
در قسمت ۱۴۰ پادکست کار نکن، امین آرامش با محمد سمیعی – مارکتر باتجربه اسنپ و کشمون که حالا برای شرکت آلمانی کار میکند – درباره واقعیت درآمد دلاری در مارکتینگ حرف میزند.
از چالشهای تحریم و تفاوت فرهنگی تا حوزههای پرتقاضا مثل پرفورمنس مارکتینگ و اتوماسیون، و درآمد واقعی در این حوزه.
خوشآمدگویی
امین آرامش: سلام به محمد سمیعی، خیلی خوش اومدی به «کار نکن»!
محمد سمیعی: سلام امین، مرسی. خیلی خوشحالم که پیشتم و امیدوارم صحبت خوبی داشته باشیم با همدیگه.
امین آرامش: من اسم محمد سمیعی رو اولین بار فکر کنم سالهای ۹۴-۹۵، شاید ۹۶ یا حتی ۹۸ شنیدم. با محمد قائمپناه حرف میزدم، سال ۹۶ یا ۹۷ قسمت هفت پادکست «کار نکن» رو ضبط کردیم. یادمه همون موقعها که حرف میزدیم، محمد میگفت یه مدیر مارکتینگ آوردیم برای کشمون و خیلی هم راضی هستیم. اولین بار اونجا اسمت رو شنیدم.
چند روز پیش هم یه اتفاق جالب افتاد، توی خیابون تو یه شهر بزرگ، رندم دیدمت، مرزداران بود فکر کنم!
محمد سمیعی: آره آره، خیلی جالب بود!
نکته جالبتر اینکه تقریباً همین هفته پیش با محمد قائمپناه آنلاین حرف میزدم سر پادکست جدید. فکر کنم همون موقعها بود که «کار نکن» به کشمون رسید. سال ۹۸ بود که وارد کشمون شدی. آره، ولی چقدر زود میگذره زمان!
درآمد دلاری در حوزه بازاریابی
امین آرامش: ببین، ما راجع به درآمد دلاری برنامهنویسها حرف زدیم، یوتیوبرها حرف زدیم، از ترید حرف زدیم – البته با همه واقعیتهاش، نه اینکه هر کسی زود بهش برسه.
خیلی دوست داشتم شغلهای مرتبط با حوزه بازاریابی رو هم بررسی کنیم. یعنی یه مارکتر بیاریم که هم تجربه عالی توی بازار ایران داره، هم رفته و شروع کرده از ایران برای بازار خارجی کار کردن. خیلی خوشحالم که الان اینجایی و قراره حرف بزنیم.
من خیلی دوست دارم تکبهتک بگی چه شغلهایی وجود داره. حتی اگه امکانش باشه، برای کسی که از صفر شروع میکنه، با دورنما که توی چند سال به درآمد دلاری برسه. چون یادگیری با یوتیوب و دورهها دیگه پیچیده نیست، اما گرفتن پروژه مهمه و حتماً راجع بهش حرف بزنیم.
ولی قبلش، یه کم از گذشتهت بگو تا مخاطب بهتر بشناسنت.
آرزوی قدیمی درآمد ارزی
محمد سمیعی: حتماً. اول یه معرفی: چند سالی هست که همیشه پس ذهنم بوده به درآمد ارزی برسم. تفاوت نرخ ارز زیاده و هر سال دلار، یورو و پوند بیشتر میشه – کاملاً منطقیه که خیلیها بهش فکر کنن.
ولی سؤال همیشه این بود: از کجا شروع کنم؟ مخصوصاً در مارکتینگ که بخشی از بیزینسه و خیلی به کانتکست، صنعت و فرهنگ بستگی داره. برعکس دولوپرها یا کارهای فنی عمیق که راحتتر اپلای میشن، مارکتینگ گستردهتره چون فرهنگ وسط میاد و کانالهای بازاریابی فرق داره – خیلی از کانالها رو توی ایران نداریم.
امین آرامش:یه برنامهنویس همون کارش رو با شرکت خارجی میکنه و دلاری میگیره، اما مارکتر نمیتونه عین همون رو اونور پیاده کنه.
محمد سمیعی: آره، حس میکنم برای فنیها راحتتره. انگلیسی خوب باشه کافیه، اسکیلشون کمتر به فرهنگ وابستهست. مثلاً فیسبوک ادز اینجا نیست، اما اونور هست.البته بخشهای فنیتر مارکتینگ مثل SEO، اتوماسیون و گوگل ادز توی ایران هم استفاده میشه. متا ادز به خاطر تحریمها اینجا نیست، ولی پتانسیل بالایی داره.
من جنرال مارکتر بودم و همیشه این دغدغه رو داشتم.
مسیر شغلی
محمد سمیعی: بکگراندم در مارکتینگ منیجمنت بوده. از سال ۹۴-۹۵ جدی با ریحون شروع کردم – استارتآپی که رشد میکرد و سرمایه جذب کرده بود.
بعد وارد کشمون شدم با محمد قائمپناه (تجربه خیلی خوب)، بعد اسنپ به عنوان سنیور کمپین منیجر.
از چند سال پیش همیشه به عدم ثبات اقتصادی فکر میکردم. واکنشها چند تاست: منفعل باشی و بپذیری، یا فرصتهای داخل ایران رو ببینی به عنوان مارکتینگ منیجر.
ولی محدودیتها همیشه هست.
امین آرامش:دانش استراتژی مارکتینگ احتمالاً خارج هم اپلای میشه، اما بعیده کسی از ایران بره اونور مستقیم مدیر بشه – برعکس CTOهای خوب اسنپ یا دیجیکالا که راحت پوزیشن بالا میگیرن.
محمد سمیعی: حسم به حس تو نزدیکه، مخصوصاً برای مارکتینگ.
تفاوت مارکتینگ ایران و خارج
محمد سمیعی: خودم با پوست و استخون تجربه کردم. بعد ۸-۱۰ سال مدیریت در استارتآپهای ایرانی، وقتی میری خارج کار کنی، دیگه صندلی مدیریتی نیست. باید آستین بالا بزنی و خودت ابزارها رو دست بگیری – چیزهایی که قبلاً با تیم میکردی.
با هوش مصنوعی، انتظار اینه یک نفر جای ۵ نفر کار کنه. هوش مصنوعی شده کارشناس!
تفاوت اصلی خارج: نمیتونی بگی فقط سوشال مدیا کار میکنم. باید استراتژی، اجرا و پرفورمنس همه رو بلد باشی – آپتیمایز فانل، اتوماسیون.
امین آرامش: توی ایران خیلی جاها بهینه کار نمیکنیم، سازمانها چاق میشن.
دانش بهینه در ایران
محمد سمیعی: دانش کار بهینه کمه. برگردیم به ۹۶-۹۷، قبل برجام وضعیت بهتر بود. سرمایهگذار خارجی پول و دانش آورد – دیجیکالا CMO خارجی داشت (سباستین)، راکت اینترنت نیروهایی مثل مارتین آورد.
بعد پاره شدن برجام، سرمایهگذارها رفتن، نیروها مهاجرت کردن، گپ دانش ایجاد شد. نسل جدید انتقال تجربه نگرفت.
برای من در ریحون، سرمایهگذار یونانی (آنتونی) نگاه جدیدی آورد: جوون ۲۶ ساله میتونست ۵ کار همزمان کنه. این نگاه آزادت میکنه. حیفه که منتقل نشد.
امین آرامش: راجع به سابقه، چند تا تایتل دیگه بگو.
محمد سمیعی: سنیور کمپین منیجر اسنپ.
قبلش مارکتینگ منیجر کشمون (محصولات کشاورزی مستقیم از کشاورز به مصرفکننده، هنوز فعال – محمد قائمپناه حالا مشابهش رو در هلند راه انداخته).
قبلش ریحون (آنلاین فود دلیوری – اون موقع رقبا زیاد، حالا فقط اسنپفود مونده).
در ریحون کارشناس وارد شدم، اما به خاطر چندکاره بودن سریع منیجر شدم – نقطه عطف یادگیریم.
بحران جنگ
محمد سمیعی: تا ۶ ماه پیش همه چیز خوب بود، اما جنگ همه رو تحت تأثیر قرار داد. روز قبل جنگ به دلایل شخصی از شرکت اومدم بیرون، دو روز بعد وسط تهران موشک،خورد.
همه موقعیتها، مخصوصاً مارکتینگ، از بین رفت. اولین بودجهای که کات میشه مارکتینگه – شرکتها صبر میکنن ببینن جنگ چند ماهه.
حتی شرکتهای بزرگ تبلیغات متوقف کردن.
امین آرامش: آره، یه شرکت بزرگ اسپانسرشیپ پادکست رو کنسل کرد – شرکتی که در یه ترناورش بیشتر از کل اسپانسرشیپ درمیاره.
محمد سمیعی: لینکدین پر از Open to Work بود، مخصوصاً مارکترها.
تبدیل بحران به فرصت
محمد سمیعی: با چتجیپیتی ۵-۷ سناریو ساختم، مزایا/معایب ریتینگ دادم. یکی از بهترینها: این چالش رو به فرصت تبدیل کن.
هر اتفاق بد در زندگیم، اول ناراحتی، بعد فرصت دیدم. این بار: بچههای داخل قفل شدن، ناامید. اما ۸-۱۰ میلیون ایرانی خارج (۱۰-۱۲% جمعیت) که دلشون برای ایران میتپه.
خیلیهاشون کسبوکار دارن و نیاز مارکتینگ. شرایط جهانی هم سخته – بیزینسها هزینه کمتر میخوان.
نیروی جوان ایرانی با تجربه، اما دسترسی نداره. پل لازم داره!
خیلیا قبل من این کار رو کردن. من حتی برای ۱-۵ نفر شروع کردم.
در شبکههای اجتماعی (اینستا، لینکدین، توییتر) حرف زدم، فیدبک گرفتم، رفتم پادکستهای دیگه، گلوله برفی شد.
پروژه گرفتیم دادیم به بچههای داخل (هنوز ادامه داره). برای خودم هم فرصت شغلی ایجاد شد.
امین آرامش: اولین پروژه چقدر طول کشید؟
محمد سمیعی: ۳ ماه. ۵ پروژه، نزدیک ۱۲ نفر مشغول شدن. چندتا دلیل می تونست داشته باشه.
یکی از مهمترینش: ۸ سال شبکه ارتباطی ساخته بودم.
شبکهسازی و خودمارکتینگی
امین آرامش: بیشتر توضیح بده.
محمد سمیعی: مدل من اینطوریه که:
تجربیات (موفق/شکست) رو وبینار میذاشتم، شیر میکردم.
- ایونتهای مارکتینگ (۲-۳ تا خوب در ایران) شرکت میکردم.
با محمد قائمپناه در ایونت آشنا شدم – به خاطر وبینارها شناخت داشت.
تا خودت رو بیان نکنی، فرصتها بیان نمیشن.
تمامی شغلهام بدون رزومه اپلای – همه اپروچ شدن.
شبکهسازی قویتر از رزومه. خودت رو مارکتینگ کن!
امین آرامش: دقیقاً، هر کسی در کنار تخصص، بازاریاب خدمات خودشه. خیلی موقعیتها آگهی نمیشن اگر شبکه سازی بلد نباشی.
محمد سمیعی: هرچی یاد میگرفتم شیر میکردم، وبینار، ایونت.
برونگرا بودم (حالا کمتر)، اما درونگراها هم با مدل خودشون شبکه میسازن.
کارها وقتی بهت اپروچ بشه (B2B)، احتمال موفقیت بالاتر. وقتی که خریدار اول بیاد سراغ تو و محصولت.
فرصت جدید
محمد سمیعی: در این فرآیند، پیشنهاد فولتایم از شرکت آلمانی رسید (فاندرها یکی ایرانی یکی آلمانی – دیاسپورا).
با حافظ پادکست «دیاسپورا» راه انداختیم: مصاحبه با کارفرماهای ایرانی خارج، مسیر و دغدغههاشون.
شبکه بزرگتر بشه، نیروی ایرانی به بیزینس دیاسپورا برسه.
و این یک فرصت برد-برد: بیزینس خارج به جای ۷-۱۰ هزار دلار، با یکچهارم/پنجم نیروی ارشد ایرانی. بچههای ایران تجربه بینالمللی، بیزینس صرفهجویی رو روی محصول/مارکتینگ بذاره.
امین آرامش: درست فهمیدم؟ هم فولتایم داری، هم بستر اتصال ساختی؟
محمد سمیعی: دقیقاً هر دو. فولتایم گرفتم تا چالشها رو بفهمیم. کار گرفتن یه چیزه، نگه داشتن و موفق بودن چیز دیگه (قهرمانی ماندن).
در کار خارجی از ایران باید واقعاً ۸-۹ ساعت کار کنی اسم پادکست«کار نکن» ولی باید کار کنی!.
کامونیکیشن سخت – با غیرایرانی، زبان/فرهنگ/شوخی فرق داره، وقت زیاد میخواد.
تفاوت فرهنگ کاری
محمد سمیعی: من تو یکی از همین پروژهها که داشتم کار میکردم، یکیشون در واقع هلندی بودن و اصلاً کالچرش، اونجا فهمیدم که چقدر متفاوته. یعنی اصلاً اونجوری که تو اون انتظار داره که تو واقعاً رک باشی، شفاف باشی و جزئیات رو دونهدونه باهاش کامونیکیت کنی.
یه وقت تو ایران میگی خب من این کارا رو میکنم، خب میدونم اوکی دارم این کارا رو میکنم، دیگه چه کاریه حالا بیام هر چیز جزئی رو بگم؟ ولی میخوام بگم یعنی تو برای اون موضوعات هم احتمال داره ۴ ساعت در روز فقط زمان بذاری برای اینکه اون کاری که داری میکنی رو منتقل بکنی – که نه به کانفلیکتی بخوره، نه درست و شفاف ارائه بشه که داره چه اتفاقی میفته.
گاهی ۴ ساعت فقط برای حرف زدن باید وقت بذاری!
رنج درآمد دلاری
امین آرامش: اول بهم بگو که این بچههایی که چه شما واسط بودی چه حالا اگه خودت مثلاً قابل گفتنه، اردر درآمدی رو میتونی بگی مثلاً حدوداً چقدره؟ مثلاً اونایی که دارن کار میکنن.
محمد سمیعی: ببین بذار من جنرالتر بگم: پتانسیلی که میشه درآمد داشت از یک کاری توی مارکتینگ از ایران به خارج از ایران، از ۷۰۰-۸۰۰ دلار یا یورو میتونه شروع بشه تا ۲۰۰۰-۲۵۰۰ دلار/یورو. خب یعنی این رنج رو داره.
امین آرامش: یعنی طرف تو ایران داره چیکار میکنه، یعنی از توی ایران ماهی ۲۰۰۰ دلار داره پول درمیاره، چی عنوان شغلیش؟
محمد سمیعی: ببین این عنوانهای شغلی میتونه متخصص SEO باشه، میتونه متخصص پرفورمنس مارکتینگ باشه، میتونه به سختی ولی کارشناس شبکههای اجتماعی یا مدیر شبکههای اجتماعی باشه، میتونه گرافیست/گرافیک دیزاینر باشه، میتونه مارکتینگ منیجر هم باشه.
میدونی یعنی همه این رنج رو میتونه داشته باشه. مارکتینگ اتوماسیون اسپشیالیست یا مارکتینگ اتوماسیون منیجر میتونه باشه. میتونی یک جنرال دیجیتال مارکتر باشه که همه این کارها رو هم داره انجام میده.
بستگی به نیاز اون کسبوکار، بستگی به سایز اون کسبوکار و بستگی به تجربه و سابقهای که اون شخص توی ایران داشته.
وضعیت فعلی
امین آرامش: و تو این رنج بین ۷۰۰ تا مثلاً ۲۵۰۰ دلار، الان شما چند نفر رو دارین که دارن این کارو میکنن؟
محمد سمیعی: ببین الان تقریباً ۱۰ نفر هستن که این اتفاق براشون افتاده. حالا یا در قالب پروژه دارن کار میکنن جلو، یا در قالب فولتایم جوین شدن، یا ترکیبی از این دو تا بوده – یعنی پروژه ۲ ماهه، سه ماهه تعریف شده و بعد تبدیل شده به یک کار فولتایم و ثابت.
امین آرامش: ۱۰ نفر اگه بخواد بشه ۱۰۰ نفر، بخواد بشه ۵۰۰ نفر، گلوگاهش چیه؟ چرا نشده؟
محمد سمیعی: دو تا موضوع داره. یکی سمت بیزینسها – یک گلوگاه مهمش سمت بیزینسهاست، یعنی خیلی هنوز اینو نمیشناسن. راجع به دیاسپورا که صحبت کردیم، الان دیاسپورای هندیها خیلی شناختهشدهست، دیاسپورای پاکستانیها، اندونزیاییها خیلی شناختهشدهست چون این داستانی که ما ایرانیها داریم رو نداشتن. دیاسپورای ایرانیها هنوز شناختهشده نیست.
آها یعنی انگار که مثلاً یه هندی که توی سازمانی هست میگه خب حالا من این پروژه رو بدم به بچههای هندی کار کنن. دیگه آره، اصلاً با خودشون هم میبرن. مثلاً یه هندی میره کانادا یه کاری پیدا میکنه، ۱۰ نفر هندی دیگه هم با خودش میبره، توی خونه ۵۰ متری ۱۰ نفر زندگی میکنن، اونجا کارا، روم میگیرن میدونی؟ و خیلی هم همدیگه رو پروموت میکنن.خب حالا زبانشون هم خب واقعاً خوبه، کاری به لهجه و اینا ندارن ولی زبانشون خوبه، تحریمی هم برای پیمنت و اینها ندارن.
یه گلوگاهش اینه. یه گلوگاه دیگه موضوع پرداخت و پیمنته. خب هر بیزینسی حاضر نیست یعنی این ریسک رو به خاطر تحریمها به جون بخره و بخواد با ایران کار بکنه.
چرا یه سریا با کریپتو کار میکنن اوکی، حالا باز میگم بستگی به اون بیزینسی که خارج از ایران هم داره. یه سریا هم خب در واقع با واسطهها پرداخت میکنن، حالا مدلای مختلفی هست. یه سریا هم اصلاً نمیتونن ریسکش رو بردارن، میگن من حاضرم با همون هندی و پاکستانیه کار بکنم ولی این دغدغهها رو نداشته باشم، حتی شده یه ذره بیشتر هم بخوام پرداخت کنم.
امین آرامش: این بچههایی که بین ۷۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار درمیارن، دارن کار میکنن با شما، میانگین چند سال سابقه کار دارن؟
محمد سمیعی: ببین ما داریم از ۲ سال هست تا ۷ سال. آها یعنی بین ۲ تا ۷ سال.
تفاوتهای کاری
امین آرامش: ببین من دوست دارم که ببین یه سری چیزا رو اشاره کردی به صورت موردی، ولی دوست دارم لیستی بهمون بگی که یه دونه مارکتر وقتی تو ایران داره کار میکنه با وقتی که داره با خارج از ایران کار میکنه، چه چیزهایی رو اونور که کار میکنه متفاوت میبینه. یه لیست اینجوری میتونی بهم بدی تفاوتشون رو؟
آره ببین یکی اینکه که گفتی احتمالاً یه تعدادی ابزار هست که اینور کار کرده، بعضیاش اونجا هست، یه سری ابزار جدید هم اونور هست که تا الان اصلاً باهاش کار نکردی، یعنی کار کردن با یه سری ابزار جدید باید یاد بگیری. این یک دیگه چی؟
هارد اسکیل vs سافت اسکیل
محمد سمیعی: تخصص یه دو تا قسمتش میکنم: یکی تخصص سخت (هارد اسکیل)، یکی تخصص نرم.
هارد اسکیل: من بخوام مثلاً ۵ تا حوزه پرطرفداری که احتمالاً میتونه روش کار بگیره رو بگم:
۱. موضوعات دیتاییه – مثلاً مارکتینگ دیتا آنالیست: کسی که بتونه دادههای یک بیزینس رو در راستای فعالیتهای مارکتینگ تحلیل بکنه، با اون ابزارا کار بکنه، کد بزنه و داشبورد درست بکنه، بتونه اینسایت بکشه بیرون و بگه خب اوکی مثلاً این کانالها…
یکی مارکتینگ دیتا آنالیست، این کلیدواژه.
۲. مارکتینگ اتوماسیون اسپشیالیست: کسی که میتونه فرایندهای اتوماسیون بازاریابی رو انجام بده. یعنی از زمانی که کاربری (دارم راجع به وبسایت یا پلتفرم آنلاین صحبت میکنم – راجع به بیزینسهای سنتی چون تجربهای نداشتم الان من اصلاً اونور رو نمیدونم، واقعیتش دارم راجع به استارتآپها و تکاستارتآپها صحبت میکنم، یعنی بیزینسهایی که با اپلیکیشن یا وبسایت دارن فروش انجام میدن) از زمانی که کاربر ثبتنام میکنه تا اولین سفارش رو میده، تا سفارشهای دوم سوم چهارمش رو بذاره – پس ریتنشن مارکتینگ یا بازاریابی بازگشتی، و اتوماسیون بازاریابی یعنی استفاده از پلتفرمهایی مثل WebEngage، OptinMonster، Brevo، ایمیل مارکتینگ، ایمیل اتوماسیون. خب اینا ابزارهایی هستن که خیلی مرسومن و خیلی بابتش تقاضا وجود داره. پس مارکتینگ اتوماسیون یه کلیدواژه دیگهست.
۳. پرفورمنس مارکتینگ: یعنی تو به عنوان مارکتر جایی که به ازای هر یک دلار یا یک یورویی که خرج میکنی بتونی ۲ دلار، ۲.۵، ۵ دلار، ۵ یورو برگردونی توی اون سیستم. که میشه زیرمجموعهش احتمالاً گوگل ادز، میشه متا ادز (که متا میشه همون پلتفرمهای زیرمجموعه هولدینگ متا – فیسبوک، واتساپ، اینستاگرام و نتورک خود فیسبوک) که این رو ما توی ایران نداریم و یک فرصت بسیار بزرگیه برای بچههای داخل ایران.
اتفاقاً خود متا یک کورس آنلاین کاملاً فری داره به اسم Meta Blueprint. با این واژه اگه سرچش بکنن میتونن قدمبهقدم از صفر تا ۱۰۰ یادگیری این پلتفرم رو و استراتژیهاشو و حتی تستاش و آزمونهاش رو انجام بدن. یک ماه روش وقت بذارن، یک ماه دو ماه روش وقت بذارن، ۵ یا ۶ تا سرتیفیکیت داره و بعد از اون بیسیک کار با پلتفرم متا/فیسبوک رو میتونن یاد بگیرن.
۲ تا دلیل داره میگم: یک، خارج از ایران بسیار برای این موضوع تقاضا وجود داره. حتی یکی از دوستای من که ۵ سال پیش رفت استرالیا، تونست از همین دوره Meta Blueprint که سرتیفیکیتهاشو گرفته بود، بعد از ۵ ماه یا ۴ ماه توی استرالیا از صفر یه کاری پیدا بکنه – میدونی که خیلی سخته وقتی به عنوان مهاجر میری خارج از ایران بتونی کاری بگیری چون سابقه کار اون کشور رو تا حالا نداشتی، ولی به واسطه این تونست بگیره.
پس حالا پرفورمنس مارکتینگ گفتم که زیرمجموعهش متا و گوگل هست به صورت خاص.
۴. سرچ انجین آپتیمایزیشن (SEO) یا اخیراً AEO – AI Engine Optimization مد شده.
روی این ۴ تا هم خیلی فضای کار هست که میتونن کار بگیرن. حالا یا تو یکی از این ۵ تا اسکیل رو داری، یا ۲ تا، یا سه تاشو، یا پنج تاشو با همدیگه، یا یک جنرالیستی هستی که تو یکی از اینا عمیقی.
ما یه کانسپت T-shape داشتیم، فکر میکنم حالا تو خودت…
امین آرامش: بله همون T-shape.
محمد سمیعی: آره T-shape. تو یک زمینه عمیق، تو یه حوزه خیلی عمیقی، بقیه رو اندکی بلدی. دقیقاً این بهترین حالته برای یک مارکتر.
یعنی تو مثلاً بتونی مارکتینگ اتوماسیون رو خیلی خوب بلد باشی یا پرفورمنس مارکتینگ رو خیلی خوب بلد باشی یا SEO رو خیلی خوب بلد باشی یا هر چیزی، ولی از همه – یعنی سوشال مدیا رو بدونی بازیش چیه، یعنی احتمالاً برای یک بیزینس بتونی این استراتژی رو بدی که مثلاً محتواهایی که تو شبکههای اجتماعی متناسب با اون بیزینس به اشتراک بذارن چه شکلی باشه.
پس این توصیه منه که توی یک زمینه از اینا بتونن عمیق بشن و تو بقیه شروع کنن حالا خیلی پراکتیو یاد بگیرن و دیگه ریسورس هم الحمدلله فکر کنم نیاز نباشه.
امین آرامش: آره حالا به جز میرسیم که هر کدوم اینا اگه بخواد شروع کنه از کجای، ولی الان فعلاً تو این سؤالیم که من گفتم تفاوتهای یه دونه مارکتر توی ایران و خارج از ایران چیه که گفتی توی این ۵ تا تو خارج از ایران کار هست، تو هر کدوم اینا ممکنه تو بعضی از اینا تو خارج از ایران نیست بره اونا یاد بگیره دیگه.
توی هارد اسکیلا چه تفاوتی میبینه تو ایران و خارج از ایران؟
هارد اسکیلها
محمد سمیعی: آها ببین توی هارد اسکیلا تقریباً دیگه میشه گفتش که بیسیکاش خیلی فرق خاصی نداره. آها ولی موضوع کانالهای بازاریابی متفاوته. یعنی مثلاً ما توی خارج از ایران یه کانالی داریم به اسم Reddit که شاید خیلی هم توی ایران اصلاً باب نباشه چون اصلاً تو ایران یوزر نداره. حالا به این میرسیم، من تازه فهمیدم که خیلی هم یوزر داره و چون کار نکرده بودم نمیدونستم.
یا مثلاً تیکتاک، تو ایران داره یوزر به اندازهای که نه خیلی، ولی آره تیکتاکم یکی از اون چنلایی که خارج از ایران خیلی یوزر داره من خودم هنوز اونو واردش نشدم، یکی از برنامهها هست که یادش بگیرم.
ولی پس خیلی بابت تولزها احتمالاً تفاوتی وجود نداره؟ قطعاً که خیلی تولز هست، خیلی ابزارای متفاوت زیاده، ولی بیسشون یه چیزه. یعنی تو اگه ایمیل مارکتینگ رو مثلاً با Mailchimp انجام میدی یا با Brevo انجام میدی، احتمالاً ۲ تا فیچر این داره، ۲ تا فیچر اون نداره، یه ذره UIش بهتره، یه کم اینترفیس فرندلیتری داره و اینا، ولی بیسیکشو بلد باشی احتمالاً میتونی با همین کار بکنی.
نکتهای که وجود داره اینه که یک سری کانال هستن که اصلاً توی ایران باز نشدن مثل همین متا، مثل Reddit و این کانالا، کانالایی که پر از پتانسیلن و شایدم بشه تو ایران حالا به جز متا اونا رو کار کرد، ولی هنوز خود من ندیدم، شاید یه بیزینسی بتونه اصلاً با اون کار بکنه.
ولی مهمترین تفاوتش مهارتهای نرمه.
امین آرامش: آه چین اونا؟ خیلی سخته.
سافت اسکیلها
محمد سمیعی: آره ببین اصلاً بذار یه جور دیگه بگم اینو برای اینکه حس حال خودمو بخوام بگم. واقعاً وقتی ریموت کار میکنی با یه کشور، با یه کمپانی خارج از ایران، مثل اینه که واقعاً مهاجرت کردی خب. تو از اون ارتباط انسانی یه مقدار دور میافتی.
یعنی تو وقتی که میری مثلاً توی شرکتی توی ایران – حالا داریم توی ایران هم که شرکتهایی هستن که ریموت دارن کار میکنن – ولی تو اون ارتباط انسانی رو وقتی حضوری من و تو داریم با هم صحبت میکنیم خیلی راحتتر بهتر میتونیم بسازیمش، خیلی بهتر میتونیم درک کنیم همدیگه رو.
اگه مثلاً تو مدیر منی و از من یه چیزی میخوای و من بهت دیر جواب میدم، احتمالاً تو قبلش مثلاً میدونی که از چهار نفر شنیدی که مثلاً محمد حالش بد شده رفته دکتر، میدونی؟ ولی واقعاً ممکنه اینجا تو یهو حالت بد بشه نتونی هم اطلاعرسانی کنی (حالا حالت اغراقآمیزشو دارم میگم) و اون طرف بگه که خب وای چی شد؟ جواب منو چرا نداد؟
سریع پاسخگویی – یعنی در دسترس بودن – خیال کارفرما رو راحت میکنه. یعنی حتی ممکنه تو مجبور باشی ساعت ۱۰ شب هم یه موضوع رو پیگیری کنی و جواب بدی به خاطر اینکه حالا بسته به اینکه با چه کشوری کار میکنی اختلاف زمانی داری – مثلاً با اروپا احتمالاً دو سه ساعت اختلاف زمانی داری، با آمریکا مثلاً ۱۰-۱۲ ساعت، با کانادا همین حدودا.
و این ممکنه چالشبرانگیز باشه اگر تو سبک زندگیت طوری باشه که بگی نه من یه کار تو ۹ تا ۵ دارم و دیگه خارج از این تایم میخوام برم مثلاً به باشگاهم برسم، میخوام برم با دوستان بیرون اینا. این شکلی احتمالاً تو موفق نمیشی. تو باید در دسترس باشی، اشکال نداره حتی اگه باهاش کار میری، احتمالاً تعادل کار و زندگیت یه مقدار به هم میخوره و اینو باید آمادهش باشی و بدونی.
امین آرامش:دیگه چی؟ آره فکر کنم اون داستان رک بودنم گفتی.
محمد سمیعی: دو، حالا رک بودن مهمه ولی ببین باز خدا رو شکر الان با هوش مصنوعی یا ابزارهایی هستن که تو میتونی اصلاً یک ایجنتی داشته باشی. من برای خودم اینو دارم، یه ایجنتی دارم که یه فیلتری میگذرونه از ارتباط من با اون شخص آلمانی که کار میکنم. یعنی گفتم من اینو بهش بگم، مثلاً یه متن جدید بهت میده دقیقاً. یعنی یه ایجنتیه که واسط انتقال، ترنسلیت حال و صحبت من به اون زبان آلمانی هست – یعنی هم دقیقاً میگیره من چی میگم هم منتقل میکنه و اینو ترینش کردم. یعنی این شده یه دستیارم برای اینکه بتونم ارتباط داشته باشم.
امین آرامش: آره این نکته دوئه.
محمد سمیعی: پس یک: در دسترس بودن و پاسخگو بودن.
دو: اینکه بتونی با زبان خودشون کامونیکیت بکنی و رک – حالا یه جایی رک باشی، یه جاهایی فرندلی باشی، اینا مهمه.
و سه: موضوع اینکه تو خیلی احتمالاً نیازه که بیشتر تلاش کنی. تجربه خود من توی این کاری که گرفتم اینجوریه که تو احتمالاً باید خیلی کارهای بیسیکتر رو هم نسبت بهش باز باشه که انجام بدی.
یعنی اون حالا اسمشو میخوایم بذاریم ایگو، اسمشو میخوایم بذاریم «من همه چیز بلدم» یا «منی که مثلاً ۵ سال، ۲ سال، ۸ سال کار کردم»، اینا رو تو باید بریزی دور – نه اینکه بریزی دور به معنای اینکه دیگه ازش استفاده نکنیها، این طرز فکر رو حاضری کنار بذاری.
من حالا چه تایتل مدیر دارم چه کارشناس ارشد دارم هر چیزی، تو چون داری تو یک فرهنگ جدید، یه کار جدید شروع میکنی، تو یک یادگیرنده صرف از اولی. تو باید یه جاهایی نقش یک جونیور رو بازی کنی، یک جاهایی نقش سینیور رو بازی کنی.
کجا نقش جونیور بازی میکنی؟ جایی که اشتیاق یادگیری رو داری و میخوای که واقعاً یه کار خارج از ایران انجام بدی.
کجا نقش سینیور رو باید بازی کنی؟ جایی که میخوای ارتباط انجام بدی، جایی که اگر تضادی یا کانفلیکتی به وجود میاد بتونی اونو حلش بکنی.
و این سه تا به نظر من – حالا این چیزی که الان به ذهنم میرسه – این سه تا مهارت نرم میتونه به تو کمک بکنه که واقعاً جا بیفتی توی اون شرکت و براشون ارزش ایجاد بکنی و تو خودت بتونی تو اون شرکت بیشتر ارزشمند بشی و ادامهدار باشه کارت.
ظرفیت فعلی برای معرفی پروژه
امین آرامش: الان اگه کسی به لحاظ دانش تخصصی از فیلترای شما رد بشه، شما ظرفیت اینکه بهش مثلاً پروژه دلاری معرفی کنین الان دارین؟
محمد سمیعی: ببین در حال حاضر خیلی ظرفیت محدوده. دلیلشم گفتم، الان ما با این ارتباطسازی که با ایرانی خارج از ایران داریم میکنیم، داریم سعی میکنیم این ظرفیت رو بزرگترش بکنیم. ولی متأسفانه الان این ظرفیت نسبت به تقاضا خیلی بیشتره – و نه اینکه فرصتش نباشه ولی خیلی محدوده واقعیست.
امین آرامش: خب پس بیا اینجوری بگو: فرض کن که تو الان یه پرفورمنس مارکتری هستی که توی ایران دو سه سال سابقه کار داری، خودت میخوای رأساً اقدام کنی که پروژه دلاری بگیری با خارج از ایران. یک دو سه چیکار میکنی؟
محمد سمیعی: یک: واقعیتش اینه که حضورت توی شبکههای اجتماعی رو شروع میکنم درست کردن. یعنی چی درست کردن؟ یعنی یه لینکدین درست داشته باشی، یه بالاخره اکانتهای سوشال مدیا رو همه رو داشته باشی.
لینکدین درست یعنی چی؟ من همیشه میگم تو برای اینکه بفهمی لینکدینت درست چیه، آدمهای درست رو پیدا بکن و برو ببین اونا چطوری خودشونو پرزنت کردن.
خیلی راحت تو میتونی احتمالاً بری مثلاً پرفورمنس مارکتر گوگل و پیدا بکنی توی لینکدین. خیلی راحت میتونی CMO مثلاً فلان شرکت بزرگ مثلاً OverEats رو پیدا بکنی توی گوگل. اون یه نمونه خوبه.
به یه ابزاری به اسم بنچمارک کردن که من همیشه ازش استفاده میکنم. تو برو ببین اون تایتلشو چهجوری گذاشته، کاورشو چهجوری گذاشته، عکس لینکدینشو چهجوری گذاشته، دیسکریپشنشو چطوری نوشته، اصلاً راجع به چیا نوشته، تجربیات یا اون اکسپرینسهای کاری که فیلدهای اکسپرینس رو…
حتی دیگه الان تو این کارو میتونی بکنی، حتی میتونی از چتجیپیتی، Gemini به راحتی حتی لینک لینکدینتو بدی. اصلاً میتونی بهش لینکتو بدی، بهش بگی در قالب یک منتقد وارد بشو و گیر و گوراشو دربیار و خودت رو بهش بشناسونی و اون بهترین و استانداردترین حالت ممکن رو بهت بده. شاید واقعاً تو همین چند سال پیش اینو نداشتی ولی الان اینو داریش.
پس لینکدین درست چی؟ اینستاگرام درست چی؟ تیکتاک درست چی؟ توییتر درست چی؟ اینا رو همه رو میتونی داشته باشی.
حالا راجع به چیزایی که بلدی و میخوای خودتو پوزیشن بکنی، شروع کنی تولید محتوا کردن. یعنی واقعاً خودت رو بفروشی، خودت رو مارکتینگ بکنی به عنوان یک مارکتر.
مورد بعدی: شروع میکنم شبکهسازی کردن. توی خارج از ایران یه کانسپتی هست به اسم Coffee Chat فکر کنم یه همچین اسمی داره و اینو من از یکی از بچههایی که توی کانادا بود و از دوستای کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر با هم بودیم یاد گرفتم.
شبکهسازی پیشرفته
محمد سمیعی: حالا اون کانسپت خیلی اونجا مرسومه که تو میتونی با مدیران ارشد کمپانیهای مثل مایکروسافت و گوگل و اینها شروع کنی کامونیکیت کردن، یک تایم ازشون بگیری و شروع کنی شبکهسازی کردن.
حالا من نمیگم با CMO مایکروسافت این کارو بکن، ولی تو احتمالاً میتونی بگی که مثلاً صنعت گیمینگ برام جذابه، صنعت مارکتینگ مثلاً گیمینگ مارکتینگ، تو صنعت گیمینگ برام جذابه، یا تو حوزه فود جذابه، یا تو حوزه یه حوزهای رو که به نظر خودت توش کار کردی و مرتبط بوده رو پیدا بکن.
مثلاً من تو صنعت فود کار کردم. خب مثلاً اوکی، کیا توی دنیا هستن؟ Uber Eats هست، نمیدونم Careem هست، نمیدونم iFood هست، Deliveroo هست، Delivery Hero هست، همه اینا هستن. خب پس من یک تجربه مشابه دارم و میتونم به اون شرکتا در واقع خودم رو بشناسونم.
حالا میتونی مدیرای ارشدشون یا مارکترهاشونو پیدا بکنی و شروع کنی با اونها ارتباط گرفتن و ازشون منتورشیپ بخوای حتی. پس اون شبکهسازی رو میتونی این شکلی تو شروعش بکنی.
امین آرامش: اگه اینو از روش راحت نپری که اینکه حالا بری یه فردی توی سازمان خفن پیدا کنی باهاش شبکهسازی کنی – جمله خوبیه ولی یه جزئیاتی توش نهفتهست که به چه شیوهای دقیقاً. یک اینکه که این رو کم نبینی خودت رو که بگی آقا نه من چرا بهش پیغام میدم یا هر چیزی فلان.واقعاً اگه به شیوه درستی شروع کنی باهاشون ارتباط بگیری، امکان که کار کنه هست، ولی اون شیوه درست که باهاش چهجوری ارتباط بگیری هم توش جزئیات زیادی نهفتهست.
محمد سمیعی: آه ببین درسته راهش رو پیدا میکنی. خب الان من بخوام مثلاً درسته رو بگم واقعاً ورژن خاصی الان به ذهنم نمیرسه، نه من اصلاً نبودم که اصلاً دقیقاً چه کاری کنی و من نمیخواستم بگم…
امین آرامش: فقط میخواستی بگی قطعاً جزئیات داره.
محمد سمیعی: آره ولی قطعاً جزئیات داره و فکر نکنی که مثلاً تو قراره با اولین پیغام… یه پیغام میدی به یاد جواب نمیدی که آه بابا این حرفا مثلاً به درد نمیخورده.
همین من یکی از دوستام توی کانادا تعریف میکرد که همین دو ماه پیش باهاش صحبت کردم که رفته بود توی کانادا – یعنی با یه حالا این حالت اکسپرس انتری وارد شده بود – ۶ ماه تمام طول کشیده بود تا بتونه یه کار بگیره توی خود کانادا، یعنی لوکیشنش کاناداست دیگه، تازه از ایران نیست. ۴۹۵ تا شرکت رزومه فرستاده بود.
یعنی قطعاً با یه بار دو بار نمیشه. یعنی تو باید آدمی باشی که اگه میخوای شروع کنی، از الان باید آدمی باشی که هزار بار نه بشنوی. یعنی اگه این آدم هستی، یعنی اینو میخواد، این روحیه رو میخواد.
چون خیلی طبیعی هم هست دیگه، چون این کاری که تو میخوای بکنی – با یه کار کنی به عنوان مارکتر و درآمد دلاری داشته باشی – و داری با دهها و شاید صدها هزار نفر توی هند و پاکستان و مکزیک و کانادا و کلی جاهایی که داری رقابت میکنی و اونا هم اوناهم میخوان این کارو بکنن دقیقاً.
و یه نکته دیگه که خیلیا اینو ازش راحت میگذرن و فقط شروع میکنن رزومه فرستادن، اینه که تو رزومه شخصیسازی شده بخوای بدی به اون شرکت.
ببین تو مثلاً میگی آقا من میخوام به عنوان یه پرفورمنس مارکتر برم یک رول پرفورمنس مارکتینگ بگیرم. خب اوکی، تو مثلاً میتونی بری توی لینکدین کمپانیهایی که این در واقع پوزیشن رو باز دارن رو پیدا کنیم، فکر کن به یه لیست ۱۰۰ تایی میرسیم.
خب اینا هر کدومشون توی پرفورمنس مارکتینگ یه نیازمندی خاصی رو دارن، تمرکز بیشتری رو دارن، بعد اصلاً فضای رقابت توی مارکتشون متفاوته. تو احتمالاً شانس بیشتری خواهی داشت اگر رزومهای که میفرستی یا اون کاور لتری که مینویسی متناسب با نیازمندی اون باشه.
یعنی حداقل قبل از اینکه سابمیت CV رو بزنی، آقا ۴ ساعت بابتش وقت بذار، صنعت رقابتیشو بفهم، بعد توی اون کاور لتر مثلاً بنویس من رفتم دیدم اینجای اپلیکیشن شما این مثلاً ضعفو داره یا اینجا رو میتونید بهترش بکنید با این تکنیک.
خب خوبیش اینه که تو سرعت خیلی بالایی برای فهمیدن این داری الان با وجود ابزارای هوش مصنوعی – فقط کافیه که وقت بذاری بابتش – و بابت رزومههایی که میفرستی و کاور لترهایی که میفرستی شخصیسازیشون کنی بر اساس نیاز دقیقاً اون بیزینس، نه صرفاً اینکه چیزی که تو بلدی و انجام دادی. یه دقیقه اون چیزی که انجام دادی بذار کنار، نیاز اون متفاوت، متفاوت از چیزی که تو الان انجام دادی. میدونی چی میگم؟
امین آرامش: آره دقیقاً. ببین تو چرا قراره تو رو استخدام کنه اون سازمان، حالا تو عنوان فریلنس مثلاً که تو یک نیازی ازشون رفع کنی. خیلی خب اون چه نیازی داره؟ برو بگو آقا نیازت اینه، من اینو شناسایی کردم و توانمندیهای من به رفع نیاز تو میخوره. خیلی ساده و بدیهی روی کاغذ، ولی اینکه دل بدی بهش در عمل، وقت بذاری دونه به دونه یه پیشنهاد شخصیسازی شده براشون بفرستی، براشون کاستومایز کنی –
محمد سمیعی: این بله، این نکتهای که گفتی خیلی نکته درستیه.
حالا اون سایمون سینک که یه دونه ویدیوی Why What How داره… که خیلی هم معروفه. این سه تا سؤالو باید جواب بدی: یعنی تو چه چیزی رو میتونی به اون… چه نیازی از اون شرکتو میتونی رفع بکنی، چرا تو (چرا تو رو انتخاب بکنه)، چرا تو میتونی نیاز رو برطرف کنی و چگونه.
و اگه بتونی این سه تا رو پاسخ بدی، احتمالاً توی اون رقابت یه مقدار شانس بیشتری داری چون احتمالاً خیلیا این کارا رو نمیکنن.
نقش هوش مصنوعی در مارکتینگ
امین آرامش: ببین راجع به ابزارهای هوش مصنوعی هم به نظرم اگه بهمون بگی خوبه. حال البته یه اشارهای کردی که انگار از بعضی از اونا داری به عنوان یه دونه کارشناس استفاده میکنی، ولی حالا مخصوصاً اینو به عنوان کسی که رو اون صندلی نشسته که داره با شرکت آلمانی داره تماموقت کار میکنه، قصدن که هفته شاید این قلم بهم بده که بعداً به صورت مفصل – چون الان به نظرم فرصت نمیشه – به جز بهمون نشون بدی با چه ابزارایی کار میکنی، ولی بعداً برامون یه دونه ویدیو هم اگه مثلاً یه چیزی پر کنی دقیقاً داری چیکار میکنی، چیز جالبی میشه.
الان بریم مثلاً راجع به این حرف بزنیم چون من خیلیا رو میبینم اینجورین که ببین فلان کارو که دیگه هوش مصنوعی انجام میده، دیگه ما دیگه چرا اصلاً بریم سراغش، چرا اصلاً بریم یاد بگیریم. چقدر این گزاره درستیه؟
محمد سمیعی: الان همه ChatGPT رو دارن، خب همه هم دارن به یه نحوی ازش استفاده میکنن، ولی اینکه واقعاً تو ببین ماشینه اومده واقعاً این محدودیت – محدودیت حرف زدن با پلتفرمهای دیگه رو برداشته.
الان خود ChatGPT اخیراً همین یکی دو هفته پیش بود فکر کنم ChatGPT Atlas که یه مرورگری از ChatGPTه رو مثل کروم و اینا، یه مرورگری ولی برای ChatGPTه، الان اونو اومده داده بیرون.
و تو میتونی هر ابزاری رو توی این مرورگر ChatGPT Atlas باز کنی – فکر کن مثلاً مارکتینگ اتوماسیون تولزتونو، و تو میتونی ایجنت مود اون ChatGPT Atlas رو باز کنی و بهش دقیقاً بگی چی میخوای، چه نوع کمپینی میخوای و بره اون کمپین رو ستآپ بکنه. خب یعنی انقدر راحتش کرده. حالا یه سری داستانهای دسترسی هست که اصلاً میگن این کارو بکنید یا نکنید، میخوام بگم ولی این امکان هست.
برای خود من چه شکلی بوده؟ من با همین ChatGPT بیشتر کار میکنم و خب نسخه پرو بیزینسیشو داریم به واسطه حالا شرکتی که در اختیارمون گذاشته.
و اومدم یه سری ایجنت درست کردم برای خودم جدایی از استفاده روتین و حالا اون دیپ ریسرچی که داره. حالا مثلاً اگه من بخوام تو صنعت و رقابت اون بیزینس رو بسنجم، خب با یه سری پرامپتهایی ازش میخوام که یه سرچ عمیقی بکنه و یه مقدار اونجایی که میخوام لایههای استراتژی یا سندهای استراتژی رو درست کنم از دیپ سرچ یا دیپ ریسرچ ChatGPT استفاده میکنم.
جاهایی که میخوام کارای عملیاتی انجام بدم – مثل اینکه مثلاً میخوام یه کمپینی رو ستآپ بکنم، مثلاً میخوام توی فیسبوک یه کمپینی رو ستآپ بکنم، خب یه سری آدیانس تارگتینگ داره، تو باید احتمالاً یه سری حالا توی گوگل یه سری ریسرچ کیوردهایی رو انتخاب بکنی و اینها و حتی اینکه اصلاً تو چه انتخاباتی داری برای اینکه بخوای یه کمپینو ستآپ بکنی – توی خیلی اجرا، یه سری ایجنت در واقع درست کردم که هر کدومشون به هدف خاصی و هی دارن اونا ترین میشن، لرن میکنن و تو اون تصمیمات بهم بیشتر کمک میکنن.
ولی خب تیمای کراس فانکشنالی هم داریم که دارن با ابزار دیگه کار میکنن. مثلاً تیم موشن و تیم دیزاین ما. خب این مثلاً Nano to Nano Pro که اومده خیلی مثلاً کارای جذابی دارن باهاش میکنن و حالا دیزاینرا یا موشن دیزاینرا، گرافیک دیزاینرا به نظرم الان خیلی دستشون بازتر شده. حالا اون تخصص من نیست ولی دارم میبینم.
و حتی ما داریم یک سری کانتنتی درست میکنیم با همین ابزارها و اینها رو داریم تستایی رو میگیریم توی پلتفرمهای متا و گوگل که نتایجش خیلی بازگشت سرمایه بالاتری داشتن نسبت به طرحها و ویدیوهایی که تا الان داشتیم استفاده میکردیم.
و خب این نکته خیلی جالبیه، انگار اون ابزارها میدونن چه ویژگیهایی رو… یعنی احتمالاً دیگه از یه جا به بعد میام من با بچههای دیزاینمون صحبت میکنم، دیگه خیلی پرامپتهای عجیبغریب هم نمیدن، یعنی یه خط میگن من اینو میخوام، اصلاً اتفاقاً دستشو باز میذارم و دیگه اون خودش هر ورژنی که داره آپدیت میشه داره بهتر میفهمه که تو فقط کافیه هدفتو بهش بگی و یه سری مثلاً ملاحظاتی که براش مهمه.
ولی آره این خیلی برای خود من جالب بود که هر ورژن جدیدی که داره از این ابزارا میاد داره یه بهبودی توی نتایج خود کمپینا ایجاد میکنه.
امین آرامش: ببینید حالا به غیر از این بحثهای تخصصی که حالا برای تولید عکس و ویدیو مثلاً داره استفاده میشه، من خیلی دوست دارم یه وقتی اینم واقعاً همونجور که گفتم به اون نشون بدی اینکه دقیقاً چطور یه ایجنتو درست میکنی، دقیقاً کجای تصمیمگیری داره بهت کمک میکنه. اینو بعداً یه دونه ویدیو برامون ضبط کن.
من از یکی دو نفر دیگه هم که از دوستام دارن این کارو میکنن اینا رو مثلاً بذاریم تنگ هم بشه یه دونه ویدیو جدا. به نظرم چیز جالبی میشه، خیلی بقیه کمک کنه.
محمد سمیعی: دمت گرم.
رویافروشی درباره درآمد دلاری
امین آرامش: آره قربونت. بزرگترین دروغهایی که در مورد درآمد دلاری گفته میشه چیاست؟
محمد سمیعی:«کار نکن» شوخی کردم! ولی نه جدی همینو بگو، اتفاقاً چون داشتیم اصلاً روزمره حرف میزدیم آقا اینکه ببین آره ببین خیلی توی شبکههای اجتماعی این موضوع هی میاد که درآمد دلاری نمیدونم آیندهفروشی، خیلی راحت میشه به دست آورد.
به نظرم خیلی سخته واقعاً. الان تو توی ایران با همین شرایطی که وجود داره و با همین شرایط اقتصادی و بازار کار، تو خیلی راحتتر میتونی کار بگیری و خیلی شاید یه جاهایی بتونی پول بهتری هم دربیاری واقعاً واقعاً – یعنی شاید بتونی پول بهتری توی همون کار تخصصی دربیاری که حقوق به ریال بگیری.
آره ولی خیلی سختی داره، سختیاش میگم از جنس اینکه واقعاً تو قدرت این نه شنیدن رو و استمرار داشتن رو داشته باشی و خیلی سریع عقب نکشی.
واقعاً بزرگترین دروغش به نظر من اینه که خیلی پول خیلی خوبی میشه درآورد و در دسترسه درست و خوش میگذره و کار نمیکنی و پول درمیاری. مثل اینکه. آره واقعاً باید کار کنید. همین باید کشش مغزیت بالا باشه.
یه مثال بگم تو تجربه خودم توی همین کار با متا، حالا سخته واقعاً دسترسی داشتن یا تو مجبوری مثلاً VPS استفاده کنی یا اصلاً AnyDesk بزنی به یعنی ریموت بزنی به مثلاً یه دستگاهی توی یه کشور دیگهای و این سرعتش انقدر پایینه و انقدر ببین تو عادت داری سریع وبو اسکرول کنی – دارم خیلی جزئی یه چیز شاید بدیهی و مسخره رو بگم – ولی این سرعت، سرعته زمان تو رو ۳ برابر بیشتر میگیره و سرعت تو رو یک سوم میکنه و یه جاهایی تو واقعاً مغزت سوت میکشه که بابا ولم کن چرا من این کار رو باید بکنم.
ولی من دارم اینجا میگم من محمد سمیعی اینو دارم سختیشو میکشم و خیلیا دارن سختیشو میکشن. یه روزی که تحریمها احتمالاً برداشته بشه، تو کلی فرصت داری چون دیگه اونجا فقط این کمپانیا که توی ایران هستن فرصت شغلیشون نیست و فقطم این ابزارا نیست.
تو ابزارهای جدید داری، تجربههای جدید داری، انگار تو داری سرمایهگذاری میکنی برای ۵ سال بعدت، برای ۱۰ سال بعدت، برای ۲ سال بعدت، نمیدونم برای چند وقت بعدت، ولی تا کی گرفتار تحریمیم منظور.
آره ولی اگر ما بچههای ایران اینو تو خودمون این سختیشو نکشیده باشیم، احتمالاً همون هندی و پاکستانیها میان اون کارایی که مثلاً اگه شرکت خارج از ایران اومده تو ایران یه شعبهای گرفته میخواد انجام بده، احتمالاً اون میده به هندیها پاکستانیها به جای اینکه به ایرانیها بده.
امین آرامش: یعنی اگه همین امروز ما هیچ تحریمی نباشیم، مارکترای هندی پاکستانی از ایرانیها بهترن به نظرت؟
محمد سمیعی: آره صد در صد بهترن.
امین آرامش: چرا؟ اونا چی دارن؟
محمد سمیعی: تجربههای بینالمللی دارن،سختکوشترم هستن دارم میگم دیگه. یعنی مدلشونم اینجوریه که احتمالاً خیلی هم تابآوریتشون بالاتره، حالا نمیتونم چیز کنم، ببین نمیشه مقایسه کرد البته این حرف کلی حرف دقیقی نیست.
میخوام بگم اونا تعدادشون بیشتره، جمعیت بیشتری دارن و توی دنیا بیشترم پخش شدن و خیلی بیشترم دست همو میگیرن، خب خیلی بیشتر به هم کار میدن. مثلاً اگه مایکروسافت فردا روزی توی ایران یه دونه مثلاً شعبه داشته باشه و هندیها توی مایکروسافت بشن، خب اونا ریفر میکنن احتمالاً اونا انجام بدن.
یکی از دلایلی که میگم مثلاً خود من هدفم اینه که این دیاسپورای ایرانیها رو بسازم و بیشتر این اتصال رو بسازیم، اصلاً همینه آه، حالا به همدیگه کمک کنیم و شغلی جدید برای همدیگه ایجاد کنیم.
حوزههای پرپتانسیل مارکتینگ دلاری
امین آرامش: ببین یک لیستی از اون فکر میکنم ۵ تا حوزه شغلی گفتی تو مارکتینگ که با اونا میشه درآمد دلاری داشت، یه بار دیگه اونا رو، فقط به نظرم بیشترم هست.
محمد سمیعی: آره ببین یکی خود پرفورمنس مارکتینگ – حالا پرفورمنس مارکتینگ هر کسی یه معنی میکنه، من خیلی ساده بگم گوگل ادز بلد باشی، متا ادز بلد باشی، تیکتاک ادز بلد باشی و بهینه کردنشون حالا با ابزارهای هوش مصنوعی یا با در واقع هر متد.
سرچ انجین آپتیمایزیشن، موضوع مارکتینگ اتوماسیون، موضوع دیتا آنالیسیز – مارکتینگ دیتا آنالیسیز – و سوشال مدیا.
خب اینا چیزاییه که هست. حالا ما راجع برندینگم میتونیم صحبت کنیم یا مثلاً گرافیک دیزاینم گفتم، یعنی دیزاینرها هم خیلی خوب میتونن کار بگیرن. حالا اینا خیلی باز چیز دارن، وریشن دارن.
برنامه برای شروع از صفر
امین آرامش: ببین الان مثلاً یه کسی هیچ کدوم از این حوزهها رو بلد نیست الان، ولی اسماشونو شنید و فهمید که تو تیم شما آدمهایی با تجربه ۲ تا ۷ سال هستن که درآمد دلاری دارن از این حوزه، اونم براش جذابه ولی اون الان تو سال صفرشه.
آها یک برنامه ۶ ماهه بخوای بهش بدی که یکی از این حوزهها رو شروع کنه، چیکار کنه؟
محمد سمیعی: اگر شخصیتیه که خیلی به نظر من اینجوری واقعاً راست بخوام بگم، اگه شخصیتی که حاضره ۴ ساعت فیکس پشت لپتاپ بشینه و خسته نشه، احتمالاً میگم این تیپ شخصیتی خیلی به کارای مثلاً SEO یا پرفورمنس مارکتینگ میخوره، اگر کسی هست یا مثلاً دیزاین و اینها، یعنی میتونه بشینه واقعاً دیزاین کنه و ۳-۴ ساعت خسته نشه.
اگر نه خیلی آدم برونگرا و سوشالیه و خیلی دوست داره اصلاً تو اینستاگرام چرخیدن، توی شبکههای اجتماعی چرخیدنو دوست داره، محتوا رو دوست داره، به نظرم سمت شبکههای اجتماعی احتمالاً خیلی بهتر میتونه شروع کنه.
این از جنس اینکه کدوم یکی از اینا رو بره سمت آره خب چون اینم خودش مهمه.
حالا چهجوری مثلاً شروع کنه؟
به نظرم در قدم اول شروع کنه روی اینکه اوکی بیسیکاشو یاد بگیره. مثلاً گفتم اگه میخواد وارد متا بشه یا گوگل ادز بشه یا گوگل بشه اصلاً آنالیتیکس بشه، خود گوگل و متا دورههای فری دارن، بله از اول از اونجا شروع کنه – یعنی شروع کنه اون دورهها رو گذروندن و سرتیفیکیتهاشو گرفتن.
جدایی از اینکه توی همین ایران هم مجموعهای هستن که خیلی دارن خوب کار میکنن و روی آموزش دارن کار میکنن کن. پس میتونه بره تخصصی اول یه با دوره ۳ ماهه آموزش ببینه.
امین آرامش: همین من فکر میکنم که تمام این ۵ تا ۶ تایی که گفتی یه بازه زمانی ۳ ماهه برای اینکه مهارت اولش یاد بگیره کافیه، موافقی با من؟ ۳ ماه روزی حداقل ۵ ساعت وقت. به نظرم خیلی چیز خوبه در دست.
محمد سمیعی: ببین من این خیلی به نظرم چیز جالبیه، طرف میره چارت بگو امین بهونه برای کار نکردن خیلی زیاده، اشاره میکنه آرو اونو بردی آقا اینجا جلو چشم آقا این کار نکن یه چیز دیگهست . اصلاً اینو که گفتم اون نیست.
واقعاً وقتی تو توی ایران زندگی میکنی بهونه برای کار نکردن بسیار زیاده، نمیدونم آبو نداریم، هوا نداریم، نمیدونم اینترنت نداریم، این نیست اون نیست که خیلیاشم واقعیته آه هست ولی خب چیکار کنیم درست، چیکار کنیم آفرین حالا چیکار کنیم گرفتاریم آقا گرفتاریم حالا چیکار کنیم دقیقاً.
حالا اینکه چیکار کنیم مهمه .
تو ما با همدیگه فکر کنم دو هفته پیش بود سه هفته پیش بود توی دانشگاه شریف با هم یه دونه پنل داشتیم، من یه سؤال ازت پرسیدم گفتم امین به نظر تو تمرکز کردن یک مهارت هست یا نیست، تو گفتی هست.
به نظر من اگر تو یه کسی هستی که زیر ۳۰ سال سن داری – حالا نمیخوام سنو چیز کنم – زیر ۴۰ سال سن داری، به نظرم بین ۲۰ تا ۳۵-۴۰ تایمیه که تو میتونی یاد بگیری.
اگه زیر ۴۰ سال داری سن داری و می و تایم داری خب حداقل ۴ ساعت ۵ ساعت تایم داری، حتماً بعد از ۳ ماه میتونی یک مهارت خوبی رو زیرساختشو تو خودت نهادینه بکنی.
و بعد از اون سه ماه تو آمادهای برای اینکه شروع کنی به عنوان یه کارآموز شروع کنی.
امین آرامش:ببین تو ببین من اینجاشو خیلی نمیفهمم، طرف حاضره بره ۴ سال یه مدرکی بگیره که الان دیگه خودشم میفهمه به احتمال زیاد به کارش نمیاد، حاضره دو سه سال مثلاً یه سری یللی تللی کنه که هیچ کاری هم نکنه، ولی این خیلی دیواره، دیوار خیلی بلندی نیست.
۳ ماه با تمرکز دانش اولیه رو یاد میگیری، بعد میری توی شرکت ایرانی یا خودت به عنوان فریلنس با همین شرکتهای ایرانی یه سال ماکسیموم ۲ سال کار میکنی یه تجربهای هم کسب میکنی، بعداً میتونی حمله کنی به موقعیتهای درآمد دلاری.
دارم اشتباه میگم؟
محمد سمیعی: نه کاملاً درسته. به قول تو حالا میگی ۴ سال بری درس بخونی، من میگم تو حاضری ۲ ساعت توی اینستاگرام وقت بذاری و وقتتو واقعاً حالا یه وقتی هست یک ساعت وقت میذاری یاد میگیری دمت گرم عالیه.
من میگم آقا تو وقتی حاضری ۲ ساعت از زمانت رو توی شبکههای اجتماعی ببخشید روک میگم به بطالت بگذرونی، تو حاضر نیستی ۲ ساعت روی آموزش خودت وقت بذاری؟ اونم تازه تو اس خیلی داریم شبیه حرفا این چیزا میشیم با بزرگا میشیم به نظر چیز کنم ولی واقعاً بریم وقت بزنیم برای یادگیری آخه واقعاً حیفم میاد واقعاً که این کارو نمیکنن دقیقاً.
امین آرامش:یکی دیگه از بهانههاشونم همینه که لابهلای حرفا گفتیم چرا برم تو این حوزه، اینا رو که هوش مصنوعی حذف میکنم. بابا فلان که حذف نکرده فعلاً، جدا شرکتم پول میدم بابتش بیا برو یاد بگیر بله، بالاخره یه سریا باید همونم انجام بدن دیگه.
محمد سمیعی: اتفاقاً هوش مصنوعی به تو کمک میکنه به نظر من، همین راهی که مثلاً امثال ما تو ۸ سال ۱۰ سال رفتیم راحت یه نفری که تو اون سن من بوده میتونه تو کمتر از ۱ سال بره، خیلی سریعتر میتونه بره.
و واقعاً حیف فرصت کار بینالمللی هم زیاده، یعنی تو الان پلتفرمهایی مثل همین Upwork و نمیدونم Freelancer.com و اینا که دیگه مثلاً بیسیکشن خیلی هم دارن کار میکنن، همین الانش تو فقط کافیه یه زبان خوب داشته باشی، از طریق همین سه ماه آموزش یکی از این مهارتها هم یاد گرفته باشی، شروع کنی برای اینکه بری تلاش کنی برای کار گرفتن.
روند جهانی کار
محمد سمیعی: با همه این صحبتهایی که با همدیگه کردیم، یه دیتایی بهت بگم: تقریباً توی این دو سال اخیر چیزی که من داشتم – حالا مثلاً چند وقت پیش توی یا توییتر بود داشتم میخوندم یا یه مقاله Harvard Business Review بود یکی از اینا بود – ۲۰٪ از موقعیتهای شغلی کار ثابت آگهیهاشون کمتر شده آه خب، یعنی توی کل دنیا دارن به این سمت میرن که ما نیروی کار فولتایم نمیخوایم. حالا یا پارتتایم میخوایم یا کاملاً فولتایم حضوری نمیخوایم یا فولتایم ریموت میگیریم یا به صورت پارتی و پروژهای.
مثلاً یه سری کارایی که تا الان داشته یک نفر انجامشون میداده شاید یک نصف نفر انجامشون بده.
خب همین الان چرا دارن این کارو میکنن شرکتا؟ به خاطر اینکه فضای رقابتی خیلی زیاد شده و دیسراپشن داره خیلی سریع اتفاق میفته و حتی شرکتهای بزرگ مجبورن با هزینه منابع انسانی کمتر و با هزینه مارکتینگ بهینهتر بتونن رشد کنن.
خب این فرصتش برای بچههای ایران چیه؟ خب چون که ۲۰۰۰ دلار یا ۲۰۰۰ یورو یا هزار یورو معنی ۱۰۰ میلیون ۱۵۰ میلیون ۲۰۰ میلیون تومنه خب. حالا باز میگم راحته نیستم، عدد رو داریم خیلی راحت میگیم.
ولی من داشتم با یکی از بچههایی که توی کالیفرنیا صحبت میکردم اونم اخیراً – به اونایی که دیجیتال مارکتر رفته اونجا یه کار فولتایم گرفته تو یکی از آژانسهای بازاریابی دیجیتالشون – میگفت محمد نیروی سینیور یعنی نیروی ارشد، یه نیروی ارشد مارکتینگ توی مثلاً کالیفرنیا متوسط حقوقش مثلاً ۵۰۰۰ دلاره خب حالا مثلاً سینیور مثلاً چیز.
ولی توی همون آمریکا یه نیروی جونیور ۱۵۰۰ دلاره رنج حقوقش. حالا تو اون پوزیشنی که تو اون شرکتی که میگفت حالا ۱۵۰۰ دلار نی معادل یعنی جونیور اونجا معادل یک نیروی سینیوره توی ایرانه کنه.
یعنی یک کمپانی خارج از ایران میتونه با حقوق یک آدم جونیور، یک آدم کارآموز میتونه تخصص یا تجربه یک آدم بین تویه گوشه دیگه از دنیا. خب چرا این کارو نکن میخوام بگم؟ یعنی برا اون کمپانی هم منفعته میدونی چی میگم؟ و منطقی که تو بلندمدت این اتفاق بیشتر و بیشتر بشه به نظر.
دقیقاً یعنی از بعد از کرونا که خیلی این فضای حالا کار دورکاری زیاد شد حالا هم تو ایران هم تو همه جای دنیا و الان تو این یکی دو سال اخیر به واسطه هوش مصنوعی و اینکه کمپانیا باید خیلی هم سریع رشد بکنن خیلی داره بیشترم میشه.
امین آرامش:آقا ما همه اینا رو گفتیم که برین دل بدین به کار، بیا بیا برین یاد بگیرین مهارت یاد بگیرین.
در مورد دلاریشم با محمد و تیمش کارو راه میندازه براتون، گزینههاتونو داریم بیشتر میکنیم دیگه به از درآمد دلاری از یوتیوب که حرف زدیم، برنامهنویسی حرف زدیم، ادیت ویدیو حرف زدیم، ایناهم هست دیگه، این ۵-۶ تا عنوانم هست تمام تایتلها رو دارین.
برین یا یه دوره آموزشی خوب شرکت کنین یا برین از طریق یوتیوب یا از طریق خود کورسهای همون پلتفرما مثلاً مثل نمیدونم متا گوگل یاد بگیرید و بعدم یه تجربه و ایشالله برسین به پروژههای دلاری.
محمد سمیعی: یه جمله چیز بگم این چیزی که گفتی آره خب برای کسایی که صفر کیلومتر و اینا، من یه قسمتی از بچههاهم هستن که صفر کیلومترم نیستن خب ولی تو یکی از اینا متخصصن. خواهشی که دارم اینه که همون T-shape رو رعایت بکنن، تخصصی که توش عمیق هستنو داشته باشن ولی گاردی به یاد گرفتن بقیه هم نداشته باشن و اونا روم یاد بگیرن و اون این سگمنت هم خیلی خوب میتونن کار بگیرن خارج از ایران.
امین آرامش: بسیار عالی.
راه ارتباطی با محمد سمیعی
امین آرامش: اگه کسی احیاناً بخواد ازت مشورت بگیره چیکار کنه؟ چون احتمالاً خیلیا هستن دیگه، بیاد کجا ازت سؤال بپرسه.
محمد سمیعی: ببین لینکدین هستم، هم اینستاگرام.
امین آرامش:حالا مثلاً ممکنه ببین اینایی که داری میگی اینجوری با قاطعیت، بعداً بیچاره میشی.
مثلاً من مرتضا شجاعی که اولین قسمت درآمد دلاریمونو فکر کنم با مرتضی ضبط کردیم سه چهار سال پیش، چند وقت پیش فکر کنم ۵-۶ ماه پیش بود بهم میگفت، دیوونهم کردن بچهها توی دایرکت لینکدین چون فکر کنم اونجا گفت کسی بیاد بپرسه، میگفت بهم نشون داد گفت ببین چقدر پیغام نخونده دارم که هی میان سؤال میپرسن.
محمد سمیعی: ببین ممکنه واقعاً زمانبر باشه جواب دادنم، ولی واقعاً تلاش میکنم دونه دونه رو جواب بدم چون من بعد از حالا چیزهایی که رفتم طبقه شونزدهم رفتم این اتفاق افتاد و هنوزم ادامه دار هست.
ولی یه سریا رو واقعاً اصلاً باز میگم اینم تمرینه مثلاً طرف سلام چطوری مثلاً یا مثلاً سلام خب یه دونه تموم شد رفت. کسی که سؤال خوب بپرسه رو جواب میده قطعاً.
امین آرامش: آفرین آقا برید سؤال خوب از ممد بپرسید دایرکتش الانم گفت جواب میدی دیگه.
محمد سمیعی: آره آره نه حتماً سعی میکنم جواب بدم ولی ببخشید اگه دیر بشه و اینا تا جایی که چون هدفم اینه که این کارا رو بکنم.
امین آرامش:بله مثلاً یه کار دیگه هم میتونیم بکنیم اگه سؤال جنرالی دارن تو همون یوتیوب بیان مثلاً کامنت بذارن اونجا بهشون جواب بدیم، اینم به نظر میتونه چیز جالبی باشه.
راه نجات از ناامیدی
امین آرامش: میریم سراغ چند تا سؤال آخرمون. ببین این کاره با وجود اینکه جذابیت داره – تو ایران نشستی اصطلاحاً به ریال خرج میکنی و به دلار داری پول درمیاری – حتماً که سختیهای زیادی هم داره. توی این سختیا هیچوقت نشده که ناامید بشی خیلی؟ چیکار میکنی وقتی ناامید میشی؟
محمد سمیعی: خیلی سؤال خوبی پرسیدی. همین واقعیتش ببین برای همین گفتم کله قوی میخواد احتمالاً.
ببین وقتی مثلاً اینترنتت قطع میشه خیلی اذیتکنندهست و بابت کاری که باید یه ساعت انجام میدادی باید ۴ ساعت وقت بذاری، خیلی اذیتکنندهست و واقعاً از دید اون کارفرما هم به نظر میاد که خب این کار که یه ساعت وقت میخواست و سخته براش توضیح بدی که آقا من واقعاً ۴ ساعت وقت گذاشتم بابت این موضوع.
آدما این وقتا چیکار میکنن؟ یادشون میاد اون زمانی که اینو نداشتن. خب یعنی باید ذهنتو بازی بدی یعنی بگی خب اوکی.
و بر من هر وقت برمیگردم عقبو نگاه میکنم – حالا باز یه کم شعاری بشه نمیخوام شعاری بشه – هیچ چیز سختی هم واقعاً راحت به دست نمیاد. تو زندگیمم اینو تجربه کردم یعنی دوستیا یا مثلاً ازدواج یا کار، هر کدومش که سختتر تو به دست آوردی و بیشتر سختی کشیدی دیدی بابتش نمیدونم این قانون چیه و اصلاً ریشهش چیه ولی انگار اون خیلی ارزشمندتر بوده توی اون مسیری که تو گذروندی.
یکی اینکه سعی میکنم یادم بیاد و که این جایی که الان هستم با وجود همه سختیهاش در گذشته آرزوم بوده اصطلاحاً. دقیقاً ۵ سال من به این موضوع فکر میکردم خب.
دو واقعیتش اینه ورزش میکنن آه. ورزش خیلی کمک میکنه به ذهن، به اون ذهنیت داشتن اون ذهنیته.
ببین مثلاً نمیدونم حالا تو رو تردمیل و یا روی مثلاً الپتیکال و اینا که میری مثلاً یه بازی ۲۰ ۳۰ دقیقهای داره دیگه. اون اولش خیلی تو اشتیاق داری و انرژی داری تند میدویی حرکت سریع داری، بعد مثل همین کارا میمونه اولش خیلی هیجان داری خیلی انگیزه داری خیلی سریع وقت میذاری و اینا.
۱۰ دقیقه یه ربع که میدویی شروع میکنه ضربان قلبت رفت بالا رفتن عرق کردن یه ذره پات سست میشه خسته میشی سرعتت آروم میشه. این نقطه خیلی نقطه کریتیکالیه، تو یا اینجا تردمیلو خاموش میکنی میای پایین یا ادامش میدی.
خب نمیدونم اینو تجربهش کردی؟ من اینو واقعاً تجربهش کردم. اونجایی که گیوآپ میکنی میای پایین که هیچی دیگه خب حالا یه چیزی هم گذاشتی حالا خوبه دیگه یه ذرهم عرق کردی.
بعد از اینکه اونو ادامه میدی انگار مثلاً این یه همچین چیزی داری میری بالا میای پایین، این پایینه اگه ادامه بدی وقتی میری بالا یه حال خوبی بهت دست میده.
خب من همیشه سعی میکنم که اونجایی که میبینم حالم بده یاد ورزشه و اون دقیقه مثلاً ۱۵ تردمیله یا اون الیکاله بیفتم چون میدونم اینم شبیه همونه. چون انگار مغزم داره همون بازیو تکرار میکنه.
چون وقتی تو داری تو اون دره، کمکم میری و اون سختیه میری – اینترنت قطع شد ضربان قلبت میره بالا عصبانی میشی – ولی اینو که ازش رد کنی تو یه کس دیگهای میشی
برای من این شکلیه آره.
امین آرامش: بسیار عالی.
سه مهارت کلیدی موفقیت
امین آرامش: سه تا چیز که سه تا مهارت یا هر چیز دیگهای که فکر میکنی توی جایی که هستی خیلی تأثیر داشته؟
محمد سمیعی: به نظرم واقعاً یکی شبکهسازی، یک شبکهسازی واقعاً مهمه.
دو صبره. آره صبره.
سه جنگنده بودن به نظر من. یعنی چی؟ احتمالاً سؤال شاید براش باشه جنگنده بودن یعنی چی؟ بازم میگم یعنی تو حالا ویژگی شخصیتی یا هر چیزی، نمیدونم واقعاً این از کجاست یا رقابتطلب بودن، میدونی شاید اینجوری بگم بهتره.
من از بچگیام یعنی همیشه مثلاً جز اون سه تا شاگرد اول باید میشدم. یعنی اگه میاومدم مثلاً پنجم همه کار یعنی خودمو به در و دیوار میزدم که بیام جز اون سه تا. وقتی جز اون سه تا هم میاومدم خودمو به در و دیوار میزدم بیام مثلاً به یکه برسم.
این به نظرم یه چیزیه که همیشه دوست دارم رقابت کنم. یعنی اصلاً تو شرکتهایی که مثلاً رقابت نباشه نمیتونم کار بکنم. میدونی یعنی این توی زندگی یا توی کارم نهفتهست به نظرم.
رقابتطلب بودن تو رو میندازه جلو انگار، انگار هی باعث میشه تو بری یه چیزی یاد بگیری اون مثلاً این کارو کرد.
حالا یه جایی هم ممکنه تله بندازهت ولی بین یه انگیزه خیلی جدی میده دیگه.
امین آرامش: یعنی بله مثلاً این حرف که میگن که خودت رو با کسی مقایسه نکن از یه منظر حرف درستیه از این بابت که ما آدمها شرایط یکسانی توی ورود به بازی نداشتیم، از این منظر درسته.
اما از این منظر دیگه واقعیتش اینه که یک انگیزهگیراننده اصلی برای ماها همین مقایسه خودمون با دیگرانه که رقابت کنیم. یعنی خیلی هنر میخواد که اون جنبه منفیشو حداقل کنی ولی از جنبه مثبتش استفاده کنی آره.
محمد سمیعی:و راحتطلب نبودنم مهمه که کار بکنی
امین آرامش: آقا بذار من اینو توضیح بدم اصلاً خیالت راحت بشه.
آقا ببین من یه چیزی، من دوست دارم اینو تأکید بکنم خیلی ما راجع به کار نکن حرف زدیم همیشه اول پادکستم توی صوت من میگم که داستان آدم که با شغلشون زندگی میکنن.
ولی من الان میخوام اینو بگم که از این برداشت نشه که قراره اول مسیر شغلیتونم بهتون خوش بگذره و از همون اول یه کاری داری که تو تک لحظاتش کار نمیکنی نه داداش.
اول مسیر شغلیت مخصوصاً و حتی اگه جلوترم بیای – یعنی الان حتی توی یه شغلی هستی که احساس میکنی این کار نکنته اصطلاحاً – دیگه اون کارم تو همه لحظاتت خوش نمیگذره بهت.
بماند که تو ابتدای مسیر شغلی خیلی بدوی خیلی با خیلی وقتا با یه کاری بکنی که جذاب نیست برات. یعنی از این برداشت نشه که قراره ما کار نکردن اصلاً…
یکی تو اینستاگرام اومده بود برام کامنت گذاشته بود که اون لیوانو که اونجا گذاشتی معلومه تو شما چه خبره شما اصلاً این یه چیز دیگه داره میگه اصلاً داره.
محمد سمیعی: ولی میخوام بگم من الان مثالشو داشتم یه آرایشگرو یعنی مثال میزنم همیشه میگم آقا اون واقعاً اون آرایشگره که مثلاً داره ۱۰ سال مو میزنه چهجوری خسته نمیشه؟ حتماً جایی خسته میشه ببین اون خستهست هر روز به نظر من اتفاق.
ولی من میشناسم آرایشگری که الان چند تا خونه داره، ویلای شمالشو داره، یه کاسبی دیگه راه انداخته، کلی سرمایهگذاری داره میکنه. خب این اگه میخواست این کار تکراری و خستهکننده رو نکنه که اینا رو نداشت.
.
امین آرامش: که اتفاقاً واقعاً یه جایی تو باید یه کارایی بکنی که دوست نداری بله آقا آقا منم دارم تأیید میکنم، و این جمله که یه جاهایی یه کاری بکنی که دوست نداری با فلسفه کار نکن هیچ منافاتی نداره کار نیست.
نصیحت به خود ۱۸ ساله
امین آرامش:به عنوان آخرین سؤال، با خود ۱۸ سالت حرف بزن، بهش بگو چه کارایی بکنه یا نکنه.
محمد سمیعی: با خود ۱۸ ساله… ببین من اگه بخوام بهش یک چیزی رو بگم که از همه مهمتره واقعاً اینکه زمانت رو هدر نده.
یعنی من خیلی دوست داشتم من از ۱۸ سالگی از ۱۶ سالگی کار کردم خب یعنی درس میدادم ریاضی فیزیک درس میدادم خب ریاضی فیزیکم مثلاً دوست داشتم و اینا درس میدم ازش پول درمیآوردم.
تقریباً از تایم ۱۸ سالگی ۱۹ سالگی تا ۲۵ سالگی میتونم بگم تقریباً یکی از سختترین دوران زندگی من بود که شاید مثلاً بگم به زور ۳۰ تومن توی کارت، تو کارت من بود ۳۰۰ تومن نمیدونم الان چقدر میشه چقدر مثلاً اندازه یکی دو میلیون تومن مثلاً من ماهمو با یکی ۲ میلیون تومن سر میکردم.
ولی متأسفانه کسی نبود این حرفایی که الان کار نکن میزنه رو به من بزنه. خب که آقا تو میتونی بری یه سری چیزا یاد بگیری. اینا هستن. این فرصتهای شغلی هستن. میتونی بری این کارا رو بکنی.
و خب واقعیتش اینه که خیلی هم توی مدرسه و دانشگاه و خانواده و اینها هم خیلی اینا رو به ما یاد ندادن واقعیتش و اینا رو ما باید توی مثلاً کلی آزمون خطا به دست میآوردیم.
من دوست داشتم که به حالا هر کسی که الان ۱۸ سالشه یا اون ۱۸ سالگیه خودم بگم تا میتونی رو آموزش خودت سرمایهگذاری کنی.
امین آرامش: آره عالی. رو آموزش خودتون سرمایهگذاری کنید که اهل کار نکن بشید با تمام این تبصرههایی که الان من زدم.
مرسی محمد جان خسته نباشی.
محمد سمیعی: قربونت مرسی ممنون سلامت باشین خداحافظ.
اگر این مصاحبه براتون مفید بود و میخواید جزئیات بیشتر، لحن واقعی گفتگو و نکات ریز رو بشنوید، حتماً نسخه کامل ویدیویی قسمت ۱۴۰ پادکست کار نکن رو در یوتیوب ببینید:
توی کامنتها بگید: شما خودتون رو مناسب کدوم حوزه مارکتینگ برای درآمد دلاری میدونید؟ بزرگترین چالشی که فکر میکنید سر راهتون باشه چیه؟
منتظر نظراتتونم