واژگان و اصطلاحات استارتاپی

واژگان و اصطلاحات مهم استارتاپی
  • آیا شما هم همیشه رویای ایجاد یک استارتاپ را در سر داشته‌اید؟
  • فکر می‌کنید تخصص لازم برای ایجاد یک استارتاپ موفق را دارید؟
  • آیا با واژگان و اصطلاحات استارتاپی آشنایی دارید؟

ما معتقدیم که برای راه‌اندازی استارتاپ احتیاج است که واژگان و اصطلاحات استارتاپی را بشناسید و مفاهیم آن‌ها را بدانید.

استارتاپ‌ها توسط یک یا چند فرد تأسیس می‌شوند که می‌خواهند محصول یا خدماتی را ارائه و یا توسعه دهند که فکر می‌کنند تقاضا برای آن وجود دارد.

قطعاً یکی از دغدغه‌های این افراد آشنایی با اصطلاحات استارتاپی است.

ما سعی کردیم در این مطلب با دسته‌بندی اصطلاحات استارتاپی، مطلبی همانند دیکشنری استارتاپی برای شما ایجاد کنیم تا کمی از دغدغه‌های شما برای ایجاد استارتاپ را کاهش دهیم و شما را در رسیدن به اهدافتان یاری کنیم.

در بخش زیر، عنوان‌ها، واژگان و اصطلاحات استارتاپی به صورت فهرست برای شما قرار داده شده است.

بخش اول: تعریف استارتاپ و تفاوت آن با راه‌اندازی کسب‌و‌کار

تعاریف ساده واژگان استارتاپ - تفاوت استارتاپ و کسب‌و‌کار

استارتاپ شرکتی تازه تأسیس و نوپا می‌باشد که با فرآیند به حرکت درآوردن یک ایده رشد بسیار سریعی دارد و برای رفع یک نیاز در بازار شکل گرفته‌است.

تفاوت استارتاپ و کسب‌و‌کار در خلاقانه و نوآورانه بودن استارتاپ، رشد سریع و خدمات‌دهی به صورت مجازی می‌باشد.

همان‌طور که گفته شد مزیت اصلی استارتاپ‌ها رشد سریع آن‌هاست و برای رشد سریع هم باید محصولی را به بازار ارائه کرد که تقاضای زیادی برای آن در بازار وجود داشته باشد.

بخش دوم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه سرمایه‌گذاری

دیکشنری استارتاپی - سرمایه‌گذاری در استارتاپ

سرمایه‌گذاری یکی از مهم‌ترین بخش‌های راه‌اندازی استارتاپ می‌باشد. در این جا واژگان و اصطلاحات مهم استارتاپی حوزه سرمایه‌گذاری آورده‌شده تا با آن بیشتر آشنا شوید.

سرمایه‌گذاری خطر پذیر (Venture Capital) :

بعضی از افراد و یا سازمان‌ها علاقه به سرمایه‌گذاری در کسب‌و‌کار‌های جدید با ریسک بالا دارند و امید دارند که سرمایه آن‌ها با سود بسیار بالایی باز گردد.

سرمایه‌گذاری صبورانه (Patient Capital) :

سرمایه‌گذاری به صورت بلند مدت است و سرمایه‌گذار انتظار بازگشت سریع سود را نباید داشته باشد.

سرمایه اولیه – مرحله کشت ایده (Seed Funding) :

شما برای اثبات ایده خود احتیاج به سرمایه کمی دارید که در ابتدای کار دریافت می‌کنید که به آن سرمایه اولیه می‌گویند.

پول مرحله کشت ایده می‌تواند از کمک دوستان، فامیل، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، سرمایه‌گذاران فرشته تأمین شود.

خود کارآفرین هم می‌تواند از سرمایه‌گذاران اولیه باشد که معمولاً برای تأمین این پول از پس‌انداز یا وام استفاده می‌کند.

مراحل A و B و C :

جذب سرمایه مراحل مختلفی دارد که بعد از عبور موفقیت آمیز از مرحله اول یعنی مرحله کشت ایده، آغاز می‌شود.

نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری (Return On Investment) :

درصد سودی که هر سرمایه‌گذار از کسب‌و‌کار به دست می‌آورد نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری می‌گویند. با تحلیل آن می‌توان تصمیم‌گیری‌های بعدی در مورد سرمایه‌گذاری را انجام داد.

سرمایه‌گذار (Investor) :

فردی که به منظور کسب منافع اقتصادی پول خود را در یک زمینه مشخص به کار می‌گیرد.

سرمایه‌گذار فرشته (Angel Investor) :

فردی که در مراحل اولیه و در ازای دریافت سهام پول خود را سرمایه‌گذاری می‌کند. ریسک، نوع مشارکت و میزان زمانی که صرف می‌کنند با سرمایه‌گذاران معمولی متفاوت است.

هر فردی می‌تواند سرمایه‌گذار فرشته باشد و بر روی ایده‌های عالی سرمایه‌گذاری کند. معمولاً پولی که برای سرمایه‌گذاری می‌گذارند کمتر از سرمایه‌گذار خطرپذیر است.

بخش سوم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه مشتری‌مداری

اصطلاحات استارتاپی - حوزه مشتری مداری

در این قسمت تعاریف ساده واژگان استارتاپ در حوزه مشتری‌مداری جهت شناخت انواع مشتری و نحوه برخورد با آن‌ها آورده‌شده‌است.

نرخ ریزش (Churn rate) :

درصدی از مشترکان یک سرویس که بعد از یک زمان معین اشتراک خود را ادامه نمی‌دهند.

نرخ کلیک (Click Through Rate) :

معیار سنجش کمپین‌های آنلاین که نشان می‌دهد در ازای نمایش صفحه، آگهی و ایمیل چه تعداد کلیک انجام شده‌است.

هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost) :

میزان هزینه لازم برای بازاریابی، فروش و … تا بتوان مشتریان جدیدی را جذب استارتاپ کرد.

مدیریت ارتباط با مشتری (Customer Relationship Management) :

به معنای ایجاد روابط ارزشمند و تلاش برای توسعه، حفظ و بهینه‌سازی آن به صورت دوطرفه بین مشتریان و استارتاپ می‌باشد.

پذیرندگان آغازین (Early Adopters) :

اشخاصی (حقیقی یا حقوقی) که مشتریان اولیه محسوب می‌شوند و زودتر از دیگران از یک محصول یا تکنولوژی استفاده می‌کنند.

آن‌ها با استفاده از محصول به شما بازخورد می‌دهند و این باعث می‌شود تا نقایص محصول را بهبود دهید، در هزینه و وقت شما صرفه‌جویی می‌شود و نفوذ شما در بازار افزایش می‌یابد.

اکثریت پیش‌گام (Early Majority) :

مشتریانی که بعد از پذیرفتگان آغازین می‌آیند، اکثریت پیشگام هستند.

آن‌ها از مزایای فناوری‌های جدید با خبر هستند و به آن اعتماد دارند ولی صبر می‌کنند تا پذیرفتگان آغازین آن را امتحان کنند و بعد آن‌ها شروع به خرید و یا استفاده می‌کنند.

ارائه آسانسوری (Elevator Pitch) :

این مورد به این معناست که بتوانید در یک زمان کوتاه (به کوتاهی زمانی که شخصی را در آسانسور می‌بینید) ارتباطی مؤثر ایجاد کنید، به طوری که شخص مقابل ترغیب شود تا به صحبت‌های شما گوش دهد تا زمینه‌ای شود برای ارتباطی طولانی‌تر.

ارزش طول عمر مشتری (Life Time Value – LTV) :

به میزان سودی که هر مشتری در مدت زمان ارتباط با استارتاپ شما برای شما ایجاد خواهد کرد گفته می‌شود.

پرسونا (Persona) :

بازخورد جامع از یک مشتری ایده‌آل و همه‌چی تمام است.

به شما کمک می‌کند تا مشتریان خود را بهتر بشناسید و متناسب با نیاز آن‌ها، استارتاپ خود را طراحی، پیاده‌سازی و یا اصلاح کنید.

توصیه (Referral) :

مشتریانی که دوستانشان هم از محصولات شما استفاده می‌کنند رغبت بیشتری دارند تا آن‌ها هم از محصولات شما استفاده کنند.

اگر مشتریان به مرحله توصیه برسند به این معنی است که علاوه بر اینکه خودشان از محصولات استفاده می‌کنند به دوستانشان و خانواده هم توصیه می‌کنند تا از این محصولات استفاده کنند.

ارزش پیشنهادی (Value Proposition) :

ارزش پیشنهادی بیانگر مزایای محصول و یا خدمات یک شرکت نسبت به شرکت‌های رقیب در زمینه‌های مختلف از قبیل: قیمت، کاهش هزینه، کاهش ریسک و … می‌باشد.

بخش چهارم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه عملکرد استارتاپ

واژگان و اصطلاحات مهم استارتاپی - عملکرد استارتاپ

یکی از مهم‌ترین کارهای شما در یک استارتاپ، بررسی عملکرد محصول یا خدمت به صورت منظم است؛ چون با توجه به آن می‌توانید برنامه‌ریزی‌های بعدی را انجام دهید. لازمه بررسی عملکرد نیز آشنایی با روش‌های آن می‌باشد که در اینجا در غالب اصطلاحات استارتاپی بیان شده‌است.

ارزیابی (Evaluation) :

هر سازمان‌ اهدافی دارد که برای بررسی میزان دست‌یابی به این اهداف باید به صورت مستمر ارزیابی صورت بگیرد و با توجه به بازخورد این ارزیابی، برنامه‌ریزی برای اجرای تغییرات مطابق با اهداف آن مجموعه انجام شود.

گزارش و شرح موفقیت (Success Story) :

گزارش و شرح موفقیت نمونه‌ای ملموس برای مخاطبین ایجاد می‌کند که یک ابزار مهم برای بازاریابی است و به سوالات مشتری از جمله زمان اجرا، بودجه و عملکرد پاسخ داده‌می‌شود.

نمودار چوب هاکی(Hockey Stick Growth) :

برای بررسی عملکرد سازمان، نموداری رسم می‌شود که نشان‌دهنده عملکرد آن می‌باشد که معمولاً رشد ناگهانی و بسیار سریع پس از یک دوره طولانی رشد خطی دارد. شکل این نمودار شبیه چوب هاکی است به همین دلیل به این نام معروف است.

شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) :

برای ارزیابی عملکردهای مهم و اساسی سازمان شاخصی وجود دارد. این شاخص مشخص می‌کند که سازمان تا چه اندازه در رسیدن به اهداف کلیدی خود موفق بوده‌است.

بخش پنجم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه ایده‌ها

لغت نامه و اصطلاحات استارتاپی - ایده های استارتاپی

ایده‌ها در استارتاپ بسیار کلیدی هستند. همان طور که گفته‌شد استارتاپ باید رشد سریعی داشته‌باشد و برای این منظور باید بهترین ایده‌ها انتخاب شوند. لغت نامه و اصطلاحات استارتاپی این حوزه در زیر برای شما آمده است.

ارائه (Pitch) :

در این قسمت صاحبان ایده، ایده استارتاپی خود را جلوی یک جمع به داوری می‌گذارند.

فایل ارائه (Pitch Disk) :

یک فایل پاورپوینت ۱۰ اسلایدی که مهم‌ترین مسائل یک استارتاپ را برای سرمایه‌گذار مشخص می‌کند.

چرخش (Pivot) :

زمانی که احساس می‌شود استارتاپ بازدهی مناسبی ندارد باید با توجه به نیاز مشتری تغییراتی در محصول و یا خدمات ایجاد شود. یا می‌توان بر دسته‌ای خاص از مشتریان تمرکز کرد.

مسئله (Problem) :

قطعاً هر ایده‌ای از یک مسئله و مشکل ایجاد می‌شود. مشکلات و مسائل یک نقطه شروع خوب برای راه‌اندازی یک استارتاپ هستند.

استارتاپ ناب (Lean Startup) :

استارتاپ ناب یک متودولوژی جدید و حرفه‌ای برای ساخت یک محصول یا کسب‌و‌کار در پایین‌ترین ریسک شکست می‌باشد که از طریق تحقیق و آزمایش علمی انجام می‌شود.

هدف از این کار کوتاه کردن چرخه توسعه محصول و فهمیدن اجرایی بودن یا نبودن مدل تجاری پیشنهادی است.

نوآوری (Innovation) :

معرفی یک ایده جدید در سازمان یا فرآیند که ممکن است به صورت محصول، خدمات یا توسعه ظهور پیدا کند.

تکرار (Iterate) :

سعی می‌شود در هر مرحله تغییر بسیار کمی در مدل کسب‌و‌کار داده شود تا دوباره مورد ارزیابی قرار بگیرد و نتایج بهتری به دست آید.

فریمیوم (Freemium) :

این یک ایده است که با توجه به آن بخشی از محصول به صورت رایگان در اختیار مشتری قرار می‌گیرد اما برای استفاده کامل از آن باید پول پرداخت شود.

مدل کسب و کار (Business Model) :

یک الگوی مدیریت استراتژیک است که برای توسعه مدل‌های تجاری جدید و ثبت مدل‌هایی که در حال حاضر وجود دارند.

کمینه محصول پذیرفتنی (Minimum Viable Product) :

یک محصول شامل ویژگی‌ها و امکانات پایه و اصلی که قابلیت برآورده کردن نیازهای اولیه مشتری را دارد.

در صورت مطلوبیت و پذیرش در بازار، باید به توسعه آن پرداخت.

بخش ششم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه اعضای استارتاپ

کتاب واژه نامه و اصطلاحات کاربردی حوزه استارتاپی - برای اعضای استارتاپ

مدیر عامل (Chief Executive Officer) :

بالاترین مدیر اجرایی در یک شرکت که مسئولیت تمامی تصمیمات و عملکرد سازمان بر عهده وی می‌باشد.

مدیرعامل رابط میان هیئت رئیسه و دیگر اعضای شرکت است.

مدیر ارشد بازاریابی (Chief Marketing Officer) :

مدیر ارشد بازاریابی اجرای فعالیت‌های بازاریابی شرکت را بر عهده دارد و آن را مدیریت می‌کند.

مدیر ارشد فنی (Chief Technology Offer) :

مدیر ارشد فنی بر روی مسائل علمی و فنی موجود در یک شرکت متمرکز است.

کارآفرین (Entrepreneur) :

کارآفرین کسی است که چیز جدیدی را خلق می‌کند؛ برای مثال یک راهکار جدید یا یک شرکت جدید.

البته ممکن است کارآفرین ایده‌ای از خودش نداشته باشد ولی او همان کسی است که ایده‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کند.

بخش هفتم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه معاملات استارتاپ

واژگان و اصطلاحات استارتاپی - معاملات استارتاپ

تجارت بنگاه با بنگاه (Business to Business) :

معامله‌ای که هر دو طرف آن شرکت و کمپانی است و فروششان به صورت عمده می‌باشد.

تجارت فروشنده و مصرف‌کننده (Business to Consumer) :

معامله‌ای که یک طرف آن خریدار (مصرف‌کننده نهایی) و طرف دیگر آن فروشنده محصول (تولیدکننده) قرار دارد.

تجارت بنگاه با دولت ( Business to Government) :

تجارت و معامله‌ای که بین یک نهاد دولتی و یک شرکت انجام می‌شود.

طرح کسب‌و‌کار (Business Plan) :

سند و متنی که تمام جزئیات طرح پیشنهادی شما را تجزیه، تحلیل و بیان می‌کند. در این سند علاوه بر این‌که شرایط حال حاضر باید نوشته‌شود، اهداف و انتظارات پیش‌بینی شده نیز باید وجود داشته باشد.

بخش هشتم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه بنیان‌گذار

اصطلاحات استارتاپی - حوزه بنیان گذاری

بنیان‌گذار (Founder) :

شخصی که ایده‌ای در ذهن دارد و می‌خواهد کسب‌و‌کار خود را راه‌اندازی کند.

هم‌بنیان‌گذار (Co-Founder) :

زمانی که شخص به تنهایی قادر به ایجاد کسب‌و‌کار خود نباشد و به تخصص افراد دیگر نیاز داشته‌باشد با همراهی چند نفر دیگر کسب‌وکار خود را راه‌اندازی می‌کند.

هر فردی که در ایجاد این کسب‌وکار نقش داشته‌باشد هم‌بنیان‌گذار نامیده می‌شود.

بخش نهم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه بازاریابی

تعاریف ساده واژگان استارت اپ - حوزه بازاریابی

استراتژی بازار گوشه‌ای (Niche marketing) :

هدف این نوع استراتژی شناسایی بخش کوچکی از بازار است، شامل نیاز‌هایی که تا کنون به آن‌ها پاسخ داده نشده است.

بازار گوشه‌ای به دلیل اینکه بخش‌های پنهان از نظر کسب‌و‌کارها را در نظر می‌گیرد یکی از بهترین و مناسب‌ترین استراتژی‌های کسب‌و‌کار‌های نوپا برای ورود به بازار است.

بازاریابی (Marketing) :

استارتاپ‌ها توسط بازاریابی با مشتریان خود ارتباط برقرار می‌کنند.

بازاریابی موجب آگاهی مشتری از ویژگی‌های مختلف محصولات می‌شود.

سهم بازار (Market Share) :

درصدی که یک کالا می‌تواند از بازار کسب کند را سهم بازار می‌گویند.

بازار هدف (Target Market) :

گروهی از مشتریان دارای نیاز‌ها و خصوصیات مشترک هستند.

استارتاپ سعی می‌کند که پاسخ‌گوی آن نیاز‌ها باشد و به خریداران خدمات مورد نیازشان را ارائه می‌کند.

کل بازار موجود (Total Available Market – TAM) :

با توجه به این مفهوم متوجه می‌شویم که نیاز کل بازار به این محصول چقدر است.

آغاز به کار (Launch) :

وقتی برای اولین بار محصول در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد.

هک رشد (Growth Hacking) :

مجموعه‌ آزمایش‌ها و اقداماتی که با هدف رشد دادن یک کسب‌و‌کار در حوزه‌های بازاریابی و توسعه محصول انجام می‌شود.

کشش (Traction) :

کشش عبارت است از تقاضای بالای کالا یا خدمات نسبت به عرضه آن در بازار.

بخش دهم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه قراردادها

دیکشنری استارتاپی - قراردادها در استارتاپ

برگه توافقات (Term Sheet) :

برگه‌ای بین سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر که تمام شرایط، قوانین و تعهدات دو طرف نسبت به هم در آن قید می‌شود.

تخصیص سهام (Vesting) :

اگر یکی از کارآفرینان استارتاپ بخواهد زودتر از دوره زمانی مشخص‌شده از استارتاپ خارج شود باید طبق فرمول تعیین‌شده، محاسبه شود که مالک چند درصد از سهام خود می‌باشد و مابقی آن به سایر سهامداران داده می‌شود، چون آن فرد زودتر از موعد مقرر از استارتاپ خارج‌شده‌ است.

قرارداد محرمانگی (Non – Disclosure Agreement) :

بر اساس این قرارداد هر دو طرف توافق موظف به حفظ اسرار هستند. اگر قوانین این قرارداد زیر پا گذاشته شود ممکن است جرایمی برای آن در نظر گرفته‌شود.

سهام تشویقی (Option Pool) :

به کارکنان وفادار و ماندگار که وظایف خود را همیشه به درستی انجام می‌دهند سهامی داده می‌شود. هدف این است که آن‌ها انگیزه بیشتری در جهت انجام وظایفشان داشته‌ باشند.

حق انحصاری اختراع (Patent) :

در قوانین کشورها جهت حفظ حقوق مادی و معنوی مخترع به مدت محدود (۱۶ تا ۲۰ سال) حق تولید و بهره‌برداری صرفاً در اختیار وی قرار می‌گیرد به این کار حق انحصار اختراع گویند.

بخش یازدهم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه انواع شرکت‌ها

واژگان و اصطلاحات استارتاپی - انواع شرکت‌ها در حوزه استارتاپ

شرکت زایشی (Spin Off) :

جدا کردن یک شرکت فرعی از شرکت اصلی باعث ایجاد شرکت زایشی می‌شود. دارندگان سهام شرکت اصلی متناسب با تعداد سهامی که از آن شرکت دارند، می‌توانند سهام شرکت جداشده را دریافت کنند.

تک شاخ (Unicorn) :

شرکت‌هایی که ارزش فعلی ‌آن‌ها بالغ‌ بر یک میلیارد دلار است و بعد از سال ۲۰۰۳ ایجاد شده‌اند.

بخش دوازدهم: واژگان و اصطلاحات استارتاپی حوزه مالی

تعاریف ساده واژگان استارت اپ - حوزه مالی استارتاپ

راهبرد خروج (Exit Strategy) :

روش بهره‌برداری از سرمایه‌گذاری که می‌توان آن را فعالیت نقد نمودن نیز نامید.

جذب سرمایه (Fundraising) :

ورود سرمایه جدید به یک استارتاپ را جذب سرمایه می‌نامند.

درآمد (Revenue) :

پولی که از فروش محصول یا ارائه خدمات به‌دست می‌آید.

بوت‌استرپ (Bootstrap) :

راه‌اندازی کاری به صورت خودکفا که بدون هیج پولی و یا با سرمایه اندک راه‌اندازی می‌شود. به همین دلیل ممکن است در ابتدای راه خیلی سود‌آور نباشد.

استارتاپ‌های بوت‌استرپ، بدون کمک گرفتن از سرمایه‌گذار فرشته، سرمایه‌گذار خطرپذیر یا هر منبع خارجی دیگری کار خود را توسعه داده و با سود به‌دست‌آمده به حیاتشان ادامه می‌دهند.

نقطه سربه‌سر (Break-Even Point) :

زمانی که تفاضل سود و زیان صفر باشد به معنی سر‌به‌سر شدن هزینه و درآمد است.

نرخ مخارج (Burn Rate) :

پولی که هر ماه خرج می‌شود و یا در واقع جریان نقدی منفی است.

شتاب دهنده (Accelerator) :

شتاب‌دهنده مجموعه‌ای است که با سرمایه‌گذاری روی کسب‌و‌کار جدید درصدی از مالکیت آن را در اختیار می‌گیرد. سپس آن را تحت حمایت خود قرار داده و کمک می‌کند تا بتواند در زمینه کاری خود موفق شود.

عمومی شدن (Going Public) :

روشی است جهت جمع‌آوری کمک مالی، به این صورت که سهام شرکت از طریق بانک‌های سرمایه‌گذاری برای خرید به مردم عرضه می‌شود.

بخش سیزدهم: معرفی کتاب واژه‌نامه و اصطلاحات کاربردی حوزه استارتاپی

برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید کتاب واژه نامه و اصطلاحات کاربردی حوزه استارتاپی را تهیه کنید تا هرچه بیشتر با اصطلاحات استارتاپی آشنا شوید. برای دانلود کتاب واژه نامه و اصطلاحات کاربردی حوزه استارتاپی از لینک زیر استفاده کنید.

لینک‌های مرتبط با واژگان و اصطلاحات استارتاپی

در قسمت ۳۰ رادیو کارنکن آقای آرامش با مدیر عامل ریحون (سامانه سفارش آنلاین غذا) و هم‌بنیان‌گذار Tribe، آقای سهیل علوی به صحبت و گفتگو نشستند.

جالب است که بدانید همین چند وقت پیش ترایب یک جذب سرمایه ۷٫۵ میلیون دلاری داشت.

در مطلب زیر به معرفی استارتاپ‌هایی پرداختیم که در بازار ایران به آن‌ها احتیاج داریم و جای خالی آن‌ها در بازار ایران حس می‌شود.

شما هم دوست دارید بیشتر با این استارت‌آپ‌ها که در صنایع مختلف غذایی، مالی یا فین‌تک، محیط زیست، حمل و نقل و حتی مد و فشن هستند، بیشتر آشنا شوید؟

بنابراین پیشنهاد ما را از دست ندهید و همین الآن به این لینک مراجعه کنید.

امیدوارم این واژگان و اصطلاحات استارتاپی برای شما مفید بوده باشد.
اگر شما هم اصطلاحات استارتاپی دیگری را می‌شناسید خوشحال می‌شویم که در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

4 دیدگاه برای “واژگان و اصطلاحات استارتاپی

  1. سعید فدایی گفته:

    اولین قدم در شروع هر کار و شغلی آشنایی اولیه با اون شغل بخصوص اصطلاحات و واژگان میباشد
    خیلی خوب و کامل بود
    ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *