جنس شغل نیست، ولی اونایی که از جنس شغله رو بهمون می‌گی؟

امیرصالح زارع: چرا، اولاً که شغلِ اصلیِ همه‌شون همون یوتیوبری و استریمریه. ولی مثلاً توی بخش بهترین محتوای بررسی، اهورا نیازی جایزه گرفت که خب کلاً کارش بررسی تکنولوژیه. اما اون شغل‌هایی که مدنظر توئه، مثلاً ما بهترین ادیتور یا بهترین تامبنیل آرتیست (Thumbnail Artist) رو داشتیم.

امین آرامش: آها! خب این خیلی جالبه. مثلاً الان یکی داره این ویدئو رو می‌بینه و براش جالب می‌شه که آقا ما یه شغلی داریم به اسم تامبنیل آرتیست. چقدر طول می‌کشه یه آدم بتونه به این شغل برسه؟ اینایی که از جنس شغله رو بهم بگو.

امیرصالح زارع: ببین، یه سری شغلا اینجا جایزه گرفتن، ولی یه سری شغلای دیگه هم هستن که اصلاً توی این لیستِ جوایز نیومدن.

امین آرامش: اصلاً سؤال کلی من همینه؛ دورِ یوتیوب چقدر شغل هست؟ چقدر فرصت شغلی وجود داره؟

امیرصالح زارع: خیلی! ببین فقط ادیتور و تامبنیل‌زن نیست. ما الان شغل‌هایی داریم مثل:

  • سناریونویس: کسی که می‌شینه دقیق می‌نویسه که اولِ ویدئو چی بگی، وسطش چیکار کنی که مخاطب خسته نشه.
  • استراتژیست محتوا: کسی که کانال رو آنالیز می‌کنه و می‌گه الان چه محتوایی ترنده و چی بسازی بهتره.
  • مدیر کانال: کسی که ویدئوها رو آپلود می‌کنه، سئو می‌کنه، با کامنت‌ها درگیر می‌شه.
  • صدابردار و نورپرداز: مخصوصاً برای ویدئوهای باکیفیت و استودیویی.

مثلاً همین «تامبنیل آرتیست»؛ کسیه که بلده با فتوشاپ یه عکسی طراحی کنه که مخاطب وسوسه بشه روش کلیک کنه. این خودش یه تخصصه و یوتیوبرهای بزرگ بابتش پول خوبی می‌دن چون نرخ کلیک (CTR) ویدئوشون به اون عکس بستگی داره.

امیرصالح زارع: من اتفاقاً قبل از اینکه بیام اینجا، یه لیستِ خیلی بلندبالایی از این شغلا نوشتم. بخوام نمونه‌ش رو بهت بگم، مثلاً ادیتورها، تامبنیل آرتیست‌ها، منیجرها، طراح‌های مرچ، گرافیست‌ها و… خیلی زیادن!

امین آرامش: اینا رو بگو حتماً. مثلاً منیجردقیقاً چیکار می‌کنه؟

امیرصالح زارع: یه مثال بزنم؛ توی همین مراسم «دِوان اواردز»، منیجرِ کومان اومد جوایز رو روی استیج تحویل گرفت، چون کومان خودش ایران نیست. منیجرِ اونا الان داره مرچشون رو مدیریت می‌کنه.

امین آرامش: مرچ چیه؟

امیرصالح زارع: مرچ‌اِندایز (Merchandise) یا همون مرچ، کالاییه که یه اینفلوئنسر یا یوتیوبر واسه طرفداراش عرضه می‌کنه. مثلاً همین لیوانِ کار نکن که روی میزِ ماست؛ روش لوگو و رنگ برند شماست. شاید خیلی از شنونده‌های شما دوست داشته باشن اینو به عنوان یادگاری از برنامه شما توی خونه‌شون داشته باشن. شما یه وب‌سایت می‌زنی، اینو واسه فروش می‌ذاری و ازش کسب درآمد می‌کنی.

حالا ببین چقدر شغل اینجا درست می‌شه:

  • اون کسی که می‌آد کلِ این پروسه رو مدیریت می‌کنه، می‌شه منیجر شما.
  • اون کسی که می‌آد طرحِ روی لیوان یا لباس رو می‌زنه، می‌شه آرتیست شما.
  • اون کسی که می‌آد وب‌سایتِ فروش رو طراحی می‌کنه، می‌شه طراح وب‌سایت شما.

یعنی همه این شغلا فقط حولِ محورِ یه دونه مرچ داره اتفاق می‌افته و از همین یه چیز ساده، کلی کسب درآمد می‌شه.

امین آرامش: دیگه چه عناوینی هست؟

امیرصالح زارع: خب ادیتورها که دیگه ارتباط مستقیم دارن، اصلاً می‌شه گفت اینا شریکِ یوتیوبران. ادیتورهایی رو می‌شناسم که دارن درصدی با یوتیوبرای بزرگ کار می‌کنن و درآمدای خیلی زیادی دارن. مثلاً فکر کن طرف درآمدش میلیاردیه، ۵ درصدش واسه ادیتور می‌شه ماهی ۲۰۰ میلیون یا ۱۰۰ میلیون تومن! ادیتورا واقعاً الان درآمدای خیلی خوبی دارن.

امین آرامش: تامبنیل رو هم بگو چیه واسه کسی که نمی‌دونه.

امیرصالح زارع: کاور رو می‌گن تامبنیل. اگه صوتی گوش می‌دید، همین کاوری که پادکست داره، یا توی یوتیوب اون تصویری که قبل از کلیک کردن می‌بینید، می‌شه تامبنیل. و واقعاً یه هنره؛ ترکیبی از چند تا هنره.

حتی اگه اشتباه نکنم مستر بیست (بزرگترین یوتیوبر دنیا) توی یکی از پادکستاش می‌گفت درصدِ اعظمی از طراحیِ تامبنیل، روانشناسیه. یعنی باید تشخیص بدی مخاطب چه‌جوری راضی می‌شه که روی اون تصویر کلیک کنه. تامبنیل‌آرتیست‌ها صرفاً کار هنری نمی‌کنن، باید این درک رو داشته باشن که چه‌جوری با کلمات و المان‌های تصویری، توجه رو جلب کنن.

از طراحیِ کاور تا فروشِ پکیج‌های آموزشی

امیرصالح زارع: اینا واقعاً دارن اون تامبنیل رو «مهندسی» می‌کنن. بعضی وقتا بدون هیچ نوشته‌ای، جوری طراحی می‌کنن که آدم وسوسه می‌شه کلیک کنه. و جالب اینجاست که تامبنیل‌آرتیست‌ها دیگه فقط از همکاری با یوتیوبرها پول درنمی‌آرن؛ الان خیلیاشون پکیج آموزشی می‌فروشن، دوره‌های حضوری و غیرحضوری می‌ذارن، یا چون خودشون کلی فالوور دارن، تبلیغات می‌گیرن. ببین فقط همین یه شاخه چقدر شغل و بیزنس ایجاد کرده!

امین آرامش: دیگه چه شغلایی دور و بر یوتیوب هست؟

امیرصالح زارع: منیجر رو که گفتم، ولی جز اون خیلی زیاده. مثلاً خودِ من یه دوره‌ای برگزارکننده ایونت داشتم. هر چند ماه یه ایونت می‌ذاشتیم که طرفدارا حضوری بیان؛ یه نفر بود که درصد می‌گرفت و کارِ بلیت‌فروشی، هماهنگیِ کافه، دیزاین ایونت و تبلیغات رو انجام می‌داد. این خودش یه شغله. یوتیوبرا ایونت برگزار می‌کنن، حسابدار لازم دارن. یا مثلاً واسه مرچ، خیلیا الان انباردار دارن. ببین چه چیزای جالبی کنار یوتیوب به وجود می‌آد!

عکاس، فیلم‌بردار و صدابردار هم که خیلی مهمن. الان بچه‌ها واسه پروژه‌هاشون صدابردار می‌آرن. جالبه بدونی صدابردار برنامه ۹۰، الان شده صدابردارِ خیلی از یوتیوبرا! یعنی از اون سطح اومده توی یوتیوب کار می‌کنه.

چطوری پروژه بگیریم؟ (واسه صفر کیلومترها)

امین آرامش: خب کسی که تازه یاد گرفته، چه‌جوری می‌تونه پروژه بگیره؟

امیرصالح زارع: اول از همه ارتباط گرفتن با منیجرِ یوتیوبرا یا خودِ یوتیوبرا. مثلاً اگه تامبنیل‌آرتیستی، برو پیشنهاد بده؛ بگو آقا من یه کار تستی واسه‌ت می‌زنم، ببین چطوره. این واسه کسیه که صفر کیلومتره و می‌خواد شروع کنه.

دانشگاه رایگانِ یوتیوب

امین آرامش: حالا این مهارت‌ها رو از کجا یاد بگیرن؟

امیرصالح زارع: از خودِ یوتیوب! یوتیوب اصلاً دانشگاهه. اول از همه بگم، اگه می‌خواید چیزی یاد بگیرید، به نظر من اصلاً پول بابتش ندید؛ نه پکیج بخرید، نه کارِ دیگه‌ای. برید سراغ یوتیوب.

مخصوصاً الان که به خاطر AI، زیرنویس فارسیش خیلی دقیق شده. شاید خیلیا ندونن، ولی توی ویدیوهای یوتیوب برید توی تنظیمات، بخش «Auto-translate» رو بزنید؛ اول احتمالاً انگلیسی رو میاره، ولی اگه دوباره روش کلیک کنید، یه لیست بلندبالا از زبون‌ها میاد که می‌تونید «Persian» یا همون فارسی رو انتخاب کنید. زیرنویسش الان خیلی دقیقه و واقعاً می‌شه ویدیوهای آموزشیِ روز دنیا رو راحت دید، حتی اگه زبان بلد نباشید. همه‌چی الان رایگان داره آموزش داده می‌شه.

خلاصه بعد از اینکه از این دانشگاهِ یوتیوب فارغ‌التحصیل شدید و همه‌چی از صدابرداری تا تامبنیل رو یاد گرفتید، باید برید سراغ کار گرفتن. پیشنهاد من واسه تامبنیل که شامل بقیه موارد هم می‌شه اینه که برید یه سری تامبنیل خیالی درست کنید. مثلاً فرض کنید تامبنیل‌آرتیستِ کار نکن هستید؛ سعی کنید یه طرح خفن واسه همین برنامه بزنید. یا مثلاً خودتونو جای تامبنیل‌زنِ مستر بیست بذارید و مشابه سبک اونا کار بزنید.

اینا خودش می‌شه نمونه‌کار. همین طرح‌های خیالی رو توی یه پیج اینستاگرام پست کنید، یه اسم واسه خودتون انتخاب کنید و بعد برید سراغ ارتباط با یوتیوبرا. به منیجرشون پیام بدید، ایمیل بزنید، دایرکت بدید و پیجتون رو نشون بدید. وقتی طرف ببینه در این لول بلدید کار کنید، قطعاً توجهش جلب می‌شه؛ چون هم بلدید، هم نمونه‌کار دارید.

یوتیوب فارسی؛ رشدِ ۴ برابری و پتانسیلِ انفجاری

امین آرامش: دنیای خیلی جالبیه. یوتیوب فارسی نسبت به مثلاً ۵ سال پیش خیلی فرق کرده. تو فکر کنم ۳ سال پیش جدی شروع کردی، نه؟

امیرصالح زارع: آره، جدی‌ش تقریباً ۲ سال و نیم، ۳ ساله.

امین آرامش: نسبت به اون موقع چقدر رشد کرده؟

امیرصالح زارع: خیلی زیاد! به نظر من نسبت به ۳ سال پیش ۳-۴ برابر شده و نسبت به ۵ سال پیش که اصلاً قابل مقایسه نیست، شاید خیلی بیشتر. من فکر می‌کنم ۵ سالِ دیگه از این هم خیلی بزرگتر بشه.

امین آرامش: یعنی یه بازار خیلی خیلی بزرگ.

امیرصالح زارع: اصلاً به نظر من الان یوتیوب هنوز ۷۰ درصدِ مخاطبای بالقوه‌ش رو توی ایران نداره.

امین آرامش: داده‌ای داری که کلاً چقدر «یوتیوب‌بین» توی ایران داریم؟

امیرصالح زارع: آمار دقیقی که نه، ولی فکر می‌کنم کل مخاطبایی که یوتیوب‌بین باشن شاید ۱۵ میلیون نفر باشن.

امین آرامش: ۱۵ میلیون نفر؟! به نظر من خیلی زیاده برآوردت. فکر نمی‌کنم انقدر باشه.

امیرصالح زارع: آخه مثلاً وقتی می‌بینی یه ویدئو مثل «عشق ابدی» ۵ میلیون ویو می‌خوره، خب یعنی مخاطب هست دیگه. به نظر من ۱۵ میلیون نفر واقعاً هستن و این عدد راحت می‌تونه دو برابر هم بشه.

امین آرامش: خب الان تو یوتیوب فارسی چه‌خبره؟

امیرصالح زارع: الان یکی از مهم‌ترین آپشن‌هایی که ما به خاطر فیلترینگ نداریم، اینه که مثلاً توی کشوری مثل ترکیه، همه مردم با تلویزیوناشون یوتیوب نگاه می‌کنن. خیلی راحت اون دکمه‌ی یوتیوبِ روی کنترل رو می‌زنن و تموم! همین یه مورد کلی به بازدیدا اضافه می‌کنه. ما این آپشن به این مهمی رو اصلاً نداریم.

امین آرامش: خب این داستان روی درآمدها هم تأثیر داره دیگه؛ اگه یه روز فیلتر برداشته بشه چی می‌شه؟

امیرصالح زارع: من مطمئنم اگه فیلتر برداشته بشه، شاید یه تایم خیلی کوتاهی روی درآمد دلاری تأثیر بذاره، ولی بلافاصله با حجم تبلیغاتی که از طرف شرکت‌های ایرانی وارد یوتیوب می‌شه، کاملاً جبران می‌شه. مخاطبِ یوتیوب هم به نظرم سریع دو برابر می‌شه؛ یعنی اون ۱۵ میلیونی که گفتم راحت می‌شه ۳۰ میلیون نفر. الان خیلیا توی اینستاگرام درآمدای خیلی عجیبی دارن، اگه فیلتر نباشه همون بودجه‌ها میاد سمت یوتیوب.

امین آرامش: آره، چون وقتی فیلتر نباشه، یوتیوب دیگه توی هر خونه‌ای با یه دکمه باز می‌شه و این می‌شه یه فرصت طلایی واسه هر شرکتی که بخواد تبلیغ کنه. واقعاً دمشون گرم که چه پلتفرمی ساختن!

امیرصالح زارع: آره واقعاً شاهکاره. چقدر حیف که ما توی ایران اینو نداریم. تصور کن چقدر عجیب و غریب می‌شه اگه آدما بتونن توی خونه‌شون راحت و با کیفیت بالا روی تلویزیون یوتیوب ببینن.

غول‌های بازدید در یوتیوب فارسی

امین آرامش: الان بیشترین ویو رو کی داره توی یوتیوب فارسی؟ آمارشو داری دیگه، چون دیدم یه برنامه هفتگی داری که کانال بقیه رو بررسی می‌کنی.

امیرصالح زارع: آره، ببین اگه بخوایم اونایی رو بگیم که دارن محتوای فارسی تولید می‌کنن و شبیه شبکه عمل نمی‌کنن مثلاً کانال عشق ابدی بیشتر شبیه یه پلتفرمه تا یه یوتیوبر شخصی، بین یوتیوبرهایی که شخصی کار می‌کنن، میشه گفت کومان جزو تاپ‌ویوهاست؛ اونا تقریباً هر هفته ۱ میلیون بازدید دارن به دست میارن.

امین آرامش: اینا چقدر پول درمیارن؟

امیرصالح زارع: شاید یه کانالی مثل کومان ماهی ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار درآمد داشته باشه.

امین آرامش: ماهی ۳۰-۴۰ هزار دلار؟!

امیرصالح زارع: آره، تازه این فقط از خودِ یوتیوبه، بدون در نظر گرفتن اسپانسرها. البته اونا اسپانسر هم می‌گیرن؛ چه مستقیم و چه غیرمستقیم. مثلاً خیلی از اون خوراکی‌ها و برندهایی که بررسی می‌کنن احتمالاً اسپانسرشون هستن. من می‌دونم که خالصِ درآمدشون از یوتیوب بالای ۳۰-۴۰ هزار تا در ماهه و توی ماه‌هایی که رکورد می‌زنن، مطمئنم بالای ۱۰۰ هزار دلار هم درآمد داشتن!

۱۵ هزار دلار فقط برای یک ویدیو!

امیرصالح زارع: بذار یه مثال دیگه بزنم؛ دیروز داشتم آمار یکی از بچه‌ها رو می‌دیدم، فقط یک دونه ویدئوش ۱۵ هزار دلار درآمد داشت!

امین آرامش: یک دونه ویدئو؟! ظرفِ چقدر؟

امیرصالح زارع: ظرفِ فکر کنم دو ماه. ویدئوش یک و نیم میلیون ویو خورده بود و چون آرپی‌ام (RPM) بالایی داشت حدود ۹ ، این درآمد رو براش ساخته بود.

جای خالیِ متخصص‌ها؛ از نجار تا پزشک

امین آرامش: خب، چه کارای نکرده‌ای توی یوتیوب فارسی هست؟ یعنی چه فرصت‌هایی هنوز خالیه؟

امیرصالح زارع: خیلی زیاد! به نظر من کتگوری «متخصصان» توی یوتیوب فارسی کاملاً خالیه. توی یوتیوب خارجی از نجار گرفته تا استاد دانشگاه، یوتیوبر معروف داریم، ولی توی ایران اصلاً نیومدن سمتش. من مطمئنم ما نجارهایی داریم که اگه بیان، می‌تونن ۲۰۰ هزار تا سابسکرایبر داشته باشن.

امین آرامش: دیگه کی؟ چند تا مثال دیگه بزن.

امیرصالح زارع: توی همه حوزه‌ها؛ نقاش‌ها، موزیسین‌ها، آهنگرها، کسایی که کارِ دیزاین و اسپرت کردن ماشین می‌کنن، معلم‌ها، پزشک‌ها، حتی دام‌پزشک‌ها! به نظر من حتی خواننده‌های ما هم هنوز درست کار نمی‌کنن توی یوتیوب. هر تخصصی که فکرش رو بکنی، توی یوتیوب می‌شه ازش پول درآورد.

الان خیلیا دارن از لایف‌استایل پول درمیارن. مثلاً من می‌بینم یه خانم خانه‌داری ویدئو گذاشته که «این هفته مادرشوهرم مهمونم بود»؛ واقعاً دوربین گذاشته و تمام مراحل رو نشون می‌ده و ۲۰ هزار تا هم ویو می‌خوره! انگار آدم می‌ره توی گالری شخصیِ یه نفر.

طرف می‌ره خرید می‌کنه، ولاگ می‌گیره، آشپزی می‌کنه، با خانواده‌ش گپ می‌زنه و همین محتوای ساده همیشه یه بازدیدِ دائمی و خوب داره. می‌خوام بگم هیچ محدودیتی وجود نداره و هر کانتنتی مخاطبِ خودش رو داره؛ ولی خب، بهتره که به سمت محتوای باکیفیت‌تر بریم.

امین آرامش: حالا فرض کن اگه یه نفر بیاد آموزش تخصصی مثل نجاری یا آهنگگری بده، چقدر جاش خالیه!

امیرصالح زارع: مخصوصاً شورت ویدئوها توی حوزه‌های فنی می‌تونن بترکونن. حتی ویدئوهای بدون کلام که فقط صدایِ کار کردن باشه، چون این‌جوری مخاطبِ خارجی هم می‌تونه ببینه و درآمد دلاریش چند برابر می‌شه. ما متخصص‌هامون هنوز پاشون به یوتیوب باز نشده.

امین آرامش: پس هنوز کلی جایِ کار هست!

امیرصالح زارع: خیلی زیاد! خیلیا فکر می‌کنن دیر شده، ولی به نظر من توی یوتیوبِ فارسی هنوز هیچ خبری نشده! تازه اولِ راهیم. نگاه نکنید یه عده دارن کار می‌کنن، هنوز پتانسیلِ اصلی یوتیوب شکوفا نشده.

یوتیوبرها؛ محبوب‌تر از سلبریتی‌های تلویزیون

امین آرامش: سلبریتی‌هایی هم که از یوتیوب میان بالا، دنیای جالبی دارن. در مقایسه با اون مدل کلاسیک که از تلویزیون معروف می‌شدن، به نظرت تأثیرگذاریِ کدوم بیشتره؟

امیرصالح زارع: خیلی بیشتره! وحشتناک بیشتره. سلبریتیِ یوتیوب رفیقِ مخاطبه، باهاش زندگی کرده، توی کامنت‌ها باهاش حرف زده. نفوذی که یه یوتیوبر روی نسل جدید داره، اصلاً با سلبریتی‌های سنتی تلویزیون قابل مقایسه نیست.

امین آرامش: چرا؟

امیرصالح زارع: ببین، یه چیزی بگم که شاید خیلی‌ها ندونن، ولی من مطمئنم میا پلیز که یوتیوبرِ خیلی محبوب و معروفیه الان از بازیگری مثل بهرام رادان خیلی تأثیرگذارتره.

امین آرامش: جالب شد؛ چرا این فکر رو می‌کنی؟

امیرصالح زارع: به خاطر نوعِ ارتباطشون با مخاطب. بهرام رادان نهایتِ ارتباطی که با مردم داره، از طریق یه سری فیلم و سریاله که در طول سال بازی می‌کنه. اما میا پلیز هر روز توی خونه‌ی آدم‌هاست! جوون‌ها و نوجوون‌هایی که طرفدارش هستن، دائماً باهاش در ارتباطن و ویدئوهاشو می‌بینن.

بهرام رادان ممکنه با یه فیلم، یه دوره‌ای روی یه گروه خاص تأثیر بذاره؛ ولی یکی مثل میا پلیز دائماً داره روی سبک زندگیِ آدما اثر می‌ذاره. چون مخاطب هر روز لایف‌استایلش رو نگاه می‌کنه. من مطمئنم اگه میا پلیز بگه «برید این لیوان رو بخرید» و بهرام رادان هم همون رو بگه، میا تأثیر خیلی بیشتری داره. علتش هم اینه که آدما دارن با یوتیوبرها و استریمرها زندگی می‌کنن.

امین آرامش: دنیای عجیب و جدیدیه واقعاً.

امیرصالح زارع: الان خیلی از شرکت‌های تبلیغاتی اینو فهمیدن. مثلاً می‌بینی یه استریمری ۶۰ هزار تا فالوور داره، ولی وقتی تبلیغ می‌گیره، میزان کلیکی که می‌خوره ۵ برابرِ اون بلاگریه که ۵۰۰ هزار تا فالوور داره! چرا؟ چون اون بلاگر ممکنه با ۵ تا اتفاقِ هیجانی وایرال شده باشه و مردم همین‌طوری فالووش کرده باشن.

بیا امیر ایزد رو مثال بزنیم؛ ۹ سال کار کرده تا ۱۳۰ هزار نفر برن انتخاب کنن که فالووش کنن. این خیلی مهمه! ما دو مدل سلبریتی داریم: یه سری هیجانی فالوور می‌گیرن، یه سری انتخاب می‌شن. وقتی طرف ۹ سال همراهِ تو بوده، بهت اعتبار می‌ده. اون کسی که یه هفته‌ای با یه ویدئو بالا اومده، اگه چیزی رو معرفی کنه، مخاطب اولین لحظه می‌گه: نکنه کلاهبرداری باشه؟ اصلاً این کیه؟. ولی اون آدمی که ۸-۹ سال هر روز توی زندگیِ مخاطب بوده، حرفش سنده.

امین آرامش: پس این استمرار و ارتباط نزدیک، عاملیه که باعث شده تأثیرگذاریِ این‌ها حتی از سلبریتی‌های کلاسیک هم بیشتر بشه. جالب اینجاست که الان سلبریتی‌های قدیمی دارن میان توی برنامه‌های این نسلِ جدید!

دقیقاً، دنیا خیلی داره عوض می‌شه. داشتم قبل ضبط می‌گفتم؛ واسه نسلِ ما که با ذوق‌زدگیِ تأسیسِ «شبکه سه» بزرگ شدیم، دیدنِ این دنیای جدید خیلی عجیبه. ما هر دو تا دنیا رو توی یه فاصله زمانی کم تجربه کردیم.

امیرصالح زارع: البته یه نکته‌ای رو بگم که سوءتفاهم نشه؛ من وقتی می‌گم یوتیوبر تأثیرگذارتره، منظورم توی حوزه تبلیغات و ارتباط احساسیه. اصلاً قصد ندارم هنرِ اون بازیگر رو زیر سؤال ببرم. اون بازیگر واقعاً هنرمنده و توی جایگاه خودش ارزشمنده.

میا پلیز هیچ‌وقت نمی‌تونه بهرام رادان بشه از نظرِ هنرِ بازیگری، ولی بهرام رادان هم هیچ‌وقت نمی‌تونه میا پلیز باشه! من می‌گم یوتیوبر تأثیرگذارتره، ولی بدون شک اون بازیگر آرتیسته. نمی‌خوام این‌جوری مقایسه بشه که انگار یکی جای اون یکی رو گرفته؛ هر کدوم جایگاه خودشون رو دارن.

۳ نکته طلایی برای یوتیوبر شدن

امین آرامش: برای کسایی که می‌خوان توی یوتیوب کار کنن، اگه بخوای چند تا نکته طلایی بگی، چیاست؟

امیرصالح زارع: اولین نکته همون رازی بود که گفتم؛ برن ببینن چه کانتنتی و چه آدمی در دنیا موفقه، همونو بیارن پیاده‌سازی کنن. شک نکنید هر محتوایی که خارج از ایران به زبان‌های دیگه موفق بوده، نسخه فارسیش هم موفق می‌شه.

استمرار در یوتیوب هیچ‌چیز مهم‌تر از این نیست. هر کسی که مرتب، منظم و ممتد کار کرده، نتیجه گرفته. اگه هر هفته جمعه ساعت ۳ ویدئو آپلود می‌کنی، حتی یک ثانیه هم تأخیر نداشته باش؛ یوتیوب عاشقِ نظمِ شماست.

هنرِ ارتباط‌سازی، الان مهم‌ترین چیز، کانکشنه. اینکه بتونی با آدمای موفقِ این حوزه ارتباط بگیری و از این ارتباط، به‌موقع و به‌درستی استفاده کنی.

امین آرامش: این ارتباط گرفتن یعنی چی؟

امیرصالح زارع: مثلاً خیلیا می‌خوان با آدمای بزرگ همکاری کنن.همون اول کار به من دایرکت می‌دن: امیر ایزد! می‌شه با من ویدئو بگیری؟ فکر می‌کنن مسیرش این شکلیه! در صورتی که ارتباط ساختن زمان می‌بره. من با کسی همکاری می‌کنم که مثلاً یک ساله منو فالوو داره، استوریامو می‌بینه، کامنت می‌ذاره و خودش رو به من ثابت کرده.

امین آرامش: یعنی باید قبلش برادریت رو ثابت کنی!

امیرصالح زارع: دقیقاً! اگه توقع داری منِ امیر ایزد باهات کار کنم، باید ببینم تو قبلاً واسه من چیکار کردی؟

امین آرامش: چون آدم‌های خیلی زیادی هستن که درخواست می‌دن و اگه بخوام به همه بله بگم، دیگه به کارِ خودم نمی‌رسم.

امیرصالح زارع: خیلیا شاید بگن این پاچه‌خواریه، ولی توی زبان حرفه‌ای بهش می‌گن کانکشن ساختن. باید برادریت رو ثابت کنی. اگه من مراسم «دِوان اواردز» رو برگزار می‌کنم و از ۱۲۰ تا یوتیوبر دعوت می‌کنم و همه قبول می‌کنن و میان، واسه اینه که من قبلاً برادریم رو بهشون ثابت کردم. این کانکشن باعث می‌شه یه روز یه یوتیوبرِ بزرگ ویدئوت رو استوری کنه یا باهات همکاری کنه و کانالت یهو پرواز کنه.

امین آرامش: دیگه چی؟

امیرصالح زارع: نکته بعدی اینه که از اشتباهات بقیه درس بگیرن. برن یوتیوبرای موفق رو نگاه کنن؛ اگه یه ویدئوشون خیلی بد بوده، تحلیل کنن چرا بد بوده؟ چرا کامنتِ خوب نگرفته؟ یا برعکس، اگه یه ویدئو خیلی بازدید خورده، دقیقاً چیکار کرده که اون اتفاق افتاده؟ باید یاد بگیرن تحلیل کنن.

ما توی دنیای استریم همیشه یه حرفی می‌زنیم، می‌گیم قبل از اینکه استریمرِ خوبی باشی، باید ویورِ خوبی باشی. یعنی تمام استریمرهای موفق ایرانی، قبلاً خودشون مخاطبِ حرفه‌ای بودن. خیلیاشون رو ما قدیما توی چتِ استریم‌های دیگه می‌دیدیم. چون اینا می‌دونستن مخاطب چه‌جوری از استریم لذت می‌بره، وقتی خودشون شروع کردن، دقیقاً می‌دونستن باید چیکار کنن که مخاطب رو پایِ برنامه نگه دارن.

۹۰۰۰ دلار در یک ماه!

امین آرامش: بیشترین درآمدی که خودت از یوتیوب داشتی چقدر بوده؟ اگه قابل گفتنه بگو.

امیرصالح زارع: (خطاب به همکارش) شایان چقدر بود؟ کلاً توی یک ماه… آره، ۹۰۰۰ دلار توی یک ماه.

امین آرامش: توی یک ماه ۹۰۰۰ دلار؟! فقط از همین کانالی که الان داری؟

امیرصالح زارع: من چند تا کانال دارم؛ «ایزد مومنت»، «امیر ایزد» و «ایزد گیمینگ». مجموع سابسکرایبرهام هم تقریباً این‌جوریه: یکی ۵۵ هزار تا، یکی ۴۵ هزار تا و اون یکی هم حدود ۵۰۰۰ تا. مجموع درآمد این سه تا کانال توی یک ماه به ۹۰۰۰ دلار رسید.

بازگشت از صفر؛ چقدر زمان می‌بره دوباره موفق بشی؟

امین آرامش: فرض کن همین الان از یوتیوب دیگه، فرض کن همین الان همه اینا رو ازت می‌گیرن. بله. صفرِ صفری. یه دونه لپ‌تاپ داری یه دونه گوشی. چقدر طول می‌کشه به اینجایی که الان هستی برسی؟

امیرصالح زارع: ۹ سال. مسیر که رفتم.

امین آرامش: نه دیگه اونا رو بلدی الان.

امیرصالح زارع: شوخی می‌کنم. به همین جایی که الان هستم؟

امین آرامش: به همین درآمدی که الان داری از یوتیوب برسی. الان فقط از یوتیوب داری پول درمیاری؟

امیرصالح زارع: همه چیزو دارم جز کانالم یعنی کانالم فقط پریده، کانکشنامو دارم؟

امین آرامش: مهارت الانتو داری کانکشنا رو نداری.

امیرصالح زارع: شوخی می‌کنم. اگه مهارت رو داشته باشم ولی کانکشن‌ها نباشه، فکر کنم یک سال تا یک سال و نیم طول بکشه. اتفاقاً یکی از همکارای ما اینو ثابت کرد که واقعاً کارِ جالبی بود.

امیرصالح زارع: یکی از یوتیوبرا بعد از اینکه یهو یه کانالی به اسم هویج ۱۰۰ هزار تایی شد اومد تاثیر خودشو نشون داد و از دوستای خودمونن رفت توی یه کانال گیمینگ ماینکرفتی ساخت و بدون اینکه معلوم باشه کیه پشت این کانال یعنی تولید محتوای گیمی کرد.

امین آرامش: بدون استفاده از کانکشن‌ها؟

امیرصالح زارع: بدون هیچی یعنی رفت با دانشش دوباره یه کانال جدید ساخت بدون اینکه خودش پروموت کنه کانکشن هیچی یعنی یه کانال جدید ساخت و فکر کنم توی کمتر از ۳ ماه ۱۰۰ هزار تایی شد در حالی که کانال اصلی خودش ۱۰۰ هزار تایی نبود و یه ویدیو گذاشت گفت سلام من سعید رافم.

امین آرامش: دمش گرم.

امیرصالح زارع: آره.

امین آرامش: چقدر درآمد داشت اون موقع تقریباً؟

امیرصالح زارع: ببین سعید راف که اصلاً یوتیوبر معروفیه، یعنی هویج در اصل سعید راف بود، اینو بعداً بعد اینکه معروف شد همه فهمیدن. ظرف ۳ ماه.

امین آرامش: ظرف ۳ ماه رسید به کانال ۱۰۰ هزار سابسکرایبری که معمولاً چقدر درآمد داره یه همچین کانالی؟

امیرصالح زارع: نمی‌دونم ولی قطعاً بیشتر از ماهی سه چهار هزار دلاره قطعاً.

امین آرامش: خیلی جالبه. اون مهارت‌هایی که قبل اون سه ماه بخواد بهش دست پیدا کنه چقدره؟

امیرصالح زارع: دو سال فعالیت زیاد داشته، شاید ۴۰۰ تا ویدیو.

امیرصالح زارع: داستان این یوتیوبرایی که ما الان داریم اکثراً و معروفن و کار می‌کنن همشون عین این لپ‌تاپ‌های All-in-One  هستن؛ همه چیو دارن خودشون انجام می‌دن و بلدن.مثلاً  خود من الان تصویربرداری بلدم، عکاسی بلدم، فتوشاپ بلدم، ادیت تقریباً بلدم در حدی که کارمو راه بندازم، با پریمیر کار کنم، با ادوبی آدیشن بلدم کار کنم صدا رو بهبود ببخشم. یعنی اگه شما مشکل صدا داشته باشی می‌تونم کاملاً کمک کنم.

امین آرامش: پس تو شروع کار آدما باید اینجوری نگاه کنن من باید همه اینا رو یاد بگیرم؟

امیرصالح زارع: بدون شک! تو مگه می‌تونی پول صدابردار بدی؟ پول تصویربردار بدی؟ نمی‌دونم پول تامنیل آرتیست بدی؟ نمی‌تونی این کارو بکنی. ما همه کار خودمون می‌کنیم تو شروع. بعد به یه جایی می‌رسی که می‌گی خب اوکی من دیگه الان باید تیم بسازم. چون تیمه کمک می‌کنه که باز بیشتر پول دربیارم.

امین آرامش: تصور کن برگشتی به روز اولی که یوتیوب شروع کردی، می‌خوای چند تا قانون بذاری، چیا رو می‌ذاری؟

امیرصالح زارع: اول از همه یوتیوبرهای خارجی رو بیشتر نگاه کنم. من اون موقع که شروع کردم اشتباهم این بود که خیلی با یوتیوبر خارجی آشنا نبودم، خیلی بهم ضربه زد این موضوع. بعد نظم؛ یعنی ناامید نشم که اگه الان بازدیدم کم بوده یا هر چیزی، اگه استمرار داشته باشی قطعاً جواب می‌ده. یکی دیگه از اشتباهاتم این بودش که شاید استمرار‌م هی شُل و سفت می‌شد. و زودتر کار تیمی رو شروع می‌کردم. یعنی شاید تامنیل خودم نزنم، یه سری ادیت رو خودم نکنم.

امین آرامش: تو کوتاه مدت یه خورده هزینه‌هات زیاد می‌شه ولی بلند مدت برنده ای.

امیرصالح زارع: بزرگترین مشکل اصلاً بین یوتیوبرا این ترس از آینده‌ست. همش ترسشون این بود که وای نکنه فیلترینگ رو بردارن، وای نکنه جواب نده. من ریسک‌پذیریمو خیلی بیشتر می‌کردم.

امین آرامش: چیز دیگه هم می‌گی؟

امیرصالح زارع: بیشتر کار می‌کردم. یعنی بعضیا مثلاً فکر می‌کنن اوکی الان من پادکست دارم می‌سازم، هفته‌ای یه دونه ویدیو دارم می‌ذارم، پس من یه یوتیوبر خیلی فعال و خوبم. ولی من همین الان ۳ تا کانال دارم، واقعاً بتونم کانال چهارمم می‌زنم.

امین آرامش: الان چند تا محتوا داری می‌ذاری؟

امیرصالح زارع: الان من محتوا گیمینگ تولید می‌کنم، پادکست تولید می‌کنم و ریاکشن.

امین آرامش: چند تا تو هفته داری می‌ذاری؟

امیرصالح زارع: ما ۱۰ تا ویدیو در هفته داریم می‌ذاریم، بازم کمه! یعنی من کانال بعدی هم باید بزنم به نظر خودم.

امین آرامش: جدی؟ فقط هم کارت همینه تو محتوای یوتیوب؟

امیرصالح زارع: آره با استریم. با اینکه من متأهلم می‌گم باز جا داره.

امین آرامش: شاکی نمی‌شه خانمت؟

امیرصالح زارع: نه آخه اصلاً در زندگی ما هیچ تأثیر منفی نذاشته به هیچ عنوان. اصلاً تو خونه کار نمی‌کنم‌ها. کاره دیگه، می‌ری سر کار خیلی حرفه‌ای. خونه‌م بالای استودیوئه؛ می‌رم طبقه پایین کار می‌کنم، می‌آم طبقه بالا زندگی. اصلاً نمی‌ذارم روی زندگی هیچ تأثیری داشته باشه.

امین آرامش: چقدر خوب.

مهم‌ترین تصمیمات امیرصالح زارع:

امین آرامش: مهم‌ترین تصمیمایی که تو مسیرت گرفتی کدوما بوده؟

امیرصالح زارع: اول از همه بیرون اومدن از دانشگاه و سر کار که خیلی مهم بود، انصراف دادم، استعفا. بعد یکی از کارای خیلی مهمی که کردم و خیلی جواب داد، با آدمایی که دوستم داشتن همکاری کردم. مثلاً الان شایان که اینجاست و منیجر و ادیتورمه، شایان اول طرفدارم بود بعد باهاش همکاری کردم؛ یعنی ویورم بود اول.

با آدمایی کار کردم که همشون دوستم داشتن، یعنی غریبه نبودن. و این یکی از شانسایی که شاید یوتیوبر بودن به آدم می‌ده؛ تو شغل دیگه‌ای تو این فرصتو نداری. این خیلی باعث شد که واقعاً همه‌چیز واقعی پیش بره، دوستانه پیش بره، با دلسوزی پیش بره. یعنی نسبت به هم دلسوزی داشته باشیم.

بیزنسِ «مرچ»؛ فروشِ تیشرت‌های لیمیتد

امین آرامش: الان تو از یوتیوب و استریم داری پول درمیاری یا چیز دیگه‌ای هم هست؟

امیرصالح زارع: مِرچ‌مون هم هست.

امین آرامش: دارن می‌خرن آدما واقعاً؟ با چقدر ایمپرشن چند تا فروختی؟

امیرصالح زارع: فکر کنم یک هفته ۳۸۰ تا تیشرت فروختیم. با قیمت ۵۰تاش هر تیشرت ۲ میلیون و ۵۰۰.

امین آرامش: اوه! یعنی اصلاً قیمت واقعی نبوده احتمالا، بیشتر حمایتی بوده انگار؟

امیرصالح زارع: آخه مِرچ مثلاً این نیست که تیشرت بفروشن. یه پکیج خیلی ویژه‌ای داره که اینا یعنی عین یه جنس کاملاً لیمیتد می‌مونه. مثلاً ما یه جعبه خیلی خاصی داشت، داخل یه زیپ‌کیپی گذاشته بودیم که اون زیپ‌کیپ رو فقط از ژاپن خریدیم! زیپ‌کیپ ایرانیا نبود، خیلی جنسش فرق می‌کرد. شبیه نسخه‌های لیمیتدِ لویی ویتون درست می‌کردیم.

داخلش یه کارت‌پستال خاص، یه دیزاین خاصی داشت، خودمون یه گلدوزی خاصی کردیم. یعنی یه جنس واقعاً پریمیوم می‌دادیم. نمی‌گم همون‌قدر از نظر مبلغی برای ما هزینه داشت، قطعاً کمتر بوده، ولی واقعاً ویژه بود. یه پکیج پریمیومی می‌خریدن که برای ما سود خوبی داشت و توی یه هفته هم خیلی سریع سولد اوت شد. حتی توی روز اول دو تا از طرح‌هامون، استیکر پکامون، ماگ‌هامون و موس‌پدهامون کامل سولد اوت شد.

امین آرامش: هنوز این کارو می‌کنی؟

امیرصالح زارع: دوره‌ایه دیگه، دائمی نیست. مثلاً هر چند ماه فصل به فصل مرچ جدید می‌آریم.

امین آرامش: بعد به لحاظ درآمدی چیزی هست که بشه روش حساب کنی؟

امیرصالح زارع: آره، مثلاً شاید اون مرچه برای ما ۲۰۰ میلیون سود داشت.

امین آرامش: دیگه چی؟ دیگه به جز این چه کاری می‌کنی؟

امیرصالح زارع: دیگه تبلیغات؛ تبلیغاتی که حالا اسپانسر می‌شن یا یه سری جاها حضوری می‌ریم. مثلاً چه می‌دونم همین نمایشگاه الکامپ مثلاً یه شرکتی می‌گه آقا امروز از ساعت ۱۰ صبح مثلاً تشریف بیارین تا ساعت ۴، روز قبل استوری بذارین طرفداراتونو دعوت کنین، اون روز دوباره از خود نمایشگاه استوری بذارید فلان و فلان. چقدر هزینه‌ش می‌شه؟ مثلاً می‌گه آقا انقدر هزینه‌ش می‌شه می‌ری. یا نمی‌دونم یه فروشگاهه، یه گیم‌نته ممکنه یه استوری بخواد بذاره این شکلی. یا اسپانسر ویدئو بشن؛ یه نوشیدنی، مثال یه شرکتی بگه آقا این به جای این ماگه، نوشیدنی ما رو بذارید رو میز پادکستتون. می‌خوایم ۱۰ قسمت ما اسپانسر باشیم چقدر مثلاً می‌شه. این‌جوری از تبلیغات هم درآمدِ خوبی داره.

بدترین بخشِ شغل یوتیوبری

امین آرامش: اگه بخوای از بدی‌های شغلت بگی چی می‌گی؟

امیرصالح زارع: بدیش اینه که بقیه فکر می‌کنن بدی نداره! بقیه از بیرون دارن نگاه می‌کنن. از بیرون خیلی چهره خوبی داره؛ یعنی همه فکر می‌کنن اصلاً کار نمی‌کنی. در صورتی که تو هر کاری که بکنی، همون شرکت که من می‌رفتم ۸ صبح می‌رفتم یه ساعتی هم می‌اومدم بیرون بقیه‌شم اضافه‌کاری بود. ولی شغل ما واقعاً تمام ساعاتی که بیدارم درگیر شغلمم.

یعنی اگه مثلاً ۸ ساعت می‌خوابم، کل بقیه‌شو درگیر شغلمم. تا بیدار می‌شم تو موبایلمم، تو کارمم و یعنی من هر روز دائماً دارم تولید محتوا می‌کنم. جدا از ۱۰ تا ویدیو که می‌ذارم، خب من دارم پست می‌ذارم، استوری می‌ذارم، ویدیو مسج می‌ذارم، توییت می‌زنم، هم تیک‌تاک می‌ذارم، همه پلتفرما فعالم. همشون دارم تولید محتوا می‌کنم و تو همشون با مخاطب در ارتباطم.

امیرصالح زارع: واقعاً نمی‌دونم چند نفر از آدمایی که اینو می‌شنون تحمل همچین چیزیو دارن. خیلی مهمه که همسرتم تحملشو داشته باشه، یعنی بتونه بپذیره این لایف استایلو. اطرافیانت بتونن بپذیرن؛ مثلاً وقتی می‌ری مهمونی نگن وای چقدر تو گوشیتی! چون این آدمی که الان تو گوشیشه واقعاً کارشه، یعنی اون فامیلی نیستش که داره با گوشیش بازی می‌کنه یا حوصله جمعو نداره، واقعاً داره کار می‌کنه. چون من باید مدیریت کنم، حواسم به ادیتم باشه، ویدیوم کی آپلود می‌شه، کامنت رو بخونم، کامنت رو جواب بدم. واقعاً تمام ساعات مشغول کارم.

 امین آرامش: و واقعاً یه انتخابیه این شغل که کل زندگی رو تحت تأثیر می‌ذاره. شاید واقعاً مطلوب خیلیا نباشه.

امیرصالح زارع: اصلاً؛ یعنی من فکر نمی‌کنم خیلیا توانشو داشته باشن.

امین آرامش: دیگه چی؟ سختی دیگه هم داره این شهرت؟

امیرصالح زارع: آره، شهرت خودش خیلی سخته، خیلی سخته، واقعاً سخته. مثلاً اینکه من اگه یه پاساژ برم یا بیرون برم، حتماً می‌دونم اون روز با من عکس می‌گیرن، می‌شناسنم حتماً. یعنی این قطعیه. تو می‌دونی اگه می‌خوای بری بیرون قطعاً می‌شناسنت، ولی خود این خیلی چیز تو مخی شاید باشه برای خیلیا، تحملشو نداشته باشن.

مثلاً با خانومت بیرونی، می‌بینی از اونجا دارن ازت ویدئو مسیج می‌گیرن، یهو میان جلو باهات سلام می‌کنن، باهات عکس می‌گیرن. یهو تو خیابون از ماشین داد می‌زنن صدات می‌کنن. شاید خیلیا اصلاً یه بار هم نتونن تحمل کنن اینو. ولی تو می‌دونی که دائماً این هست. می‌ری تو استخر داری شنا می‌کنی، یهو می‌شناسنت؛ کلاً تو استخر بغلت هست، تو باشگاه بغلت هست. می‌دونی چی می‌گم؟ بعد باید نگران رفتارت باشی، نگران عملکردت باشی؛ الان دست تو دماغم نکنم، شاید خیلی چیز ساده‌ای باشه ولی کل روز داری بهش فکر می‌کنی.

امیرصالح زارع: بعد قضاوتی که می‌شی دائماً تو فضای مجازی. مخصوصاً استریمر که باشی، تو ۹ ساعت داری تولید محتوا می‌کنی، یه کلیپ ۳۰ ثانیه‌ای ازت وایرال می‌شه، یه حرفیو فکر می‌کنن زدی، قضاوتت می‌کنن که اصلاً پس و پیششو کلاً نشنیدن.

من ۱۰ روز پیش یه صحبتی می‌کردم تو استریم، یه جا به شوخی می‌گفتم که «کی گفته آدم باید واسه باباش بنز بخره؟ بابا باید واسه آدم همه چی بخره! بابات باید بهت پول بده، باید واست ماشین بخره، وظیفه‌شه دیگه تو رو به دنیا آورده باید همه چیو تقدیمت کنه». حالا همینو کات کرده بودن گذاشته بودن تو اینستاگرام، بعدش می‌گم بابا شوخی می‌کنم، آدم باید به پدر مادرش خدمت کنه و فلان.

من خودم اینجوری نیستم، از بابام چیزی نگرفتم… اون بخش اصلاً نبود! فقط اون تیکه اول تو اینستا ۲۰۰ هزار تا ویو خورده بود، همه زیرش نوشته بودن «این پسره لاشخوره، مفت‌خوره». بعد رفیقام نوشته بودن بابا امیر بنده خدا اصلاً باباش معلمه، چیزی هم نداره که بخواد بده. بعد فامیلاتون اینو می‌بینن، حتی خود بابات می‌بینه، غصه می‌خوره.

فشارهایی که شاید هر کسی نمی‌تونه تحمل کنه!

امین آرامش: بهت فشار نمی‌آد؟ حجمه سنگین می‌آد روت؟ توییتر هم شده مثلاً بیان روت؟

امیرصالح زارع: چرا، فشار می‌آد بهم. توییتر ۳۸ هزار تا فالوور دارم، ولی اتفاقاً تو توییتر نه، اونجوری نیومده سمتم.

امیرصالح زارع: مثلاً یه اتفاقی برام افتاد دو سال پیش که توضیح نمی‌تونم بدم؛ بعد یه قضاوتی رو من یه نفری آورد، یه رپره که باهاش مشکل داشتم. یه قضاوتی رو انداخت رو من که دقیقاً نقطه مقابل من بود! مثلاً فکر کن من دزد نیستم، اصلاً من پلیسم شبا دزدا رو می‌گیرم، بعد یهو بهت بگن دزدی!

تو پیش خودت می‌دونی که پلیسی، شبا داری دزد رو دستگیر می‌کنی، ولی تو روز یه عده فکر می‌کنن تو دزدی. یه همچین قضاوت انقدر متناقضی در مورد من انداختن و من نمی‌تونستم بیام بگم من پلیسم، چرا؟ چون مثلاً پلیس مخفی بودم! یعنی در این حد قضاوت اشتباهی داشتم می‌شدم که نقطه مقابلش بودم و نمی‌تونستم از خودم دفاع کنم. من هنوزم نمی‌تونم از خودم دفاع کنم.

امین آرامش: کاریشم نمی‌تونی بکنی دیگه. به لحاظ روانی خیلی به آدم فشار می‌آد اینجور موقع‌ها.

مبارزه‌ی بی‌نهایت؛ چرا امیرصالح هیچ‌وقت کار را ول نمی‌کنه؟

امین آرامش: بعد چه‌جوری بلند می‌شی؟ چیکار می‌کنی؟

امیرصالح زارع: اینو پیش خودت باید بپذیری که راه دیگه‌ای نداری. من خودم پذیرفتم که راه دیگه‌ای نیست. مگه چیکار می‌شه کرد؟ یعنی یه مبارزه بی‌نهایته دیگه. مثلاً فکر کن من شروع کنم به همه آدمایی که دارن اشتباه قضاوتم می‌کنن تو فضای مجازی دایرکت بدم به خدا داری اشتباه قضاوت می‌کنی، نمی‌تونم این کارو بکنم که. پس می‌پذیرم که راه دیگه‌ای وجود نداره. بخشی از مسیر کاری منه و باید زندگیمو بکنم. نمی‌تونم؛ من اینو یاد گرفتم که نمی‌تونم همه رو قانع کنم.

امین آرامش: ولی بازم فکر می‌کنم یه چند روزی طول می‌کشه. یعنی مثلاً یه اثری می‌ذاره تا بعد باز عادی بشه.

امیرصالح زارع: به هر حال منم دوره‌هایی داشتم که ناراحت بودم فلان بودم.

امین آرامش: شده کارو ول کنی مثلاً برای چند وقت؟

امیرصالح زارع: نه، یه خوبی که دارم اینه که من تو این ۹ سال هیچ‌وقت کارمو ول نکردم. مگر اینکه مجبور شم؛ اینترنتو قطع کنن، نمی‌دونم چیزی مجبورم کنن.

امین آرامش: چه جالب.

امیرصالح زارع: آره، من یعنی بین بچه‌های دیگه هم تو یوتیوبرا ویژگیم اینه که من اصلاً کلاً تحت هیچ شرایطی بی‌خیال نمی‌شم.

the one awards

داستانِ عجیبِ The One Awards

امین آرامش: خب پس این سؤال رو جواب بده. سه تا مهارت یا ویژگی که باعث شده تو این جایگاه باشی چیاست؟

امیرصالح زارع: استمرار. واقعاً استمرار داشتم. یعنی من دائماً کار کردم، دائماً تو هر شرایطی کار کردم و بیخیال نشدم. یعنی حتی وقتی شکستای سنگینی خوردم بی‌خیال نشدم. همین The One Awards یه نمونه‌شه دیگه. مراسمو یک ساعت مونده به برگزاری، ۱۰۰۰ تا بلیت فروخته بودم، جلومو گرفتن گفتن دستگیرت می‌کنیم اگه برگزار کنی!

امین آرامش: کی جلوتو گرفت؟

امیرصالح زارع: نهادای اطلاعاتی. اون که اصلاً خیلی خنده‌دار بود. یعنی مثلاً من دو ماه دنبال این دویدم که همه نهادا بگن که اشکال نداره برگزار کن، همشون گفتن اشکال نداره برگزار کن، مجوزم بهم دادن؛ بعد یهو یه نفر حال نکرد من برگزار کنم!

امین آرامش: چرا خب؟ سر چی گیر داد؟

امیرصالح زاع: درگیری نهادهای اطلاعاتی با همدیگه! این دوست نداره، اون دوست داره. یه چیز اصلاً عجیب غریبیه دیگه، من بازیچه اینا بودم.

امیرصالح زارع: من یه ویدیو مسج دارم که دارم گریه می‌کنم، تو حیاط سالن شهید زرقام وایسادم و می‌گم بچه‌ها شرمندم کنسل شد. و فکر کن من اون روز ۲۷۰ میلیون شام گرفته بودم که بدم به عنوان پذیرایی به تماشاچیا و اینا. ماه رمضان بود، افطاری بود. ۲۷۰ میلیونو تو میدون آزادی پخش کردیم! یعنی چون خراب می‌شد، کاری هم نمی‌تونستیم بکنیمش. و ۷۵۰ میلیون به صورت کلی ضرر کردم و کل مراسم هزینه شخصی بود، هیچ اسپانسری هم نداشت؛ یعنی من کامل نابود شدم.

امیرصالح زارع: همون شب خوابیدم، در حالی که ملت داشتن تو دایرکتم هیتم می‌دادن که تو پول بلیتا رو خوردی، دزدی! چون یه سرییا خریده بودن که اصلاً منو نمی‌شناختن و فکر می‌کردن اینم کلاهبرداریه. یه سری هم گفتن ایول تو نتونستی برگزار کنی زایع شدی. زندگی منو نابود کرده بودن، بازیچه یه سری نهاد شده بودم.

بعد صبحش از خواب بلند شدم، رفتم به یکی از دوستام تلفن زدم یه سالن دیگه اوکی کردم. به یه دوست دیگه هم زنگ زدم گفتم تو بیا ویدئو وال بیار واسم تو رو خدا. خودم رفتم فرش قرمز انداختم، به یوتیوبرا پیام دادم دوباره همه رو دعوت کردم واسه فرداش بعد از ظهرش. و مخفیانه مراسمو برگزار کردم؛ بدون هیچ استوری و اعلان، بدون تماشاگر.

امین آرامش: فرداش؟! چقدر زود بلند شدی! اصلاً نفهمیدن اونا؟

امیرصالح زارع: اصلاً هیچ‌کس فکرشو نمی‌کرد، حتی اون نهادام فکرشو نمی‌کردن. مخفیانه فرداش برگزار کردم. ضبط کردم، دو روز بعد به شکل لایو روی یوتیوب پخشش کردم، تازه اون موقع فهمیدن!

امین آرامش: چیزی نگفتن بعدش بهت؟

امیرصالح زارع: دیگه گفتن چرا غلط کردی، گفتم دیگه من کردم. ولی رکورد ویو رو زد اون موقع؛ لایومون ۴۰ هزار تا بازدید همزمان داشت. بعدش دوناتوتم رو گذاشتم، طرفدارا حمایت کردن و توی ۱۹ روز، کل خسارت مراسم جبران شد.

امین آرامش: چقدر جالب واقعاً، دمت گرم.

تنهایی و تجربه‌ی طلاق والدین

امین آرامش: خب مثلاً اینجور موقع که ناامید می‌شی، اصلاً ناامید می‌شی؟

امیرصالح زارع: ناامید می‌شم ولی کلاً یه کاراکتری تو وجودم هستش که بلافاصله کلاً کنسل می‌کنه اینو. من احساس می‌کنم به اون جدایی پدر مادرم ربط داره. طلاق که گرفتن من خیلی تنها بودم. واقعاً تنها بودم. بعد خودم برای خودم همه چیو حل می‌کردم و اصلاً هم آدمی نبودم که برم درد‌ودل کنم پیش مامانم گریه کنم بگم زندگیم سخته، به بابام غر بزنم. مدلم نبود که برم این کارو بکنم.

خیلی تایم‌های زیادی با خودم تنها بودم تو اتاقم بودم و دوست داشتم از زندگی لذت ببرم؛ واسه اینکه لذت ببرم هی مقاومت می‌کردم که شکست رو بپذیرم.

امین آرامش: خب این در جهت مثبتش اومده دیگه. تو اون سناریو می‌تونست مثلاً افسرده بشی یا هرچی. چی شد که این سمتِ مثبتش شد؟

امیرصالح زارع: چرا، بودم! افسرده بودم، شکست عشقی خوردم، حتی اون تایم یادمه چه می‌دونم سیگاری شدم؛ دم پنجره اتاقم هر شب سیگار می‌کشیدم داریوش گوش می‌کردم. ولی همزمان که افسرده بودم، می‌رفتم شبا گیم می‌زدم می‌گفتم  باید تو بازی قهرمان شم، باید اول شم، باید برنده شم. اون شکست رو اونجا به موفقیت تبدیل می‌کردم.

امین آرامش: چه جالب! پس انگار گیم تو رو نجات داده.

امیرصالح زارع: آره، گیم و موزیک شاید. خوشم نمی‌آد بازنده باشم. شاید من احساس می‌کردم بابام اگه رابطه‌ش به طلاق ختم شده، شاید یه شکست خورده، من نباید مثل بابام شم. اونو یه شکست می‌دیدم می‌ترسیدم، منم شکست بخورم، ولی دوست داشتم برنده باشم.

تحلیلِ منطقیِ یک بحران

امین آرامش: اون روز که ضرر کردی و میان زیرش می‌گن تو پول ما رو خوردی، تو دزدی؛ دقیقاً تو مغزت چی می‌گذشت؟

امیرصالح زارع: رفتم به مدیرعامل اون پلتفرمِ ایونت پیام دادم گفتم فقط جون مادرتون پول مردمو برگردونید خیلی سریع‌تر. به این فکر می‌کردم که اوکی، الان هر کی فکر می‌کنه من دزدم، بالاخره تا ۲۰-۳۰ روز دیگه پوله برمی‌گرده تو حسابش دیگه؛ اون موقع می‌گه عجب اشتباهی کردم اینو قضاوت کردم. پس اصلاً اهمیت نمی‌دم به این کامنت دزدی. اون آدم الان هر چقدر توضیح بدم قانع نمی‌شه، تا پول نره تو حسابش.

امین آرامش: چقدر بود قیمت بلیت؟

امیرصالح زارع: ۲ تومن. واسه حدود ۷۰۰ نفر بلیت فروخته شده بود (بقیه مهمون بودن). حدود ۱ میلیارد و خورده‌ای پول بلیت بود. پروسه بانکی اون شرکت ۲ ماه طول کشید تا پولا رو برگردونه. تو این تایم خیلی قضاوت می‌شدم که دزدی کردی و پیچوندی، ولی من اینجوری بودم که خب بالاخره این پول که برمی‌گرده، پس مهم نیست؛ مغزم می‌گفت اهمیت نده، اینا قانع می‌شن که دزد نیستی.

امین آرامش: خیلیا نمی‌تونن اینجوری سریع بلند شن. تو موقعیت بحرانی می‌گی: این که حل می‌شه، رد شیم بریم برنامه‌ریزی کنیم یه ایونت دیگه.

امیرصالح زارع: واقعاً نمی‌دونم چرا اینجوریم. فرداش با کت‌شلوار داشتم فرش قرمز رو پهن می‌کردم تو یه جای دیگه!

امین آرامش: ولی عجب مهارت کلیدی هست؛ اگه اینو نداشتی که بتونی دوباره سریع بلند شی، خیلی از دستاوردهای بعدیت هم نبود، چون تو مسیر بارها افتادی دیگه.

تمام تورنمنت‌های زندگیِ من دابل الیمینیشنه

امیرصالح زارع: اصلاً تو همون زمان مسابقات رینبو، من یه رقیبی داشتم، یه تیمی بود به نام B2K این تیم چهار بار قهرمان کشوری شده بود؛ انگار بایرن مونیخ بود و ما دورتموند بودیم! لیدرشون هر بازیکن خوبی داشتیم می‌دزدید و می‌برد تو تیم خودش. توی تورنمنت «الکام‌گیمز» که مهم‌ترین مسابقه‌ی رینبو بود با ۲۰۰ تا تماشاگر حضوری و جایزه‌ی بزرگ، ما به اینا باختیم.

تورنمنت دابل الیمینیشن بود؛ یعنی اگه می‌باختی، یه فرصت دیگه توی جدول بازنده‌ها داشتی. وقتی باختیم همه مسخره‌مون می‌کردن که «دوباره ادعا کردید و باختید». ولی ما از توی جدول بازنده‌ها رفتیم فینال، اون تیم غول رو بردیم و قهرمان شدیم.

این از ۱۸ سالگی رفت توی وجود من؛ که اگه شکست خوردم، انگار همه تورنمنت‌های زندگیم یه «جدول بازنده‌ها» داره و یه فرصت دیگه داری که بیای برنده شی. اینو همیشه تو ذهنم دارم.

مهارتِ سوم: گذشتِ زیاد و حفظِ کانکشن‌ها

امین آرامش: پس یک استمرار داشتی، دو اینکه بلد بودی چطور بعد شکست بلند شی. ویژگی سوم چیه؟

امیرصالح زارع: خیلی گذشتِ زیاد دارم. خیلی آدما رو می‌بینم که سر اتفاقات ساده، کانکشن‌شون رو با بقیه از بین می‌برن؛ مثلاً می‌گن «فلانی استوری منو سین نکرد، آنفالوش می‌کنم». ولی همکارهای خودم به من بدی‌های سنگینی کردن و من واقعاً بخشیدم و فراموش کردم و دوباره باهاشون کار کردم. چون احساس می‌کردم نفع بیشتری در دوستیمون هست تا قطع ارتباط.

مطمئنم ۹۰ درصد آدمای جامعه اون بدی‌ها رو نمی‌بخشیدن. ولی این آدما تو زندگی من موندن و اگه نمی‌بخشیدمشون، خیلی از اتفاقاتی که رقم زدن، توی زندگی من رقم نمی‌خورد.

مهارتِ شبکه‌سازی و تعامل با آدم‌ها

امین آرامش: به نظرت ارتباطات، شبکه‌سازیت و مهارت‌هات چقدر تأثیر داشته؟ درصد بده.

امیرصالح زارع: پنجاه پنجاه.

امین آرامش: یعنی هرچقدر مهارت داشته باشی، باز هم داستانِ شبکه‌ی ارتباطی به همون اندازه چیز مهمیه.

امیرصالح زارع: آره خیلی مهمه!

امین آرامش: و اینجام کلی مهارت هست که باید اینا رو بلد بشی. نه حالا از اون مهارت‌های تخصصی و فنی، اینه که چه‌جوری با آدم ارتباط برقرار کنی، از تعامل با تو راضی باشن و همه اینام به نظرم از جنس مهارته.

امیرصالح زارع: آره خیلی خیلی مهمه. من به واسطه‌ی مهارتهام تونستم کانکشن بزنم؛ یعنی مثلاً اون آدمه به این موضوع یا به این مهارتم نیاز داشته، من به اون، و هی با همدیگه ارتباط گرفتیم.

پیامی به امیرِ ۱۸ ساله

امین آرامش: با امیر ۱۸ ساله حرف بزن؛ بهش بگو یه کارایی بکنه یا نکنه.

امیرصالح زارع: سیگارو زودتر ترک کن! ببین، می‌گم بیشتر کار کن دیگه. می‌گم نترس، بیشتر کار کن.

امین آرامش: سیگارتو ترک کن، نترس، بیشتر کار کن.

امیرصالح زارع: آره، بیشتر کار کن واقعاً.

حرف آخر و خداحافظی

امین آرامش: عالی، دمت گرم. من سوالام تموم شد، اگه چیزی باقی مونده در انتها می‌خوای بگی؟

امیرصالح زارع: کامنت‌های کست‌باکس رو می‌خونم، لطفاً بهم محبت کنید اونجا کامنت‌های خوشگل برام بذارید. آقا دیدم مثلاً داشتم کامنتاتونو می‌خوندم، یکی نوشته بود «۵ دقیقه گوش کردم حال نکردم خداحافظ»؛ از این کامنتا نذارید! بگید کلشو نگاه کردم خیلی خفن بود، کامنتِ باحال بذارید.

امین آرامش: مرسی که تا اینجا نگاه کردین یا شنیدین. ما دنبال این بودیم که کلی موقعیت شغلی جدید بهتون معرفی کنیم. فکر می‌کنم برای خیلی از شما این‌جوریه که کلی ایده جدید به ذهنتون رسید که کلی کار جالب می‌تونین بکنین.

امیرصالح زارع: دمت گرم، خسته نباشی. آرزوی موفقیت می‌کنم واسه همتون. عاشقتونم، حالتون خوب باشه. من هیچ ادعایی ندارم که از شماها آدم بهتر و خفن‌تریم. امیدوارم همتون خیلی خفن و موفق باشید و بترکونید زندگیتونو. فقط از مسیر خودم گفتم، هیچ‌کس خودشو با من مقایسه نکنه؛ مسیر شما متفاوته قطعاً. اگه جایی شبیه من نبودید ناامید نشید، مسیر خودتونو پیدا کنید و بترکونید.

امین آرامش: دمت گرم، مرسی خسته نباشید.

پیشنهاد می‌کنم نسخه‌ی تصویری این گفتگو رو با کیفیت بالا تو یوتیوب کارنکن ببینید. حتماً اونجا برامون کامنت بذارید و نظرتون رو بگید؛ ما تو یوتیوب منتظر شنیدن نقدها و ایده‌هاتون هستیم و همه‌ی کامنت‌ها رو با عشق می‌خونیم.

ما تو این اپیزود دنبال معرفی موقعیت‌های شغلی جدید بودیم تا ایده‌های تازه‌ای به ذهنتون برسه. کدوم بخش از حرف‌های امیرصالح براتون جرقه شد که برید سراغ یادگیری یه مهارت جدید؟ کامنت بذارید و بهمون بگید پادکست کارنکن چقدر نگاهتون رو به شغلِ یوتیوبری عوض کرد.

آنچه در این مقاله میخوانیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

تو ٣ دقیقه ببین در کدوم مهارت‌های شغلی‌ قوی هستی و کجاها میتونی بهتر بشی👇

انتخاب مسیر شغلی با ۷۰ درصد تخفیف!

همین حالا راه خود را پیدا کنید:

– شروع مسیر شغلی 🧑‍🎓

– درآمد مطمئن 💼

– شغل آزاد 💎

– پرطرفدارهای کارنکن 🚩